<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210</id><updated>2011-04-21T10:53:46.083-07:00</updated><title type='text'>شورای آزادی</title><subtitle type='html'>ايران اي خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد بر پيكرم
جز مهرت در دل نپرورم
از آب وخاك ومهر تو سرشته شد گلم
مهر اگر برون رود تهي شود دلم
مهر تو چون شد پيشه ام 
دور از تو نيست انديشه ام 
در راه تو كي ارزش دارد اين جان ما 
پاينده بادا خاك ايران ما
</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>57</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-112268665320093173</id><published>2005-07-29T18:21:00.000-07:00</published><updated>2005-07-29T18:24:13.206-07:00</updated><title type='text'>اعلام حمایت جمعی از فعالان جنبش دانشجویی ایران از اکبر گنجی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;اعلام حمایت جمعی از فعالان جنبش دانشجویی ایران از اکبر گنجی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکبر گنجی روزنامه نگار شجاع ایرانی قریب به یک ماه است که دست به اعتصاب غذا زده و خانواده ی گرامی اش و تمامی آزادی خواهان ایرانی را در نگرانی عمیقی فرو برده است .&lt;br /&gt;نقش عمده ی گنجی در افشای ماهیت آمران و عاملان قتلهای سیاسی پا ئیز 1377 ،چنان بود که اقتدار گرایان چاره ای جز به بند کشیدن وی نیا فتند.&lt;br /&gt;اینک او تاوان حقیقت گویی و آزاد اندیشی خود را با حبسی طولانی که در آن دچارانواع بیماریها شده است ، می پردازد.&lt;br /&gt;همانگونه که روزنامه نگاران دلا وری چون او گرفتار خشم حاکمیت جهل و خشونت شدند ، جنبش دانشجویی ایران نیز هزینه ی سنگینی را در تحقق خواسته های ملی خود پرداخت و اکنون در حالی که حاکمیت سیاسی در صد د سرکوب گسترده ی جنبش دمکراسی خواهانه ی ایرانیان بر آمده، تنها اتحاد و یکپارچگی تمامی نیروهای آزادیخواه از طیفهای گوناگون می تواند چاره ساز باشد.&lt;br /&gt;بدین وسیله ما : جمعی از فعالان جنبش دانشجویی ایران، با گرامی داشت یاد تمامی زندانیان سیاسی از جمله دانشجویان زندانی که پس از گذشت 6 سال از تهاجم وحشیانه ی عوامل سرکوبگر به کوی دانشگاه تهران در 18 تیر ماه 1378 همچنان در بند هستند ،اعلام می داریم که همگام با سایر گروه های دعوت کننده از تجمع اعتراضی نسبت به وضعیت نگران کننده ی اکبر گنجی که روز سه شنبه 21تیر ماه 1384 و از ساعت 5الی 7 بعد از ظهر در مقابل&lt;br /&gt; سر در دانشگاه تهران بر گزار خواهد شد ، حمایت می کنیم .&lt;br /&gt;از تمامی گروه های اپوز یسیون ،فعالان سیاسی و دانشجویی و ملت بزرگوار ایران نیز دعوت می کنیم که برای رساندن فریاد مظلومیت اکبر گنجی و سایر زندانیان سیاسی به گوش جهانیان ،دراین مراسم حضور گسترده و با شکوهی داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درود بر شهدای راه آزادی ایران&lt;br /&gt;درود بر زندانیان سیاسی ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعی از فعالان جنبش دانشجویی ایران :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رضا آریا راد_کوروش آسمانی _رضا اشرف پور&amp;shy;_مریم افشاری_آنا اژدری_&lt;br /&gt;فرانک امیر آبادی_امین احمدی _کیان احمدی _سعید امامیان_امیر فرشاد ابراهیمی_&lt;br /&gt;پرویز ابراهیمی_علی اسماعیلی _سعید بشیر تاش_نصرت بیات_علی بی کس_&lt;br /&gt;مسعود بن برستا_آرش بی قرار_کاوه پور عبد الرحیم_سپیده پور آقایی_بهزاد پیله ور_&lt;br /&gt;کاوه جاویدی_ شهبانو جعفری_سید جمال حسینی_مجید خدا بخشی_علی خلف زاده_&lt;br /&gt;پژمان خورشیدی_فرانک دوانلو_ویدا دهقانیان_امیر اردوان داودی_عباس دلجوان_&lt;br /&gt;احمد دانش پذیر_فتی راستین_علیرضا رنجبر_امیر رفیعی نیا_سپهر رمضانی_&lt;br /&gt;شهلا رود ساز_مهران رود ساز_پژمان روئین تن_حسن زارع زاده اردشیر_&lt;br /&gt;شهلا سعادتی_محمد مسعود سلامتی_آرش سلیمانی_ایمان سمیع زاده_اردشیر شجاعی_&lt;br /&gt;حیدر شعبانی_وحید شعبانی_محمود شوشتری_منصور شهریاری_احیا شهرزاد_&lt;br /&gt;کاوه شیر زاد_حسن صادقی_محسن صادقی نور_صدف صافی-کوروش صحتی_&lt;br /&gt;حمید صفائی_مصطفی صنعت نما_حمید رضا ظریفی نیا_سید محسن عابدی_&lt;br /&gt;بابک عادل_پیمان عارف_سید علی عالم زاده_الهام عظیما_حمید علیزاده بهبهانی_&lt;br /&gt;ابراهیم فاطمی_منصور فرجی_حسن قیصری_سعید کاشیلو_امیر کاویان_&lt;br /&gt;محمد رضا کثرانی_امین کرد_سعید کلانکی_فرهاد کهندانی_آرش کیخسرو_&lt;br /&gt;دامون گلریز_محمد گنجی_مهرداد لوائی_رضا مبین_مسعود مجیری_&lt;br /&gt;رضا محسن پور_نسرین محمدی_فتح الله مرادی _عطا الله مرادی_اکبر مفتحی_&lt;br /&gt;اسماعیل مقابری_مهران میر عبد الباقی_شیوا نظر آهاری_هانیه نعمتی_کاوه همپوش.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-112268665320093173?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/112268665320093173/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=112268665320093173' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/112268665320093173'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/112268665320093173'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/07/blog-post_29.html' title='اعلام حمایت جمعی از فعالان جنبش دانشجویی ایران از اکبر گنجی'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-112070792524737105</id><published>2005-07-06T20:42:00.000-07:00</published><updated>2005-07-06T20:45:25.260-07:00</updated><title type='text'>روزی که خامنه ای را لرزاند</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;4 روزی که خامنه ای را لرزاند(قسمت اول)&lt;br /&gt;روایتی از قیام دانشجویی 18 تیرماه 1378&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;18 تیرماه 78 نقطه عطفی در مبارزات جنبش دانشجویی ایران بشمار می رود. سرکوب خونین دانشجویان در این روز و تظاهرات گسترده دانشجویی – مردمی در روزهای پس از آن ، چند روزی در صدر عناوین خبری رسانه های داخلی و بین المللی قرار گرفت.&lt;br /&gt;شرایط ایجاد شده به گونه ای بود که نظام سیاسی حاکم بر ایران را در شوکی سیاسی و از طرفی نیروهای اپوزیسیون را نیز در موقعیتی آزمون نشده وحساس قرار داد.&lt;br /&gt;صرفنظر از نتایج حاصله از این قیام ، سرنوشت آن و چگونگی عملکرد گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی در آن چند روز تاریخی ، بعنوان کسی که بسیاری از رویدادهای آن روزها را از نزدیک مشاهده کرده و در ارتباط با وقایع آن از سوی بیدادگاههای انقلاب دچار محکومیت حبس و شکنجه نیز شدم ، مشاهدات خود را برای روشنتر شدن بیشتر قضایا و ادای دین به مبارزین گمنامی که دلاورانه در برابر دژخیمان رژیم صف آرایی کردند ، بیان می کنم.&lt;br /&gt;ذکر این نکته الزامی است که اسامی عنوان شده در این نوشتار ، اشخاصی حقیقی اند ، اما به دلیل شرایط حاکم و احتمال ایجاد مشکل برای دوستانی که همچنان در زندان بسر برده و یا در داخل کشور فعالیت دارند ، نامهای مستعار برایشان در نظر گرفته ام. برخی از این دوستان برای ملت ایران کاملاٌ شناخته شده هستند و امیدوارم که بزودی این نوشتار با ، اسامی حقیقی آنان مجدداٌ انتشار یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمعه 18 تیرماه 78 :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صبح آن روز با تماس تلفنی خانم آزادی ؛ یکی از فعالان دانشجویی بیدار شدم. خبر می داد که دیشب درگیری گسترده ای در کوی دانشگاه تهران روی داده و همچنان نیز ادامه دارد.&lt;br /&gt;سخنانش برایم باور نکردنی بود. به سرعت آماده حرکت بسمت کوی شدم. فاصله زیادی از منزل ما در امیرآباد تا کوی نبود. وقتی که از سمت پایین خیابان امیرآباد و پس از تقاطع جلال آل احمد به نزدیکیهای کوی رسیدم ، با سد عظیمی از نیروهای پلیس و مأموران یگان ویژه مواجه شدم.&lt;br /&gt;آنها اجازه حرکت به هیچ اتومبیلی را نمی دادند و از نزدیک شدن عابرین پیاده هم به کوی جلوگیری می کردند.&lt;br /&gt;مردم با بهت و حیرت به سمت بالای خیابان نگاه می کردند که دانشجویان به خیابان آمده و با پرچمهایی در دست ، شعار می دادند.&lt;br /&gt;تنها راه وارد شدن به کوی ، کوچه های مقابل کوی در خیابان اصلی امیرآباد و یک راه دیگر هم ضلع غربی کوی نزدیک خیابان گیشا بود.&lt;br /&gt;برای اینکه سریعتر بتوانم خود را به دانشجویان برسانم ، از  یکی از کوچه های فرعی امیرآباد به سمت کوی رفتم. در بین راه یکی از فعالان جنبش دانشجویی به نام رضا را دیدم و بهمراه او راهی شدیم.&lt;br /&gt;برخلاف تصور ما ، تمامی آن کوچه های فرعی مرتبط به کوی نیز توسط نیروهای انتظامی حراست می شد. اما چاره ای نبود باید از سد آنان می گذشتیم. وقتی که ازدحام جمعیت مقداری زیاد شد ، از فرصت استفاده کرده و از سد مأموران گذشتیم.&lt;br /&gt;هنگام ورود به کوی دانشگاه ، صحنه هایی را دیدم ، که مرا مدتی بهت زده کرد.&lt;br /&gt;ساختمانهایی ویران شده که از جنگی نابرابر خبر می داد. درب و شیشه های اکثر اتاقها شکسته شده و کلیه لوازم شخصی دانشجویان بهم ریخته بود.&lt;br /&gt;عکسهای پاره شده شخصیتهایی چون دکتر مصدق ، دکتر شریعتی و خاتمی ، کتابهای از بین رفته و در چند مورد اتاقهایی کاملاٌ سوخته شده ، گوشه ای از پذیرایی خونین دیشب اقتدارگرایان از دانشجویان بود.&lt;br /&gt;بر دیوارهای سالن خوابگاه ، شعارهای متعددی نوشته شده بود : {جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد} ، {دانشجو می رزمد ، استبداد می لرزد} ، {جمعه ها خون جای بارون می چکه} و ...&lt;br /&gt;حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز از تعرض مصون نمانده بود.&lt;br /&gt;جو کوی دانشگاه بسیار ملتهب بود. شب گذشته ، تحصنی در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام در محوطه کوی صورت گرفته بود. این تحصن ، که به اعتراض و راهپیمایی مقابل درب اصلی کوی و سر دادن شعار انجامیده بود ، پس از مدتی با دخالت پلیس خاتمه یافت. اما ساعاتی بعد و هنگامی که دانشجویان در حال استراحت بودند ، حمله ناجوانمردانه ای با شرکت نیروهای انصار حزب الله و یگان ویژه پلیس صورت گرفت. برخی دانشجویان را از بالای ساختمانها به پایین پرتاب کرده و بسیاری را نیز با فحاشی و ضرب وشتم دستگیر کرده و با خود برده بودند.&lt;br /&gt;حسین یکی از فعالان دانشجویی که پس از وقایع 18 تیرماه بازداشت شد ، در زندان اوین به من گفت که تجمع اولیه دانشجویان کار او بوده است. او پس از توقیف روزنامه سلام به خاطر انتشار نامه سعید امامی که از مجلس خواسته بود ، محدودیتهای بیشتری را برای مطبوعات در نظر بگیرند ، اعلامیه هایی را تهیه کرده و در آنها از دانشجویان کوی خواسته بود که برای اعتراض در محوطه داخلی کوی دانشگاه تجمع کنند.&lt;br /&gt;حسین این اعلامیه ها را در اتاقهای دانشجویان در کوی توزیع کرده بود.&lt;br /&gt;پس از تجمع عده ای از دانشجویان ، اندک اندک بر تعداد معترضین افزوده شده و تظاهرات اولیه ای در شامگاه روز پنج شنبه 17 تیرماه صورت می گیرد.&lt;br /&gt;اینک و پس از سرکوب خونین شب گذشته ، دانشجویان باقی مانده در کوی که به شدت از این مسئله ناراحت بودند ، قصد مبارزه با سرکوبگران و دفاع از حقوق تضییع شده خود را داشتند. جو غالب به گونه ای بود که کسی قصد ترک محوطه کوی را نداشت. بسیاری از ساکنین کوی به همراه دانشجویان دیگری که به طریقی خود را به کوی رسانده بودند ، نقاب بر چهره زده و آماده درگیری با مزدوران رژیم بودند.&lt;br /&gt;برخی هم در مسجد کوی گرد آمده و راههای گوناگون تداوم اعتراضات را بررسی می کردند.&lt;br /&gt;در چنین شرایطی ، من برای تهیه گزارشی از این فاجعه و اطلاع رسانی و همینطور مشورت و رایزنی با دوستان جبهه متحد دانشجویی عازم دفتر جبهه شدم.&lt;br /&gt;دفتر جبهه در میدان هفتم تیر ، خیابان مشاهیر قرار داشت و برای رسیدن به آنجا باید از حوالی میدان انقلاب که نماز جمعه در آن برقرار بود ، می گذشتم. عده ای از بسیجیان و حزب اللهی ها در حالی که شعار هایی سر می دادند ، عازم کوی بودند.&lt;br /&gt;این مورد به همراه پافشاری دانشجویان بر ترک نکردن کوی و ایستادگی در برابر مأموران رژیم ، حکایت از تشدید درگیریها در ساعاتی بعد می کرد.&lt;br /&gt;وارد دفتر جبهه شدم و به سرعت گزارشی را که تهیه کرده بودم برای رسانه های داخلی و خارجی فرستادم. چند تن از اعضای جبهه در دفتر بودند ، اما از اعضای شورای مرکزی کسی نبود. مهندس طبرزدی هم که از چندی پیش در بازداشت بسر می برد. با برخی از دوستان رایزنی کردیم.&lt;br /&gt;همگی متفق القول بودیم که بعنوان یک گروه دانشجویی مستقل باید قاطعانه از خواسته های بحق دانشجویان حمایت کنیم.&lt;br /&gt;در آن شرایط بحرانی ، علاوه بر حمایت سیاسی و رسانه ای از جنبش ، حمایت لجستیکی هم مد نظر بود.&lt;br /&gt;بدین منظور در تماسهایی که با دوستان جبهه داشتیم ، این قضیه مطرح شد.&lt;br /&gt;به عنوان اولین گام ، مقداری مواد خوراکی نظیر : خرما ، بیسکویت و ... تهیه شد تا به دانشجویان آسیب دیده ، رسانده شود. (هرچند هنگامی که دوباره به کوی برگشتیم ساکنین منطقه امیرآباد ، بزرگوارانه از فرزندان دانشجوی خود پذیرایی می کردند.)&lt;br /&gt;پس از تهیه مواد خوراکی به همراه 2 تن از دوستان ؛ بهزاد و علی با اتومبیل راهی کوی شدیم. دیگر هیچ راه نفوذی به داخل کوی وجود نداشت. بر تعداد مأموران پلیس افزوده شده بود. بعلاوه اینکه نیروهای انصار نیز لشگرکشی عظیمی به سمت کوی دانشگاه کرده بودند.&lt;br /&gt;تنها یک راه وجود داشت. ضلع غربی کوی دانشگاه ، نزدیک پمپ بنزین نزدیک اتوبان چمران.&lt;br /&gt;بدین ترتیب وارد کوی شدیم و مواد خوراکی را به کمک دانشجویان پخش کردیم.&lt;br /&gt;خیابان امیرآباد به دو قسمت تقسیم شده بود. قسمت بالای آن که شامل خوابگاه دانشجویی دختران و درب اصلی خوابگاه پسران می شد ، متعلق به دانشجویان بود که با آتش زدن لاستیک و سنگرچینی در برابر مأموران پلیس یگان ویژه و انصار موضع گرفته بودند.&lt;br /&gt;مقابل درب پایینی کوی و پایینتر از آن محل استقرار نیروهای مزدور رژیم بود.&lt;br /&gt;درگیریها ادامه داشت. من که در آن زمان دانشجوی 21 ساله دانشکده کشاورزی ورامین بودم ، ترجیح دادم بر خلاف برخی از دوستان که از شرکت مستقیم در درگیریها خودداری می کردند ، وارد این عرصه شوم.&lt;br /&gt;وقتی که از زیر پیراهن های پاره شده دانشجویان شب قبل ، نقابی درست کردم ، به جمع دانشجویان درگیر پیوستم. آنها با سنگ به سمت مزدوران حمله می کردند و شعارهای تندی هم سر می دادند.&lt;br /&gt;از آن طرف ، گازهای اشک آور مرتباٌ از سوی مأموران بسمت ما پرتاب می شد.&lt;br /&gt;در میان دانشجویان درگیر ، برخی از دوستان مثل سامان را دیدم. برای مقابله شدیدتر با مزدوران تصمیم گرفتیم که با عده ای دیگر از دانشجویان یک گروه مقاومت تشکیل دهیم.&lt;br /&gt;هدف اول ، ضربه زدن به مأمورانی بود که در مقابل درب پایینی کوی سنگر گرفته بودند. بدین منظور تصمیم گرفتیم که با کوکتل مولوتف به استقبال آنها برویم. عده ای برای فراهم کردن بنزین از درب پشتی کوی به پمپ بنزین نبش اتوبان چمران رفتند. عده ای هم کلیه شیشه های نوشابه سالن غذاخوری کوی را برای ساختن کوکتل آوردند. هنگامی که ما مشغول آماده کردن موراد فوق بودیم ، درگیری دانشجویان با مأموران رژیم شدت بیشتری گرفته بود. بطوری که عزت ابراهیم نژاد ؛ شهید جنبش دانشجویی در همان شب به شهادت رسیدو تنی چند از دانشجویان نیز به شدت زخمی شدند.&lt;br /&gt;نیروهای یگان ویژه و انصار حزب الله که از ایستادگی شجاعانه دانشجویان عاصی شده بودند اقدام به شلیک گلوله کردند.&lt;br /&gt;هرچند که رژیم اعلام کرد که تنها یک نفر در آن درگیریها جان باخته است اما منابع دیگر از کشته و زخمی شدن تعداد بیشتری از دانشجویان خبر می دادند.&lt;br /&gt;در چنین شرایطی حمله با کوکتل مولوتف می توانست پاسخ مناسبی به آن همه جنایت و بی عدالتی در حق دانشجویان آزادیخواه و بیگناه ایرانی باشد.&lt;br /&gt;با دوستان از داخل کوی به سمت ساختمانهای پایینی کوی که هنوز کاملاٌ ساخته نشده بودند رفتیم. دسته دسته برروی هریک از ساختمانها قرار گرفتیم و ناگهان بارانی از کوکتل مولوتف به سمت مأموران باریدن گرفت.&lt;br /&gt;با اولین حمله ، مزدوران سراسیمه شده پای به فرار گذاشتند. فریاد شادی دانشجویان به آسمان برخاست.&lt;br /&gt;درگیری بدین ترتیب ادامه یافت و مأموران به سمت ساختمانهایی که ما در آن قرار داشتیم آتش گشودند که خوشبختانه به کسی آسیبی نرسید.&lt;br /&gt;تا ساعاتی پس از نیمه شب وضع بهمین منوال بود تا اینکه با عقب نشینی مقطعی نیروهای انتظامی جو یک مقدار آرام شد.&lt;br /&gt;هرچند هنوز سنگرهای دانشجویان تخلیه نشده بود و کسی هم قصد ترک محوطه کوی را نداشت.&lt;br /&gt;با برخی از دوستان دیگر تصمیم گرفتیم که به نوبت در داخل چمنهای محوطه کوی استراحت کنیم و بقیه مراقب باشند تا در صورت حمله احتمالی مأموران ، دیگران را بیدار کنند. بدین دلیل استراحت در آنجا را انتخاب کردیم که ساختمانهای سالم به ندرت وجود داشت و همچنین در آن محیط در برابر حمله احتمالی ، عکس العمل بهتری می توانستیم داشته باشیم.&lt;br /&gt;در همین حین علی ربیعی ، مشاور امنیتی رئیس جمهور و مصطفی تاجزاده معاون وزیر کشور به دیدار دانشجویان آمدند که من هم به همراه تنی چند از دانشجویان به گفتگو با او پرداختیم.&lt;br /&gt;آنها خواستار پایان دادن به تحصن و درگیری بودند. دانشجویان هم خواسته های منطقی و مشخصی داشتند ، از جمله : معرفی و مجازات عوامل حمله به کوی دانشگاه ، برکناری فرمانده نیروی انتظامی ، آزادی کلیه دانشجویان بازداشت شده در جریان درگیریها ، نامیدن خیابان کارگر شمالی(امیرآباد) بنام 18 تیر ، آمدن رئیس جمهور میان دانشجویان و دلجویی از آنان. البته در طول روز هم چند تن از نمایندگان مجلس و همینطور وزیر کشور برای بازدید از وضعیت کوی و دانشجویان به محل آمده بودند. اما تهاجم گسترده به کوی و نارضایی دانشجویان چنان بود که کسی قادر به آرام کردن آنها نبود.&lt;br /&gt;حسن غفوری فرد از چهره های سیاسی محافظه کار نیز یکی از کسانی بود که در کوی دانشگاه حضور یافت. دانشجویان به دلیل سوابق و مواضع ضد مردمی او ، آنچنان برخوردی با وی کردند ، که ناچار شد به سرعت ، کوی را ترک گوید.&lt;br /&gt;جمعه 18 تیرماه ، روزی سراسر هیجان و التهاب ، روز ایستادگی و شهامت ، روز آزادگی و مظلومیت بدین ترتیب به پایان خود رسید و در تاریخ ایران ماندگار شد. هرچند روزهای بعد از آن نیز آبستن حوادث تازه دیگری بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                                                              ادامه دارد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;          15 تیرماه 1384&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;           کوروش صحتیKourosh18tir@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-112070792524737105?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/112070792524737105/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=112070792524737105' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/112070792524737105'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/112070792524737105'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/07/blog-post.html' title='روزی که خامنه ای را لرزاند'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-111635998766625642</id><published>2005-05-17T12:57:00.000-07:00</published><updated>2005-05-17T12:59:47.676-07:00</updated><title type='text'>سو استفاده از پناهندگان ایرانی در ترکیه</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سو استفاده از پناهندگان ایرانی در ترکیه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک سال قبل فردی به نام بهمن معالی زاده با ادعا و هدف کمک به پناه جویان ایرانی ساکن در ترکیه اقدام به تاسیس بنیادی خیریه به نام نوروز کرد. این بنیاد پس از نمایش فیلم های مستندی، از شبکه های تلویزیونی فارسی زبان لس آنجلس، که آقای معالی زاده از ترکیه با خود به همراه آورده بود، شروع به جمع آوری کمک های مردمی و سپس ارسال آن ها به ترکیه نمود. این کمک ها که اغلب مالی بود بعدها با کمک چند  داوطلب میان پناه جویان ایرانی در چند نوبت به شکل مایحتاج ضروری( عمدتاً پروتئین) توزیع شد. این کمک هر چند ناچیز در درجه اول ، در بهبود وضعیت روحی پناه جویان موثر بود، اما بعدها با آگاهی پناه جویان از وسعت کمک های انجام شده و نرسیدن آن ها به دست نیازمندان سرخوردگی عظیمی بر وجودشان مستولی شد. با این وجود بنا به خصلت مدارا و تشکر از همین مقدار یاری هم وطنان ساکن آمریکا سخنی بر زبان نیاوردند و اگر شکایتی بود بیشتر از سوی سازمانها و گروه هایی ابراز شد، که خود را حامی و مدافع پناه جویان قلمداد می کنند.  از جمله فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی(همبستگی) که در نشریه هفتگی (شماره ١٤٨) خود با چاپ دو مطلب؛ تحت عناوین گرگ های پناهندگی به امضای  فرشاد حسینی و سلطنت طلبها، تلویزیون پارس و پناه جویان ایرانی در ترکیه نوشته بابک شدیدی ، ضمن اشاره به فساد مالی آقای معالی زاده و مبلغ صد و بیست هزار دلاری که از طریق برنامه تلویزیونی توسط وی  جمع شده بود، تردید خود را نسبت به اهداف و ماهیت این بنیاد  و رسیدن این کمک ها به دست پناه جویان اعلام کرد. تردیدی که امروز پس از گذشت حدود یک سال و نرسیدن این کمک ها جامه حقیقتی تلخ را به خود گرفته است.&lt;br /&gt;آقای معالی زاده در آستانه سال نو شمسی، در بخش گزارشی صدای آمریکا طی مصاحبه ای با آقای انوشیروان کنگرلو مراتب ارسال و رسیدن این کمک ها به دست پناه جویان را اعلام کرد، که اگر همه سخنان ایشان را دروغ قلمداد نکنیم، لا اقل تمامی آن نیز حقیقت نبود. ایشان اعلام کردند که دو کانتینر حاوی کمک های جنسی به سوی ترکیه اعزام کرده اند و سرانجام یکی از این کانتینرها  به  شهر حکاری رسیده و  تعدادی از پناه جویان موفق به دریافت البسه و اسباب بازی برای کودکانشان شده اند.&lt;br /&gt;در صورتی که کانتینر ارسالی مدت ها قبل به این شهر رسیده بود و پس از زلزله دو هفته قبل در استان حکاری که تلفات  جانی و مالی چندانی نداشت ، محتویات آن بین اهالی فقیر و احیاناً آسیب دیده حکاری پخش شد. از سرنوشت کانتینر دوم نیز خبر موثقی در دست نیست و ظاهراً به سرنوشت همین کانتینر دچار شده است. از هزار و دویست کارتن ادعایی آقای مالی زاده نزدیک شصت کارتن در اختیار نماینده این بنیاد در شهر وان قرار داده شد. آقای مالی زاده و همکاران شان از توزیع همین اندک باقیمانده اشیاء موجود ، میان پناه جویان حکاری به قدر کافی عکس و فیلم تهیه کرده اند تا در اختیار مردم ساده دل و انسان دوستی که دست  کمک به هم وطنان خود زده اند، قرار داده و نتیجه مثبت عاید شده از اقدام خود را اثبات کند.&lt;br /&gt;آقای مالی زاده  در مصاحبه عنوان می کند که مقداری از این کمک ها را در اختیار مردم نیازمند ترکیه قرار داده است. به فرض صحت این ادعا( و مصادره نشدن کانتینر توسط دولت ترکیه، شایعه ای که ماه هاست میان پناه جویان دهان به دهان می چرخد) چرا وی بایستی دست به چنین عملی زده و بسیاری از کسانی را که این اشیاء به قصد کمک به آنان جمع آوری شده، هم چنان ناکام باقی گذارد. آیا وی از سوی یاری کنند گان صاحب چنین اختیاری شده است؟ آیا چراغی که به خانه روا است، به مسجد حرام نیست؟&lt;br /&gt;آقای مالی زاده از ذوق و شوق کودکانی که موفق به گرفتن اسباب بازی شده اند، سخن می گوید ؛ اما از عکس العمل خشمگیانه پناه جویان و آتش زدن البسه کهنه ای که میان شان توزیع شده سخنی بر زبان نمی آورد. اگر ایشان با فرض این که شبهه ای در اعمال شان وجود ندارد، چرا از اقدامات غیر عادلانه دولت ترکیه انتقاد نمی کنند؟ آیا در صورت انتقاد خطری متوجه ایشان خواهد شد؟ یا از توزیع کمک های ارسالی بنیاد نوروز جلوگیری به عمل خواهد آمد؟ که اگر چنین باشد باز پناهجوی ایرانی چیز زیادی از دست نداده است.&lt;br /&gt; پناه جوی ایرانی به کمک نقدی یا جنسی این بنیاد و دیگر بنیادها نیاز مبرم ندارد . آن چه او طالب است کمک حقوقی در زمینه پذیرش تقاضای پناهندگی اش و داشتن وکیل است. هم اکنون هزاران نفر تحت عنوان پرونده بسته مطلق در شهرهای مختلف ترکیه وجود دارند که خطر دیپورت شدن به ایران تهدید شان می کند. بسیاری از این افراد و خانواده های شان از کمک و حمایت مادی و معنوی هیچ سازمانی برخوردار نیستند و به دلیل رد تقاضای پناهندگی شان از دریافت کمک پزشکی از سوی کمیساریای عالی پناهندگان نیز محروم شده اند. اما این افراد با وجود محنت و سختی هایی که بر آنها روا شده، باز حاضر به تحمل هستند، فقط در صورتی که به اجبار به ایران بازگردانده و تحویل عوامل جمهوری اسلامی نشوند.&lt;br /&gt;موسس و مدیر بنیاد نوروز آقای بهمن معالی زاده (وابسته به طیف سلطنت طلب)  در برنامه تلویزیونی صدای آمریکا اعلام کرده بود، که در لحظه تحویل سال نو در کنار پناهندگان ایرانی در شهر وان ترکیه خواهد بود . اما پس از یک ماه عازم ترکیه شد تا فیلم جدیدی از پناهندگان نگون بختی که در انتظار کمک های او هستند، آماده کند تا پس از بازگشت به لس آنجلس ، با نمایش آن در تلویزیون های فارسی زبان و جریحه دار نمودن احساسات هزاران ایرانی صندوق بنیاد خیریه اش را پر کند تا بلکه برای مدتی دیگر جیب او و دوستانش خالی نماند.&lt;br /&gt;این پروسه با تماس تلفنی او و آقایان محسن نادری نژاد و جواد شایسته(همراهان او در این سفر) با رادیو یاران و گفت و گو با میبدی و نوری زاده و تائید شفاهی آن ها تکمیل شد و مقدمات نمایش فیلم های گرفته شده در این سفر نیز فراهم گردید.&lt;br /&gt;در مورد معالی زاده در بین پناهندگان حرف و حدیث ها بسیار است. یکی می گوید تنها کمک او به من در طی یک سال گذشته پنج کیلو برنج و روغن بوده و دیگری می گوید با وجود اینکه قول مساعد داده اما هنوز هیچ کاری برای من انجام نداده است.مالی زاده در سال گذشته نیز با سوء استفاده از پناهنده های شناخته شده توانسته بود در دل بعضی پناهندگان نفوذ کند و از طرفی مبالغی به نام پناهندگان جمع آوری نماید.اما آیا به غیر تعداد انگشت شماری که اطراف نمایندگان این بنیاد در شهرهای مختلف ترکیه، به خصوص وان، جمع شده اند ، کمتر پناهنده ای وجود دارد که از کمک های بنیاد او بهره مند شده باشند. هم اکنون در شهر وان مردان و زنانی حضور دارند که عاجز از پرداخت هزینه ویزیت ابتدایی یک دکتر می باشند، و از سوی این بنیاد کمترین کمکی به آن ها نشده است. در حالی که آقای معالی زاده در سفر اخیرشان ادعای کمک های پزشکی( و مذاکره با هلا ل احمر ترکیه) را داشتند و در مطلبی سفارشی که آقایان کریم فرخه‌پور و علی جوانمردی(نمایندگان این بنیاد در شهر وان) منتشر کرده از اقدامات نوع دوستانه آقای معالی زاده تقدیر به عمل آمده است.&lt;br /&gt;حال سوال این است که تا کی باید پناهجوی نگون بخت ایرانی که در بدترین شرایط زیستی در ترکیه به سر می برد الت دست چنین افراد و بنیاد هایی سود پرست قرار گیرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک پناهنده در ترکیه&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;anjoman-e-defa az &lt;a href="mailto:adpidt@yahoo.com"&gt;panahandegan-e-iranie                                            mail:adpidt@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-111635998766625642?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/111635998766625642/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=111635998766625642' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/111635998766625642'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/111635998766625642'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/05/blog-post.html' title='سو استفاده از پناهندگان ایرانی در ترکیه'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-111030363840148433</id><published>2005-03-08T09:39:00.000-08:00</published><updated>2005-03-08T09:40:38.406-08:00</updated><title type='text'>فشار مسئولین حکومتی بر پدر منوچهر و اکبر محمدی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فشار مسئولین حکومتی بر پدر منوچهر و اکبر محمدی&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;پدر دو دانشجوی زندانی منوچهر و اکبر محمدی به دنبال فشارهای متعدد دستگاه حکومتی به خانواده ی او به ویژه پس از اخراج فرزند دیگر خانواده رضا محمدی از کار، و عزل رحمت الله محمدی از مسئولیت فرماندهی بدلیل نسبت برادری با منوچهر و اکبر، سکته ی مغزی کرد. گفتنی است که این اخراج و عزل از مسئولیت که با تمام قوانین کاری و حقوق کارگری تضاد اساسی دارد تنها به این بهانه بود که این دو زحمت کش (به قول خودشان) خانواده ای ضد انقلاب دارند.&lt;br /&gt;بدنبال این سکته ی مغزی، آقای محمد محمدی این پدر زجر دیده به بیمارستانی در عامل منتقل شد که بنا به تشخیص پزشکان به بیمارستانی در مرکز استان یعنی ساری منتقل گردید. متاسفانه با وجود تاکید پزشکان به ادامه ی درمان در این بیمارستان، چند نفر لباس شخصی از پزشکان خواستند که بدلیل مسائل امنیت ملی، آقای محمد محمدی از بیمارستان به منزل انتقال یابد. این خواسته ی دستوری مامورین لباس شخصی که برخلاف تشخیص پزشکان بیمارستان می باشد، زندگی محمد محمدی، پدر این دو مبارز و زندانی سیاسی را بشدت تهدید کرده است. اینک وضعیت ایشان بسیار حاد است و باز هم یاد آور می شویم که نگهداری وی در بخش مراقبتهای ویژه ی بیمارستانی مجهز از ضروریات زنده ماندن وی می باشد.&lt;br /&gt;پرسش ما از مسئولین به اصطلاح پاسخگوی نظام این است که قانونمندی و اسلام در ایران اسلامی چنین معنایی دارد که از مداوای یک پیر مرد سالخورده و مریض فقط به این دلیل که پدر دوتن از مبارزین است جلوگیری نمایید؟! آنهم پدری که بیش از شش سال است که چشم براه بازگشت دو پسر دانشجویش از تهران است. براستی اگر برای او اتفاق ناگواری بیافتد، دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی چه پاسخی خواهد داد؟&lt;br /&gt;اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران ضمن هشدار به مسئولین اعلام میکند که ادامه ی درمان آقای محمد محمدی باید در بیمارستان صورت گیرد و در غیر اینصورت مسئولیت هرگونه اتفاقی که برای این پیر مرد فرتوت بیافتد با نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روابط عمومی اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران13/ اسفند/ 1383&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-111030363840148433?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/111030363840148433/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=111030363840148433' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/111030363840148433'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/111030363840148433'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/03/blog-post_08.html' title='فشار مسئولین حکومتی بر پدر منوچهر و اکبر محمدی'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-111030305344266389</id><published>2005-03-08T09:27:00.000-08:00</published><updated>2005-03-08T09:30:53.446-08:00</updated><title type='text'>پیامی خطاب به اعتصابیون زندان رجایی شهر</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;پیامی خطاب به اعتصابیون زندان رجایی شهر&lt;br /&gt;به نام خداوند در هم کوبنده ستمگران پیامی خطاب به اعتصابیون زندان رجایی شهر&lt;br /&gt;دوستان مبارز درود بر شماچند روزی است که دلاورانه در اعتراض به عدم تفکیک زندانیان و نقض حقوق بشر در ایران دست به اعتصاب غذا زده اید .در این مدت ندای حق طلبانه شما ؛ وجدانهای آگاه جهانیان را بیدار ساخت .نهادهای حقوق بشری ؛ رسانه های خبری ؛ شخصیت ها و گروه های سیاسی نیز به نوبه خود در دفاع از خواسته های به حق شما ایفای نقش نمودند . اما اکنون وخامت اوضاع جسمانی شما ؛ نگرانی فزاینده ای را در میان دوستان و خانواده های گرامیتان بر انگیخته است . رژیم جنایتکارجمهوری اسلامی ؛ ددمنشانه درصددحذف فیزیکی شما بر آمده و این رویه مرا بر آن داشت تا از شما تقاضا کنم که که به اعتصاب غذای خود پایان دهید .دوستان مبارز؛ مطمئن باشید که ملت قهرمان ایران و مبارزین آزادی خواه ؛ گامی از مواضع خود عقب ننشسته و تا آزادی ایران زمین به مبارزه مقدس خود ادامه خواهند داد .وجود شما برای ما و فردای ایران؛ فردایی که جهل و خشونت از سرزمینمان رخت بر خواهد بست ؛ حیاتی است .سر افرازی شما در این است که شجاعانه در برابر واپس گرا ترین رژیم دنیا قد علم کرده و از حقوق ملت در بند ایران دفاع می کنید .&lt;br /&gt;درود بر شما و بر تمامی زندانیان سیاسی ایران درود بر شهدای راه آزادی و استقلال ایران&lt;br /&gt;کوروش صحتی30 بهمن1383&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-111030305344266389?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/111030305344266389/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=111030305344266389' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/111030305344266389'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/111030305344266389'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/03/blog-post.html' title='پیامی خطاب به اعتصابیون زندان رجایی شهر'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110780782231793556</id><published>2005-02-07T13:20:00.000-08:00</published><updated>2005-02-07T12:23:42.316-08:00</updated><title type='text'>کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;تاریخ:12/11/83&lt;br /&gt;شماره:2005-24&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسن زارع زاده اردشیر به هفت سال زندان و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; حسن زارع زاده اردشیر روزنامه نگار و فعال سیاسی در تهران از سوی شعبه 26 دادگاه اقلاب تهران به هفت سال زندان و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; زارع زاده مسئول کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی، عضو هیئت موسس حزب دمکرات ایران و شورای مرکزی جبهه دمکراتیک ایران است. وی همچنین در نشریات پیام دانشجو، هویت خویش، گزارش روز، پهلوان، المپیک و ... فعالیت داشته و اخیرا سردبیری هفته نامه جامع را بر عهده داشت که لغو امتیاز شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; حکم مذکور پس از چهار نوبت محاکمه در دادگاه انقلاب، روز یک شنبه 12 بهمن به زارع زاده ابلاغ شد. در این حکم که به امضای قاضی حداد رئیس شعبه 26 دادگاه انقلاب رسیده، شرح اتهامات و مجازات تعیین شده به صورت زیر است؛&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;       1&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;به اتهام  اقدام علیه امنیت کشور از طریق عضویت در اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان و جبهه دمکراتیک ایران و کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی به استناد ماده 499 قانون مجازات اسلامی و رعایت ماده 47 همین قانون و با توجه به دارا بودن 5 فقره پرونده به 4 سال حبس تعزیری&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;2&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;جهت اجتماع و تبانی و انجام اقداماتی علیه نظام به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی به دو سال حبس تعزیری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;3&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;تبلیغ علیه نظام و تعدد جرم در این زمینه با رعایت ماده 47 قانون مجازات اسلامی و استناد به ماده 500 همین قانون به یک سال حبس تعزیری&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;4&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;به عنوان تتمیم مجازات یاد شده و استناد به ماده 19 قانون مجازات اسلامی به 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;&lt;br /&gt;کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی&lt;/span&gt;                                    &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;     &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="mailto:komitedefa@yahoo.com"&gt;komitedefa@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110780782231793556?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110780782231793556/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110780782231793556' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110780782231793556'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110780782231793556'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/02/blog-post_110780782231793556.html' title='کمیته دانشجوئی دفاع از زندانیان سیاسی'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110780483481376720</id><published>2005-02-07T11:28:00.000-08:00</published><updated>2005-02-07T11:42:04.446-08:00</updated><title type='text'>بازداشت یک جوان انقلابی توسط اداره اطلاعات مشهد</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;بازداشت یک جوان انقلابی توسط اداره اطلاعات مشهد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;طی خبری که به دستمان رسیده ، مجید عبدالله زاده چند روز پیش توسط اداره اطلاعات مشهد بازداشت شده است .&lt;br /&gt;مجید عبدالله زاده جوان پرشور انقلابی چندی بود که در جهت مبارزه تبلیغاتی با رژیم کثیف اسلامی در تمام سطح شهر مشهد شعارهای کوبنده و انقلابی روی دیوارها می نوشت . شعارهای انقلابی و ضد دینی و ضد سرمایه داری مجید تمام سگان بسیجی و اطلاعاتی را در مشهد گیج و عصبانی کرده بود . سگان اطلاعاتی دولت اصلاحطلب خاتمی طبق معمول تصور میکردند یک تیم بزرگ با امکانات مالی پشت سر این شعارنویسیها است. اما مجید عبدالله زاده به تنهایی و بدون کوچکترین امکانات و حتی بدون ارتباط با گروههای کوچک انقلابی مثل ما ، و بدون هیچ گونه سازماندهی توانسته بود شهر مذهبی مشهد را پر از شعارهای انقلابی و ضد سرمایه داری کند . آفرین بر این جوان شجاع انقلابی . گرچه مجید توانسته بود تنهایی و یکنفره و بدون کار حرفه ای سازمانی پلیس و مامورین اطلاعاتی یک شهر را به دردسر بیاندازد ، اما بهتر بود در چهارچوب یک حرکت برنامه ریزی شده به مبارزه علیه رژیم اسلامی وارد میشد . اگر مجید و مجیدها به هم بپیوندند و کار تشکیلاتی و سازمانی را جدی بگیرند پیروزی انقلاب ما علیه فاشیسم اسلامی و ملی و علیه سرمایه داری پیروز خواهد شد .&lt;br /&gt;اما از تمامی افراد و نهادهای بشردوست میخواهیم تا برای نجات جان مجید عبدالله زاده از چنگال رژیم اسلامی تلاش کنند .&lt;br /&gt;ماندن هر مبارز انقلابی در زندان یعنی از دست رفتن انرژی و نیروی فعال آماده برای مبارزه . یعنی ضعیف شدن جنبش انقلابی ما . یعنی نا امید شدن نیروهای جدید و تازه نفسی که میخواهند به عرصه مبارزه بپیوندند . مبارزین انقلابی تنها سرمایه انسانی برای انقلاب هستند . انقلاب ما تنها با وجود مجید و امثال مجید پیروز خواهد شد . نگذاریم این سرمایه های کمیاب انسانی به راحتی از دست رود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لطفا جهت حمایت از مجید عبدالله زاده این جوان پرشور انقلابی با ما تماس بگیرید .&lt;br /&gt;" اتحادیه دانشجویان مبارز در مشهد "&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;a href="mailto:mfufront@yahoo.com"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;mfufront@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:mfufront@gmail.com"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;mfufront@gmail.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;7/11/1383&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110780483481376720?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110780483481376720/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110780483481376720' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110780483481376720'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110780483481376720'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/02/blog-post_110780483481376720.html' title='بازداشت یک جوان انقلابی توسط اداره اطلاعات مشهد'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110677670768791830</id><published>2005-01-26T13:56:00.000-08:00</published><updated>2005-01-26T13:58:27.686-08:00</updated><title type='text'>زنده باد آزادی</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;زنده باد آزادی&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.azadiezan.blogfa.com/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;http://www.azadiezan.blogfa.com/&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110677670768791830?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110677670768791830/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110677670768791830' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110677670768791830'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110677670768791830'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/01/blog-post_26.html' title='زنده باد آزادی'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110677653943692976</id><published>2005-01-26T13:53:00.000-08:00</published><updated>2005-01-26T13:55:39.436-08:00</updated><title type='text'>به بهانه محاکمه فاطمه حقیقت جو</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;زندان 59&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;فاطمه حقیقت جو نماینده  مستعفی مجلس ششم، چند روز پیش در شعبه 76&lt;/span&gt; دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. اتهامات وی نشر اکاذیب، توهین و افترا و شاکیانش نماینده دادستان تهران و نماینده سپاه بودند.&lt;br /&gt;در این محاکمه نکات فراوانی مطرح شد، اما اتهام اصلی او نسبت دادن سرکوب فعالان دانشجویی و ملی – مذهبی به سپاه و ادعای وجود بازداشتگاه های مخفی متعلق به سپاه بود. لزوم آگاهی ملت از فضای بازداشتگاه های رژیم، دفاع شجاعانه  حقیقت جو در طول دوران نمایندگی اش از دانشجویان زندانی و مطرح شدن دوباره نقش سپاه در سرکوب  دانشجویان، مرا بر آن داشت که مشاهدات خود از بازداشتگاه 59 اطلاعات سپاه پاسداران را که در تایید اظهارات   حقیقت جو می باشد، بیان کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ورود به بازداشتگاه 59 :&lt;br /&gt;روز 14 اسفند سال 1379 از طرف جبهه متحد دانشجویی مراسمی به مناسبت درگذشت مرحوم دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران برگزار شد. پس از اتمام مراسم و در حالی که به همراه دو تن از دوستانم، سعید کاشیلو و حمید رضا مبین راهی منزل بودیم، در خیابان ربوده شدیم. چندین مامور لباس شخصی ما را به اتومبیل های خود منتقل کرده و با فحاشی و ضرب و شتم به مقر خود بردند.&lt;br /&gt; پس از 4 روز به شعبه 26 دادگاه انقلاب تحویل داده شدیم. هنگامی که با دستبند از راهروهای دادگاه انقلاب به سمت دفتر شعبه حرکت می کردیم، مهندس سحابی را دیدیم که در وضعیت بسیار نامناسبی قرار داشت. چند مامور دستهای او را گرفته و از پله ها پایین می آوردند.مهندس سحابی حتی توان راه رفتن را هم نداشت و چشم های بی رمقش به جلو خیره شده بود.&lt;br /&gt;وقتی وارد دادگاه شدیم، طبق معمول با برخوردهای بسیار بی ادبانه سید مجید مسئول دفتر شعبه مواجه شدیم. وی با فحاشی به استقبال ما آمد و گفت که :" این بار یک جای ویژه براتون در نظر گرفته ایم. امیدوارم که خوشتون بیاد." با توجه به این که قبل از دستگیری ما، مهندس سحابی و علی افشاری هم بازداشت شده و در بازداشتگاه نامعلومی نگهداری می شدند، حدس می زدیم که ما را هم به چنین جایی منتقل کنند.&lt;br /&gt;مدتی به انتظار گذشت تا این که چند مرد قوی هیکل به ما نزدیک شده و ما را به سمت درب خروجی دادگاه انقلاب بردند. ما که شدیدا به بازداشت خود معترض بودیم، شروع به گفتگو با مامورین کردیم. از آنان خواستیم که حداقل بتوانیم به خانواده هایمان اطلاع بدهیم که بازداشت شده ایم. اما برخورد آنان بسیار خشن بود. من که از این ظلم به ستوه آمده بودم، با صدای بلند شروع به اعتراض کردم تا این که حداقل توجه برخی از رهگذران را جلب کنم. چرا که ماموران، اتومبیل های خود را از جمله یک آمبولانس(که بعدا با نقش ویژه آن آشنا می شویم) را در کوچه کناری دادگاه انقلاب پارک کرده بودند. این کوچه به دلیل مجاورت با بازارچه میوه و تره بار نسبتا تردد زیادی داشت. ماموران که توقع چنین برخوردی را نداشتند، کاشیلو و مبین را به آمبولانس منتقل کرده و مرا کشان کشان به سمت اتومبیل خود بردند. مردم بهت زده ما را نگاه می کردند، که یکی از ماموران به من نزدیک شده و با مشت محکم به صورت من کوبید. گفت:" قاچاقچی کثیف،کارت تمومه". با این گفته او مثل این که فرمان حمله صادر شده باشد زیر بارانی از مشت و لگد ماموران قرار گرفتم. در شرایطی که دستبند به دست توان دفاع از خودم را نداشتم، تنها جلوی صورت خود را گرفتم. در همان وضعیت مرا به اتومبیل خود برده و سرم را زیر صندلی کردند. در چنان وضعیتی که بینی ام به شدت دچار خون ریزی شده و لباس هایم نیز خونی شده بود، چشم بندی به چشمانم بستند. پس از گذشت دقایقی، وارد محوطه بازداشتگاه شدیم و مرا از اتومبیل خارج کردند. سپس وارد دفتر بازداشتگاه شده، فردی برای تحویل گرفتن کلیه لوازم شخصی ، ساعت، انگشتر، کیف پول، کفش و لباس به طرفم آمد. او که مرا در چنین وضعیتی دید به فرد دیگری گفت:" او را به کنار شیر آب حیاط  ببرید تا سر و صورت خود را بشوید." هنگامی که مشغول شستن سر و صورتم بودم، ناگهان یکی از ماموران با لگد محکم به کمر من کوبید و گفت:" اگر آقا فرمان بده، می دونیم با امثال شما چه کنیم."  پس از تحویل وسایل و پوشیدن لباس زندان به یک سلول انفرادی منتقل شدم. قبل از تشریح مکان و وضعیت این بازداشتگاه، ضروری است که به دو نکته اشاره مختصری بکنم: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 – خانم حقیقت جو در قسمتی از مدافعات خود عنوان می دارد" ما در جریان کوی دانشگاه سال 1382 درخواستمان این بود که دانشجویان در اختیار وزارت اطلاعات قرار گیرند و حتی ما موفق شدیم از بند 209 اوین که متعلق به وزارت اطلاعات بود، بازدید کنیم و دانشجویانی که از بند 209 آزاد شده بودند، هیچ شکایتی از نحوه برخورد نداشتند، اما از زندان های سپاه شاکی بودند." در ارتباط با این گفته نباید از نظر دور داشت که وزارت اطلاعات در جریان قیام دانشجویی 18 تیر ماه 1378 و در سال های پس از آن نقش ویژه ای در سرکوب دانشجویان داشته است. شکنجه های قرون وسطایی دانشجویان در بازداشتگاه های توحید و 209 همگی به دست ماموران امنیتی دولت به اصطلاح اصلاح طلب صورت گرفت. بسیاری از این موارد تاکنون افشا شده و موردی برای برائت وزارت اطلاعات وجود ندارد. هر چند این وزارتخانه با توجه به موازی سا زی های صورت گرفته در نهادهای امنیتی رژیم و تغییرات در سطح مدیریتی آن به عامل دست چندمی در سرکوب تبدیل شده، اما هیچ گاه در برخورد با فعالان مستقل جنبش دانشجویی و گروه های اپوزیسیون تردیدی به دل راه نداده است. باید توجه داشت که دانشجویان مورد اشاره خانم حقیقت جو متعلق به کدام طیف از فعالان دانشجویی بوده اند که هیچ شکایتی از نحوه برخورد وزارت اطلاعات نداشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 – حسنی فرد نماینده سپاه و یکی از شاکیان خانم حقیقت جو در دادگاه عنوان می کند:" ایشان گفته اند که سپاه، نیروهای فعال سیاسی را سرکوب کرده است. سوال من این است که سپاه کدام فعال سیاسی را سرکوب کرده است؟ آیا اراذل و اوباشی که در تیر ماه سال 78 دست به تحرکات ضد انقلابی زدند، فعال سیاسی هستند؟" حسنی فرد در اینجا به خوبی به نقش سپاه در سرکوب جنبش 18 تیر ماه اعتراف می کند. هر چند وی دانشجویان و جوانان مبارز میهن را اراذل و اوباش می نامد، اما باید در انتظار روزی باشد که جمهوری اسلامی به درماندگی دچار شده و سر تسلیم در برابر ملت فرود بیاورد. آن روز امثال حسنی فرد همچون اربابان فاسد خود، به دنبال راهی برای گریز از خشم ملت خواهند بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مکان و شرایط بازداشتگاه 59 :&lt;br /&gt;بازداشتگاه 59 در پادگان ولیعصر(عشرت آباد) قرار گرفته است.پادگان ولیعصر از جنوب به میدان سپاه، از شرق به خیابان سرباز، از غرب به خیابان پادگان ولیعصر و از شمال به خیابانی که خیابان  دکتر شریعتی را به خیابان سرباز متصل می کند، منتهی می شود. این پادگان به دلیل وسعت زیادش میان نهادهای مختلف تقسیم شده است. قسمت جنوبی آن به اداره نظام وظیفه نیروی انتظامی تعلق داشته و یک بیمارستان، فروشگاهی بزرگ، خانه های سازمانی و زمین فوتبال باشگاه فتح سپاه هم در این پادگان قرار دارند. بازداشتگاه 59 حفاظت اطلاعات سپاه در فسمت شمال غربی این پادگان در خیابان پادگان ولیعصر و روبروی درب پشتی سینما تهران قرار گرفته است. هر چند در هنگام ورود به این بازداشتگاه نمی دانستیم که در کجا به سر می بریم، اما اخباری در رسانه ها منتشر شده بود که دلالت بر وجود بازداشتگاهی مخفی در پادگان ولیعصر و متعلق به سپاه می کرد. اتفاقاتی که بعدها در این بازداشتگاه روی داد، ما را به این اطمینان رساند که در بازداشت سپاه هستیم.&lt;br /&gt; بازداشتگاه 59 از دو بند انفرادی و یک بند عمومی تشکیل شده بود. من و دوستان بازداشت شده ام کل دوران بازداشت خود را در سلول های انفرادی گذراندیم، اما برخی زندانیان همچون بعضی از فعالان ملی – مذهبی مدتی را در بند عمومی بازداشتگاه که در واقع هیچ یک از شرایط بندهای عمومی را نداشت، گذراندند. بنا به گفنه این دوستان، بند عمومی تنها قدری بزرگتر از سلول انفرادی بوده و 3 یا 4 نفر را در یک سلول نگهداری می کردند. اما شرایط بندهای انفرادی که من در آنجا محبوس بودم، بدین گونه بود:&lt;br /&gt; بند1 شامل یک راهرو به شکل حرف T  بود. در یک سو 4 دستشویی و روبروی آن 4 حمام قرار داشت و بقیه قسمت های این بند شامل سلول های انفرادی بود که در دو ردیف و روبروی هم قرار داشت. سلول هایی به ابعاد 5/1x  2  متر که دریچه بسیار کوچکی در قسمت بالای آن قرار داشت. این دریچه به وسیله شبکه هایی آهنی پوشانده شده بود و منفذ کوچکی برای عبور هوا ایجاد کرده بود. درب آهنی سلول دو دریچه کوچک، یکی در قسمت بالا و یکی در قسمت پایین داشت که از خارج از سلول و توسط نگهبانان گشوده می شدند. درب کوچک بالایی برای آن بود که نگهبانان آن را گهگاهی باز کرده و وضعیت زندانی را مشاهده کنند. همین طور هنگامی که به بازجویی برده می شدیم، چشم بند را از آنجا به داخل سلول پرتاب کرده و اعلام می کردند که با زدن چشم بند برای انتقال به اتاق بازجویی آماده شویم. درب پایینی هم برای تحویل غذا به زندانی استفاده می شد. لوله ای از داخل سلول رد می شد که گاهی آن چنان گرم می شد که مجبور می شدی لباس هایت را از تن بکنی و گاهی شوفاژ را خاموش می کردند که از شدت سرما می لرزیدی.&lt;br /&gt; در اولین لحظات ورود به سلول شروع به خواندن نوشته های روی دیوار کردم. در جایی نوشته شده بود:" سعید منتظری، مظلوم ترین زندانی سیاسی ایران... همه چیز از قم شروع شد." چندین نوشته دیگر و همین طور خط هایی روی دیوار که هر کدام نشانگر یک روز بازداشت در آنجا بود، به چشم می خورد. برای دستشویی رفتن و وضو گرفتن، 5 بار اجازه خروج از سلول وجود داشت. به هنگام نمازهای یومیه، پس از صرف نهار و به هنگام خواب شبانه. اگر زمانی به غیر از اوقات یاد شده، احتیاج به دستشویی رفتن داشتی، با مشکل روبرو می شدی. حمام و نظافت هم روزهای جمعه هر هفته و به مدت بسیار کوتاهی بود. تنها کتاب های در اختیار زندانیان هم قرآن و مفاتیح بودند. نشریات کشور، حتی نشریات وابسته به نهادهای سرکوبگر رژیم هم در اختیار زندانیان قرار داده نمی شد و به طور کلی زندانی در وضعیتی کاملا بی خبر از رویدادهای خارج از بازداشتگاه قرار داشت.&lt;br /&gt;در چنین شرایطی من که به شدت از ناحیه قفسه سینه و صورت آسیب دیده بودم ، تا مدت ها نمی توانستم به راحتی در سلول بخوابم. شدت ضرب دیدگی به حدی بود که با هر حرکتی در خواب، بیدار می شدم. وقتی هم که نگهبان را برای رسیدگی به وضعیت خود خبر می کردم با بی اعتنایی روبرو می شدم. البته در زدن و صدا کردن نگهبان ممنوع بود. یک تکه مقوای رنگی در داخل سلول بود که با خارج کردن آن از پایین درب سلول، نگهبان متوجه می شد که با او کار داریم.&lt;br /&gt; هنگامی که ما وارد این بازداشتگاه شدیم، اکثر سلول های آن خالی بود اما بعد از گذشت چند روز و با بازداشت گسترده فعالین ملی – مذهبی و نهضت آزادی اکثر سلول ها پر شد.پس از چند روز و شروع بازجویی ها که اکثرا شباهنگام آغاز شده و تا اذان صبح ادامه می یافت، برای معاینه به بهداری زندان منتقل شدم. در آنجا چون از ناحیه صورت و چشم آسیب دیده بودم، از دکتر خواستم که چشمم را معاینه کند. وقتی به دستور دکتر چشم بند را از روی چشمانم باز کردند، نگاهم به چهره دکتر و نسخه ای افتاد که روی میز او قرار داشت. چهره ای جوان با محاسن بلند مشکی و نسخه ای که در بالای آن نوشته شده بود" بیمارستان نجمیه" بیمارستانی که متعلق به سپاه می باشد.&lt;br /&gt; حال چگونه حسنی فرد نماینده سپاه منکر تعلق این بازداشتگاه به سپاه می شود. به هرحال بازجویی ها هم چنان ادامه داشت. پاسدار بازجوها با تفتیش عقاید، اتهامات گوناگونی را متوجه می کردند. بازجویی ها شامل دو قسمت بود: اتهامات اخلاقی و اتهامات سیاسی. قبل از این که این اتهامات را شرح دهم، باید این نکته را عنوان کنم که اتاق بازجویی، اتاقی بود که یک صندلی در سه کنج اتاق قرار داشت که زندانی روی آن و پشت به بازجوها می نشست،آن هم در حالی که چشم بند به چشم داشت. در بازجویی ها 2 یا 3 بازجو و گاهی یک نفر حضور می یافتند. جالب این که بر روی آن صندلی که بازجویی می شدم، شماره اموال و آرم سپاه دیده می شد که دلیلی دیگر بر صحت ادعای خانم حقیقت جو است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف – اتهامات اخلاقی:&lt;br /&gt;آنها با نسبت دادن مسائلی چون داشتن روابط نامشروع با اعضای دختر گروه و مسائلی این چنینی سعی در شکستن و تضعیف روحیه من داشتند. وقتی که در مقابل این اتهامات ناروا و غیر واقع از خود دفاع می کردم، به شدت برافروخته شده و مرا مورد ضرب و شتم قرار می دادند. حتی بی شرمانه مواردی را نسبت به خانواده برخی زندانیان سیاسی مطرح می کردند که قلم از بیان آن عاجز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب – اتهامات سیاسی:&lt;br /&gt;مواردی چون شرکت در تجمعات مردمی و دانشجویی و عضویت در گروه های مستقل دانشجویی، نگارش مقالات در روزنامه ها، و همین طور بیانیه های گروهی و ارتباط با سایر گروه های اپوزیسیون اساس این نوع بازجویی ها را تشکیل می داد. برخی موارد کاملا در جهتی هدایت شده بود که بهانه مناسبی برای سرکوب گسترده تر جنبش دانشجویی به دست بدهد. مواردی چون تمایل به مبارزات مسلحانه در برخی از گروه های دانشجویی و هم چنین دریافت کمک های مالی از دولت های خارجی برای ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور که اساسا کذب محض بود. در این میان حتی پای برخی از نمایندگان مجلس ششم هم به میان کشیده شد. کسانی چون خانم حقیقت جو و علی اکبر موسوی خوئینی از فراکسیون دانشجویی مجلس ششم. آنها  در صدد اثبات آن بودند که اشخاص یاد شده با حمایت از دانشجویان زندانی و رسیدگی به وضعیت آنها و هم چنین کمک های مالی به برخی فعالان دانشجویی نیازمند، دانشجویان را تشویق به تحرکات سیاسی در دانشگاه ها می کنند.&lt;br /&gt;به هر حال بازجویی ها در چنین شرایطی ادامه داشت و سلول انفرادی نیز فشاری طاقت فرسا به انسان وارد می کرد. در این میان خانواده ام هم از محل بازداشت من بی اطلاع بوده و مراجعات مکررشان به بیدادگاه انقلاب بی نتیجه مانده بود، تا این که پس از گذشت 80 روز از بازداشت روزی به اتاق بازجویی برده شدم. بازجو عنوان کرد که قاضی پرونده یک ملاقات با خانواده برایت در نظر گرفته و اکنون به دادگاه انقلاب برده خواهی شد، اگر کوچک ترین سخنی در مورد شرایط بازداشتگاه به زبان آوری، برخورد شدیدتری با تو خواهیم داشت. لباس هایم را به داخل سلول آوردند تا به همراه ماموران عازم دادگاه شویم. لباس های من از هنگام ضرب و شتمی که در ابتدای ورود به بازداشتگاه شده بودم، کماکان خونی بود. لباس ها را پوشیده و آماده حرکت شدم. وقتی به حیاط بازداشتگاه پای گذاشتم، سربازجو جلو آمده و گفت:" می خوای با این لباس ها بری دادگاه تا بگویند در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه وجود داره " . باز هم مرا به سلول منتقل کرده و لباس ها را تحویل گرفتند. لباس ها را به خشکشویی برده و پول آن را از موجودی ام در دفتر بازداشتگاه برداشتند. با آمبولا نسی که در ابتدا به آن اشاره کردم و به خاطر عدم جلب توجه انتقال زندانیان از بازداشتگاه به دادگاه در نظر گرفته شده بود، به دادگاه انقلاب رفتیم. در دفتر شعبه 26 دادگاه انقلاب، خانواده ام را ملاقات کردم. 4 مامور در این ملاقات حضور داشتند و اجازه نزدیک شدن به همدیگر را به ما نمی دادند. پس از دقایق کوتاهی با همان آمبولانس به بازداشتگاه و سلول انفرادی ام منتقل شدم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتقال به بازداشتگاهی دیگر:&lt;br /&gt;روزهای دیگر کمتر به بازجویی برده می شدم. هدف آنان این بار تحت فشار قرار دادن برای اعترافات تلویزیونی بود. به همین دلیل و در حالی که در مقابل این خواسته آنان مقاومت می کردم برای تحت فشار قرار دادن به بازداشتگاه مخوف دیگری منتقل شدم. اواسط خرداد ماه 1380 بود که به همراه کاشیلو و مبین به بازداشتگاهی انتقال داده شدیم که هنوز هم محل آن برایم نامشخص مانده است. هر چند گمان می کنم پادگان جی (متعلق به وزارت دفاع ) باشد. در این بازداشتگاه فشاری به مراتب شدیدتر بر ما وارد شد. به طوری که حمیدرضا مبین که در آن زمان 20 سال بیشتر نداشت، دچار سکته قلبی شد و دادگاه انقلاب ناچار تن به آزادی وی داد.&lt;br /&gt;نگهبانان این بازداشتگاه لباس های کماندویی به تن کرده و این تصور را در انسان ایجاد می کردند که گویا در جنگ با کشور دیگری اسیر شده ای  و اسیر جنگی  هستی. این نکته را باید در اینجا عنوان کرد که برخی از نگهبانان زندان 59 هم لباس های نظامی و پاسداری به تن داشته و با این لباس در محوطه بازداشتگاه و حیاط کوچک زندان که زندانیان را دسته دسته با چشمان بسته و برای هواخوری چند دقیقه ای روزانه می بردند، تردد می کردند.&lt;br /&gt;به هر حال بیش از یک ماه را در بازداشتگاه نظامی فوق که صدای فرود و پرواز هواپیما ها یک لحظه در آن قطع نمی شد، گذراندیم. نکته دیگر در ارتباط با این بازداشتگاه این است که در هنگام ورود به آنجا، دکتر بازداشتگاه دارویی برایم تجویز کرد که هر شب نگهبانان آن را به درب سلول آورده و پس از اطمینان یافتن از خوردن آن ، محل را ترک می کردند. روز اولی که این دارو را خوردم ساعت ها به خوابی طولانی رفتم و پس از آن هم در شرایط بی حسی به سر می بردم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازگشت به 59 و آزادی:&lt;br /&gt;پس از 18 تیر ماه 80 ما را دوباره به زندان 59 منتقل کردند. من از روز 18 تیر ماه تصمیم گرفته بودم که دست به اعتصاب غذا بزنم و اکنون چند روزی بود که در اعتصاب غذا به سر می بردم. این موضوع باعث شد، پاسدار بازجو ها بر فشار خود بیفزایند. آنان که با تحقیر، توهین و ضرب و شتم چهره حقیقی جمهوری اسلامی را برایم آشکارتر از قبل نموده بودند، عنوان می کردند که برای ما جان کسانی چون شما هیچ ارزشی ندارد، آن قدر اعتصاب غذا کن تا بمیری. صدایت هم به هیچ جا نخواهد رسید. در چنین شرایطی اتفاقی غیر قابل تصور روی داد. یک روز مرا به اتاق بازجویی فرا خواندند. صدای آشنایی به گوش رسید:" اینجارو امضاء کن" صدای سید مجید رئیس دفتر شعبه 26 دادگاه انقلاب بود. پرسیدم: کجا را امضاء کنم. اول باید ببینم چه چیزی هست.&lt;br /&gt;گفت چشم بند را قدری بالا بزن و بخوان. قرار بازداشت موقت من توسط قاضی به قرار وثیقه 100 میلیون تومانی تبدیل شده بود. پس از امضاء، اجازه یافتم که این مسئله را در تماس کوتاهی به خانواده ام اطلاع دهم و سپس به سلول بازگردانده شدم.&lt;br /&gt;شب، دوباره به اتاق بازجویی فراخوانده شدم. پاسدار بازجو، بسیار برافروخته بود. او گفت که :" صدور قرار وثیقه از سوی دادگاه برای ما قابل قبول نیست. ما هنوز با تو کار داریم. اگر خانواده ات چنین سندی را هم تهیه کنند، ما نمی گذاریم که تو آزاد شوی". چند روز ی به همین منوال گذشت تا روزی با همان آمبولانس مشهور به دادگاه انقلاب منتقل شده و به بند انفرادی 240 اوین تحویل داده شدم.  در آن شرایط، رهایی از پاسدار بازجو ها برایم بسیار خوشایند بود. پاسدارانی که از جهل و ستمگری پاسداری نموده و بسیاری از آزادی خواهان ایرانی را به بند کشیدند.&lt;br /&gt;19 شهریور ماه 80 و در حالی که خاطرات فراوانی از بیدادگری مدعیان عدالت علی به همراه داشتم با سپردن وثیقه ملکی به دادگاه ، از زندان آزاد شدم.&lt;br /&gt;اما نه ، از زندانی به زندانی بزرگتر به وسعت ایران منتقل شدم. زندانی که سال هاست سردمداران رژیم، ملت را در آن به بند کشیده ، به نام دین مردم را به مسلخ برده و به چپاول ثروت های ملی آنان مشغولند.&lt;br /&gt;کوروش صحتی&lt;br /&gt;14 ژانویه 2005 Kourosh18tir@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110677653943692976?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110677653943692976/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110677653943692976' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110677653943692976'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110677653943692976'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2005/01/blog-post.html' title='به بهانه محاکمه فاطمه حقیقت جو'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110271248711842224</id><published>2004-12-10T13:57:00.000-08:00</published><updated>2004-12-10T13:01:27.120-08:00</updated><title type='text'>فیلم " اعتراض دانشجویان به خاتمی" در دانشگاه تهران </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://switch5.castup.net/frames/20041020_MemriTV_Popup/video_480x360.asp?ClipMediaID=45412&amp;ak=null" target="_blank"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;"&gt;فیلمی از صحنه های مختلف اعتراض دانشجویان به خاتمی در دانشگاه تهران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;"&gt;این فیلم توسط شبکه های الجزیره ، ال بی سی ، العالم و صدا و سیما مونتاژ شده است اما با وجود دست کاریها و تحریفاتی که در آن هست گوشه هایی از &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;"&gt;اعتراضات شجاعانه دانشجویان به خاتمی را نشان می دهد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;www.freebatebi.com&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.freebatebi.com"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110271248711842224?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110271248711842224/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110271248711842224' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110271248711842224'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110271248711842224'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_110271248711842224.html' title='فیلم &quot; اعتراض دانشجویان به خاتمی&quot; در دانشگاه تهران '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110271214713942520</id><published>2004-12-10T13:49:00.000-08:00</published><updated>2004-12-10T12:55:47.140-08:00</updated><title type='text'>هشدار به محفل مشکوک وابسته به منوچهر محمدي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;جبهه متحد دانشجويي / USF&lt;br /&gt;20 آذر 1383&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هشدار به محفل مشکوک وابسته به منوچهر محمدي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخيرا يک بيانيه با امضاء جعلي جبهه متحد دانشجويي در توجيح اقدامات شبهه برانگيز منوچهر محمدي در ايام مرخصي و تقديس بي حد و اندازه وي از سوي برخي از رابطين و دوستان برون مرزي منوچهر محمدي منتشر شده که باعث بهت و حيرت جبهه متحد دانشجويي گشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين افراد (که اکثرشان از وابستگان فاميلي منوچهر محمدي هستند) به دليل عدم شفافيت و عقلانيت در مواضع و کارکرد سياسي خود، تاکنون در جلب توجه محافل آگاه سياسي ناکام مانده اند با انتشار بيانيه هاي سراسر کذب در تقديس رهبر بي چون و چراي خود! آنهم با استفاده از نام جبهه متحد دانشجويي نشان داده اند که نه تنها بهره اي از شرافتمندي و صداقت، (واژه هايي که مکررا از زبان مبارک و مقدس رهبر معنوي شان در گفتگوهاي تخريبگرانه با يک تلويزيون لس آنجلسي شنيده شده) نبرده اند بلکه با اين اقدامات کودکانه و ساده لوحانه، بيش از پيش چهره ي ناپاک و بدور از شفافيت خود را نمايان ساختند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب اينجاست که بيانيه هاي اخيري که با جعل نام جبهه متحد دانشجويي منتشر شده از طريق همان ايميل آدرسي ارسال شده است که پيش از اين چندين صفحه هجونامه ي منوچهر محمدي بر عليه گروهي از زندانيان سياسي از جمله دکتر ناصر زرافشان، دکتر فرزاد حميدي، احمد باطبي، عليرضا شريعت پناه، فرهاد دوستي، پيمان پيران، صادق سيستاني و ... را منتشر ساخته بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين محفل تخريبگر بايد بداند که هجو نامه نويسي بر عليه زندانيان سياسي و يا سخن پراکني بر عليه مبارزان سياسي از تريبون هاي لس آنجلسي برازنده ي يک زنداني سياسي دانشجويي به نام منوچهر محمدي نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه متحد دانشجويي با ابراز تاسف نسبت به اقدامات ساده لوحانه ي افراد ناملموس و مشکوک منتسب به منوچهر محمدي اعلام مي دارد که در صورت تکرار اين کردارهاي زشت و ناپسند، به روشنگري هاي بيشتري درباره اين محفل خواهد پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنده باد آزادي&lt;br /&gt;برقرار باد دمکراسي&lt;br /&gt;گسسته باد زنجير استبداد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110271214713942520?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110271214713942520/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110271214713942520' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110271214713942520'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110271214713942520'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_10.html' title='هشدار به محفل مشکوک وابسته به منوچهر محمدي'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110271343678050899</id><published>2004-12-10T13:02:00.000-08:00</published><updated>2004-12-10T13:17:16.780-08:00</updated><title type='text'>گفتگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;"&gt;گفتگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور&lt;br /&gt;19 Sep 2004, 15:08 UTC&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh_Pilevar_Part1Sep18.ra"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;گفنگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور [ذخيره فايل صوتی] (RealAudio) &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;MyLinkFormat = &lt;span lang="FA" dir="RTL" style="font-family:Times New Roman"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:78%;"&gt;&lt;br /&gt;--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh_Pilevar_Part1Sep18.ram"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;گفنگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور [فايل صوتی] (RealAudio) &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;MyLinkFormat = &lt;span lang="FA" dir="RTL" style="font-family:Times New Roman"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:78%;"&gt;&lt;br /&gt;--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/ramesh%202.ra"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;گفنگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور (قسمت دوم)[ذخيره فايل صوتی] (RealAudio) &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;MyLinkFormat = &lt;span lang="FA" dir="RTL" style="font-family:Times New Roman"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:78%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/ramesh%202.ram"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;گفنگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور (قسمت دوم)[فايل صوتی] (RealAudio)&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همکارمان رامش در برنامه اين هفته " گفتگوی شنبه شب " با آقای بهزاد پيله ور ، سخنگوی شورای ملی آزاديخواهان در خارج از کشور در زمينه زندانيان سياسی جوان در ايران تحت رژيم اسلامی و نيز وضعيت پناهندگان در خاک ترکيه به بحث و گفتگو پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a onmouseover="window.status='اين مطلب را برای يکی از دوستان خود «ای  ميل» کنيد';return true" onclick="openWin=window.open('http://www1.voanews.com/Persian/emailarticle.cfm?ID=794F7C96-255D-4505-96EBDF2BEE4F5BFA&amp;CurrentLanguage=Persian', 'sendtofriend', 'noresizable,noscrollbars,width=425,height=475');" href="http://www1.voanews.com/Persian/article.cfm?objectID=794F7C96-255D-4505-96EBDF2BEE4F5BFA&amp;amp;Title=%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C%20%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C%20%D8%A8%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%AF%20%D9%BE%D9#"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110271343678050899?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110271343678050899/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110271343678050899' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110271343678050899'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110271343678050899'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_110271343678050899.html' title='گفتگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110261882131232260</id><published>2004-12-09T10:36:00.000-08:00</published><updated>2004-12-09T11:00:21.313-08:00</updated><title type='text'> .....تك ستاره مجيد كريمي</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt; &lt;span style="font-size:180%;color:#ffff66;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;تك ستاره&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ستاره اي ستاره دلم تنگه دوباره  &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;  هواي يارو داره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; يارم  همون ايرانه&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;سالهاي ساله وطن همش به انتظاره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;اسير دست خزون منتظره بهاره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ستاره اي ستاره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;شب وطن چه تاره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;همش بند و زندونه      خوبش طناب داره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; سكوت فايده نداره         چارش فقط فرياده&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; &lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;مرگ بر استبداده&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;ستاره اي ستاره&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;دلها در انتظاره        وطن غل و زنجيره &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; ناله هاي شب گيره &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; اسير دست ستم         زر و زور و تزويره &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; همش طناب داره          جوخه هاي اعدامه &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;ديگه اخر كاره&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;ستاره اي ستاره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;"&gt;سكون فايده نداره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; &lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;ضحاك مار بر دوش هنوز بر راس كاره &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;كاوه با چشمي پر خون سالها به انتظاره &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;ارش  با  قلبي  محزون  در راه   كارزاره&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;ستاره اي ستاره&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بيا ببين دوباره            خورشيد نوري نداره &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ستاره ها رو كشتند            ماه زيبا رو كشتند &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برف و يخها اومدند           دردل اميد رو كشتند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ستاره اي ستاره&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;بپا خيزيم دوباره&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;چشمهاي  خيس  وطن   به  فردا  اميد  داره&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ميگه  بازم  صد   باره  از  استبداد    بيزاره&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;  &lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ستاره اي ستاره&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;فرياد زدم دوباره  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;بپا خيز اي دلاور  هم شاگردي  هم سنگر  اريائي  رزم اور &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ايران چه بيقراره             چقدر چشم انتظاره  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;براي ازادي يك دست صدا نداره &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;يك  مشت  ميشيم دوباره  به قلب  ظلمت  شب  با ز ميزنيم چند باره&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ستاره اي ستاره&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#006600;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;بازم ميگم دوباره &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#006600;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;دلها همه بيداره به فردا اميد واره &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt; تنها به تك ستاره&lt;/span&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#999999;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;اي   وطنم  اي   ايران&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#999999;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; &lt;span style="color:#ffff33;"&gt;سر ز مين   دلير ان&lt;/span&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; فرياد    ميشي    دوباره&lt;/span&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;اباد     ميشي     دوباره &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;اي     وطنم      مادرم &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; ازاد    ميشي     دوباره&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;مجيد كريمي &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;شمع نو&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ffff00;"&gt;Tel:0090_5553552186&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ffff00;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;Email:new_kandil@yahoo.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110261882131232260?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110261882131232260/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110261882131232260' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110261882131232260'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110261882131232260'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_09.html' title=' .....تك ستاره مجيد كريمي'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110254163789368528</id><published>2004-12-08T13:29:00.000-08:00</published><updated>2004-12-08T13:33:57.893-08:00</updated><title type='text'> شنوندگان صدای آمريکا </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صدا ها و پيامها، 6 دسامبر: گفتگو با مجيد کريمی، دانشجوی ايرانی پناهنده&lt;br /&gt;06 Dec 2004, 22:49 UTC&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh06Dec04.ra"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;صدا ها و پيامها، 6 دسامبر: گفتگو با مجيد کريمی، دانشجوی ايرانی پناهنده[ذخيره فايل صوتی] (RealAudio&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh06Dec04.ram"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;صدا ها و پيامها، 6 دسامبر: گفتگو با مجيد کريمی، دانشجوی ايرانی پناهنده[فايل صوتی] (RealAudio)&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh06Dec04.ram"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در نيمه دوم برنامه خط های تلفنی استوديو بروی شنوندگان باز می شوند تا بطور مستقيم و زنده نظرات و درد دلهای خود را با ساير همزبانان در ميان بگذارند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110254163789368528?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110254163789368528/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110254163789368528' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110254163789368528'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110254163789368528'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_110254163789368528.html' title=' شنوندگان صدای آمريکا '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110253767808454711</id><published>2004-12-08T13:25:00.000-08:00</published><updated>2004-12-08T12:27:58.083-08:00</updated><title type='text'>كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي&lt;br /&gt;اطلاعيه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اميد عباسقلي نژاد زنداني سياسي و مسئول روابط عمومي جبهه دموكراتيك ايان كه در 18 تير ماه 81 بازداشت و به 3 سال زندان محكوم شده بود ، از كليه سازمانها و افرادي كه توانايي كمك به وي را دارند درخواست مساعدت مالي كرد. وي داراي دو فرزند 3و 5 ساله ميباشد كه به گفته ي نزديكان وي در منزلي محقر و داراي شرايط بسيار بدي زندگي ميكنند.&lt;br /&gt;گفتني است وي چندي پيش نيز به دليل مقاومت در برابر مسئولين زندان به زندان كچويي فرديس منتقل شده بود و هم اكنون به مدت يك هفته به مرخصي آمده است.&lt;br /&gt;كليه سازمانها و يا افراد در صورت تمايل به كمك ميتوانند با شماره تلفن 02612300780 تماس بگيرند.&lt;br /&gt;اميد است كه با همياري خود در اين اقدام بتوانيم در اين مبارزه سهمي ايفا كرده باشيم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي&lt;br /&gt;komitedefa@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110253767808454711?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110253767808454711/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110253767808454711' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110253767808454711'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110253767808454711'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_08.html' title='كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110254112044835652</id><published>2004-12-08T13:20:00.000-08:00</published><updated>2004-12-09T11:07:31.430-08:00</updated><title type='text'>گفتگوی رامش با بهزاد پيله ور: وضعيت کنونی سرکوب جوانان و دانشجويان در ايران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;گفتگوی رامش با بهزاد پيله ور: وضعيت کنونی سرکوب جوانان و دانشجويان در ايران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;04 Dec 2004, 23:51 &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh_Callin_Pillevar04Dec.ra"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گفتگوی رامش با بهزاد پيله ور[ذخيره فايل صوتی] (RealAudio) &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;MyLinkFormat = &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh_Callin_Pillevar04Dec.ram"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گفتگوی رامش با بهزاد پيله ور[فايل صوتی] (RealAudio) &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;MyLinkFormat = &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh_Callin_Pillevar04Dec_Part2.ra"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بخش دوم، پرسش روز[ذخيره فايل صوتی] (RealAudio) &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;MyLinkFormat = &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;--&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www1.voanews.com/mediastore/Ramesh_Callin_Pillevar04Dec_Part2.ram"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بخش دوم، پرسش روز[فايل صوتی] (&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="rtl"  style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;RealAudio)&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;برنامه گفت و گوی شنبه شب اين بار ـ ۴ اُم ماه دسامبر از ساعت ۱ و ۱۳ دقيقه تا ۲ بعدازظهر به وقت واشنگتن ‏و بعد هم از ساعت ۲ و ۲۷ دقيقه تا ۳ بعد از ظهر واشنگتن، صحبت مستقيم و زنده رامش از صدای آمريکا بود ‏با آقای بهزاد پيله ور، سخنگوی شورای ملّی آزاديخواهان در خارج از کشور، که ساکن شهر آنکارا در ترکيه ‏است‎. ‎&lt;br /&gt;موضوعهای صحبت وضعيت زندانيان جوان سياسی در ايران ِ تحت رژيم اسلامی و وضعيت پناهندگان ايرانی در ‏خاک ترکيه بود‎. ‎&lt;br /&gt;شنوندگان از ايران و نيز اُستراليا و اروپا تلفن کرده و به اظهارنظر پرداختند‎.‎&lt;br /&gt;در گفت و گوی تلفنی نيم ساعت آخر از ۲ و ۲۷ دقيقه تا ۳ بعد از ظهر واشنگتن( نيز &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;شنوندگان پيرامون پرسش ‏روز با ما تماس گرفتند‎ &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;TEL&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;00905552867831&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110254112044835652?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110254112044835652/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110254112044835652' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110254112044835652'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110254112044835652'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_110254112044835652.html' title='گفتگوی رامش با بهزاد پيله ور: وضعيت کنونی سرکوب جوانان و دانشجويان در ايران'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110245618811469937</id><published>2004-12-07T13:48:00.000-08:00</published><updated>2004-12-07T13:49:48.113-08:00</updated><title type='text'>بينا داراب زند مورد حمله ي اوباشان قرار گرفت.</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي&lt;br /&gt;اطلاعيه خبري&lt;br /&gt;تاريخ 15/9/1383&lt;br /&gt;ضرب و شتم بنا داراب زند&lt;br /&gt;بينا داراب زند مورد حمله ي اوباشان قرار گرفت.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;منابع خبري از بند 1زندان اوين گزارش ميدهند كه آقاي بينا داراب زند از مؤسسين حزب دموكراتيك ايران كه در بند 1 زندان اوين نگهداري ميشود مورد حمله ي اوباشان قرار گرفت. به گفته ي اين منابع افرادي به نام حميد نظري و مهدي يوسفي از اوباشان متعلق به باند اسماعيل افتخاري( اسماعيل تيغ زن) صبح امروز در راهروي بند 1 زندان اوين به آقاي بينا داراب زند حمله ور شده و با مشت و لگد او را مضروب ساختند . گفته ميشود فرد مشكوكي به نام امير عباس فخرآور كه در گذشته نيز توسط همين باند« دكتر ناصر زرافشان » را هدف قرار داده بودند عامل تحريك اين اوباشان ميباشد.مدتهاست كه زندانيان سياسي مستقر در اين بند شكايات متعددي از نقض قانون تفكيك جرايم مطرح ساخته بودند . اخيرا مديريت زندان اوين براي اعمال فشار بر روي زندانيان سياسي قانون تفكيك جرايم را نقض كرده و انواع محكوميتهاي غير سياسي را به اين بند منتقل كرده است.&lt;br /&gt;اسماعيل تيغ زن و افراد حمله كننده به بينا داراب زند نمونه اي از اين اوباشان ميباشند . سخنگوي حزب دموكراتيك ايران در بند 1 زندان اوين اعلام داشت در صورت عدم انتقال اين اوباشان از بند 1 سياسي ، انتظار حملات ناجوانمردانه از اين نوع بسيار بوده و جان زندانيان سياسي در خطر است.&lt;br /&gt;ايشان از كليه ي سازمانهاي حقوق بشري و مدعيان حمايت از حقوق زندانيان سياسي در خواست كرد در مقابل اين ترفند حكومتيان و اوباش به خواسته ي ايشان كوتاهي نكنند .&lt;br /&gt;لازم به ذكر است كه آرواره، فك و دندان بينا داراب زند دراثر اين درگيري دچار آسيب جدي شده است.&lt;br /&gt;كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي&lt;br /&gt;komitedefa@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110245618811469937?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110245618811469937/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110245618811469937' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245618811469937'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245618811469937'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_110245618811469937.html' title='بينا داراب زند مورد حمله ي اوباشان قرار گرفت.'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110245569967060981</id><published>2004-12-07T13:38:00.000-08:00</published><updated>2004-12-07T13:41:39.670-08:00</updated><title type='text'>بينا داراب زند</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي&lt;br /&gt;تاريخ 15/9/1383&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  بار دگر شانزدهم آذر&lt;/span&gt;  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قريب 51 سال پيش جنبش دانشجويي ايران با فاصله ي چند ماه كوتاه از كودتاي وحشيانه ي 28 مرداد 1332 و بازگشت سركوب و خفقان به زندگي سياسي كشور شجاعانه به ميدان آمد و با برپايي تظاهراتي عليه عاملين اين توطئه در دانشگاه تهران و ارائه ي سه قرباني رضوي ، قندچي و بزرگ نيا ستمگري خود را با خواستهاي دموكراتيك مردم ايران اعلام داشت.&lt;br /&gt;براي نسل كنوني دانشجويان كه « ضد انقلاب فرهنگي» ارتباطشان را با نسلهاي گذشته جنبش دانشجويي قطع كرده ، اين سؤال مطرح است كه چرا اين جنبش همواره مورد غضب نيروهاي ارتجاعي و فاشيست جامعه قرار داشته؟ و چگونه است كه اين جنبش علي رغم سركوبهاي مداوم توسط نيروهاي خودكامه و ديكتاتور هر بار ثابت قدم تر از گذشته قد برافراشته است؟&lt;br /&gt;براي پاسخ به اين سؤال ها بايد ماهيت جنبش دانشجويي را مورد بررسي قرار داد.&lt;br /&gt;صنف دانشجو قشري است از روشنفكران جامعه كه عدم داشتن تعلقات طبقاتي به مفهوم رابطه ي مستقيم با توليد اجتماعي و در نتيجه آزادي از محدوديتهاي تنگ نظرانه ديگر اصناف اجتماعي از مشخصات آن است. به همين علت اين قشر علي رغم پايگاه خانوادگي و منشأ طبقاتي قابليت ستمگري به انديشه هاي مخالف با شرايط زندگي شخصي خود را داراست. از دوران رونسانس كه برخورد عقايد در حوزه هاي دانشگاهي غرب مرسوم شد دانشگاه به محيطي براي ارائه و برخورد و تقابل آخرين نظرات علمي در رشته هاي مختلف تبديل گشت ودانشجويان بعلت داشتن قابليت ستمگري به اين تفكرات جديد تبديل به آينه اي تمام نما از نظرات مطروحه در جامعه ي خود گشتند . يعني براي يك غريبه كافيست كه به دانشگاه و محل تجمع دانشجويان كشوري رجوع كند تا با كليه ي نظرات مطروحه در سطح آن كشور آشنا گردد. اين مقوله در مورد كليه ي رشته هاي تحصيلي و بخصوص فعالين سياسي دانشگاه صادق است.&lt;br /&gt;از طرف ديگر ، جوان بودن اين قشر از روشنفكران باعث ميگردد كه راه بين نظر و عمل را شتابان و بدون مكث طي كرده ، همواره پيشتاز ديگر روشنفكران و اقشار مردمي و بيانگر شرايط آتي مبارزات سياسي و اجتماعي مردم باشد . در ايران نيز چنين بوده و هست.&lt;br /&gt;با توجه به ماهيت جنبش دانشجويي اقدام« ضد انقلاب فرهنگي» تنها مي توانست به صورت مقطعي آن را مهار كرده و در معاملات و معادلات درون حكومت خودكامه بكار گيرد . پس از پايان جنگ و شكست « اصلاحات» هاشمي رفسنجاني ، دوباره اين جنبش به حركت آمد و در طي ساليان متعاقب گروه گروه از حكومت جدا شده و راه مستقل خود را طي كردند . « جريان سوم» حاصل چنين حركتي بود كه توانست قدرت خود را در برخورد هاي پس از 18 تير 78 تا خرداد ماه 82 به رخ دستگاه حاكمه بكشد.&lt;br /&gt;در طي اين دوران و با استفاده از اختلافات درون حكومتي رفته رفته خط مشي دموكراتيك در مقابل اقتدارگرايان و «اصلاح طلبان» ( ليبراليسم حكومتي و غير حكومتي) شكل گرفت و خود را در سطح جامعه مطرح ساخت. طبيعي بود كه بخشي از دانشجويان به آن سمتگري كرده و جنبش دموكراسي خواهي در ايران را پس از سالها وابستگي نظري و تشكيلاتي شكل دهند . پروسه ي جدايي خط مشي مدرن(دموكراتيك) از ارتجاعيون و اصلاح طلبان بيانگر چنين سمتگري انقلابي جنبش دانشجويي است. ( كه خوشبختانه در سال 83 استقلال نظري  و تشكيلاتي خود را از جريانهاي حكومتي و ليبرال اعلام داشته و ستمگري خود را به خواستهاي دموكراتيك مردمي نشان داد)&lt;br /&gt;اين جنبش ميرود تا جايگاه به حق خود را در مبارزات مردمي اشغال و سنت انقلابي 16 آذر را پس از سركوب وحشيانه ي « ضد انقلاب فرهنگي» احيا سازد. به همين علت است كه دستگاه حاكمه چه اقتدارگرا و چه ليبرال ، حفر كانالهاي انحرافي با نامهاي پر طمطراق « كنفدراسيون » و غيره را در دستور كار قرار داده تا بار ديگر با ايجاد انشقاق در اين جنبش بالنده آنرا مهار پذير سازد. موفقيت يا شكست اين طرحهاي ارتجاعي بسته به درجه آگاهي نيروهاي مستقل و مدرن دارد.&lt;br /&gt;باشد كه با جمع بندي دانشجويان دموكرات از اشتباهات و توهمات راه طي شده از انحراف و شكست دوباره جنبش دموكراتيك دانشجويي جلوگيري شود.&lt;br /&gt;اتحاد – مبارزه - پيروزي&lt;br /&gt;بينا داراب زند&lt;br /&gt;زندان اوين- آذر 83&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;   &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110245569967060981?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110245569967060981/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110245569967060981' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245569967060981'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245569967060981'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_110245569967060981.html' title='بينا داراب زند'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110245389628984408</id><published>2004-12-07T13:06:00.000-08:00</published><updated>2004-12-07T13:11:36.290-08:00</updated><title type='text'>گزارش اعتراضات امروز دانشگاه تهران </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;گزارش اعتراضات امروز دانشگاه تهران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آزادی بیان دانشجویان آگاه و مبارز در برپایی سالگرد شانزده آذر روز دانشجودر دانشگاه های سراسر ایران اوج خروش و رشد یافتگی خود را در برابر حاکمیت دیکتاتوری به نمایش گذارند&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;.در این جا برخی از گزارشهایی را که تا این ساعت از این تجمعات و تظاهرات به دست ما رسیده است را با هم می خوانیم   &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;گزارش اعتراضات امروز دانشگاه تهران  نیروهای رژیم كه در همكاری با انجمنهای اسلامی و بسیج دانشجویی قبلا تعداد معینی از طرفداران خود را برای شركت در جلسه خاتمی در سالن چمران، دستچین كرده بوند، با بستن در ها مانع از شركت تعداد بسیار بیشتری از دانشجویان كه قصد ورود به این سالن را داشتند، شدند. تعداد بیش از ٢٠٠٠ نفر از دانشجویان در ساعت ١٥:١٠ با شكستن درهای ورودی سالن به زور وارد سالن شدند. نیروهای رژیم اقدام به ضرب و شتم دانشجویان كردند كه متعاقبا با حمله دانشجویان روبرو گشتند. دامنه زدو خورد با نیروهای رژیم به درون سالن كشیده شد و ناچارا مجبور شدند به حضور دانشجویان در سالن چمران رضایت دهند. در این لحظه كماكان تعداد بیش از ٢٠٠٠ نفر از دانشجویان در محوطه جلوی سالن تجمع كرده بودند. دانشجویان در داخل و بیرون سالن ضمن اعتراض به خاتمی شعارهای " خاتمی بسیجی پیوندتان مبارك"، "دانشجو بیدار است، از خاتمی بیزار است"، " مرگ بر استبداد"، " مرگ بر دیكتاتور"، "جنتی جنتی تو دشمن ملتی"، " خاتمی پینوشه، رای ما كوفتت شه"، "هفت سال دروغ، بازهم دروغ" را سر میدادند. در جریان صحبتهای خاتمی دانشجویان بارها سخنان او را قطع كردند. پس از پایان سخنان خاتمی دانشجویان همگی در حالی كه شعار میدادند به تظاهرات در محوطه دانشگاه پرداختند، دانشجویان پلاكاردهای بزرگی كه بر آنها شعارهای " آزادی، برابری"، " جنبش دانشجویی از اعتراضات كارگری، معلمان و پرستاران جدا نیست"، " نان و آزادی برای همه" و "NO" را در دست داشتند.دانشجویان تا ساعت ١٣ به تظاهرات خود در محیط دانشگاه ادامه دادند.کوی دانشگاه ساعت هشت شب شانزده آذر:تعدادی از دانشجویان در محوطه کوی تجمع کرده و سرود یار دبستانی میخوانند تصاویر احمد باطبی ، عزت ابراهیم نژاد و سه شهید شانزده آذر به همراه اعلامیه های ضد رژیم بین دانشجویان دست به دست میگردد.تعدادی از ماموران حراست هر از چند گاه می آیند و تذکر می دهند که تظاهرات ممنوع است اما دانشجویان پاسخ می دهند که آن ها تظاهرات نمی کنند بلکه در روز دانشجو در حال سرود خواندن هستند.شایع شده است که تعدادی از داشنجویان در برابردرب دانشگاه زخمی شده اند و چند نفری هم هنوز به خوابگاه مراجعت نکرده اند.جو کوی امشب با شب های دیگر متفاوت است &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در دانشگاه تبریز دانشجویان تریبون آزاد برپا کردند و.با دردست گرفتن تصاویر احمد باطبی سرود خواندند و یاد شهدای دانشجو در مبارزه علیه رژیم های شاه و جمهوری اسلامی را گرامی داشتند ، هنگامی که مجری مراسم نام احمد باطبی را برد و خواستار آزادی وی شد غریو فریاد دانشجویان گوش ها را کر کرد.دانشجویان دانشگاه زنجان با وجود مخالفت بسیج و انتظامات مراسمی را به یاد شانزده آذر برپا کردند در این مراسم دانشجویان سرود های ای ایران و یار دبستانی را خواندن&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;د&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.freebatebi.com"&gt;www.freebatebi.com&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110245389628984408?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110245389628984408/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110245389628984408' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245389628984408'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245389628984408'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_110245389628984408.html' title='گزارش اعتراضات امروز دانشگاه تهران '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110245336137630616</id><published>2004-12-07T13:00:00.000-08:00</published><updated>2004-12-07T13:02:41.376-08:00</updated><title type='text'>شانزده آذر امسال تجلی رادیکالیسم جنبش دانشجویی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;...................................&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;شانزده آذر امسال تجلی رادیکالیسم جنبش دانشجویی&lt;br /&gt;اطلاعیه خبریدانشجویان ، جوانان ،زنان و مردان آزادیخواهامسال بار دیگر جنبش دانشجویی ایران بلوغ و پویایی خود را در تظاهرات و تجمعات پرشوری که برخلاف مراسم دولتی و فرمایشی با اعتراض به تمامیت حاکمیت همراه بود نشان داد.فعالان کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی به همراه دانشجویان انقلابی از صبح امروز در دانشکده مدیریت و زبان های دانشگاه تهران ، خوابگاه کوی دانشگاه و نیز دانشگاه تهران تجمعات و تریبون هایی را سازمان دادند و در همه جا ضمن الصاق تصاویری از سه جان باخته شانزده آذر و احمد باطبی به عنوان سمبل مقاومت جنبش دانشجویی ایران ، شعارها و پلاکاردهایی را نصب کردند.در دانشگاه تهران هزاران دانشجو در اعتراض به حضور خاتمی در این دانشگاه به بهانه روز دانشجو دست به تظاهرات باشکوهی زدند و شعارهایی چون: " مرگ بر دیکتاتور ، سیدعلی حیا کن مملکت را رها کن، مرگ بر رفسنجانی ، خاتمی خاتمی خجالت خجالت ، توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد،یا مرگ یا آزادی ، آزادی اندیشه با جمهوری اسلامی نمی شه ،کارگر دانشجو اتحاد اتحاد ،این آخرین اخطار است جنبش دانشجویی آماده قیام است ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد ، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، درود بر احمد باطبی ،هجده تیرشانزده آذر ماست و..." سر دادند ، عده دیگری از دانشجویان که با درگیری و عبور از سد حراست و ماموران اطلاعاتی موفق شده بودند خود را به محل سخنرانی خاتمی برسانند نیز با هو کردن و فریاد های اعتراض آمیز وی را رسوا کردند به گونه ای که وی چندین بار تهدید کرد که این دانشجویان را از سالن بیرون خواهد راند. پس ازآنکه خاتمی موفق نشد سخنرانی خود را در میان شعارهای اعتراض آمیز دانشجویان به پایان برساند ومحافظان وی او را با سرعت از محل خارج کردند، تظاهرات دانشجویان در محوطه دانشگاه تهران و در برابر درب اصلی دانشگاه ادامه یافت و درحالی که صدها مامور نیروی انتظامی و اطلاعاتی منطقه را تحت محاصره خود در آورده بودند دانشجویان بر علیه جمهوری اسلامی شعار می دادند.این تظاهرات در حالی که ماموران حراست تمام خبرنگاران و عکاسان را از دانشگاه بیرون راندند تا پاسی از شب گذشته ادامه یافت و در آخرین ساعات با شکسته شدن درب اصلی دانشگاه تهران و منهدم کردن اتومبیل ماموران اطلاعات منجر به درگیریهای پراکنده ای میان دانشجویان و نیروی انتظامی در برابر دانشگاه تهران شد.در همین حال گزارشهای رسیده از کوی دانشگاه نیز حاکی ست که برخی از دانشجویان شرکت کننده در تظاهرات امروز توسط بسیج مورد ضرب و شتم قرار گرفته و خبر ازدستگیری چند نفر دیگر نیز می رسد.همچنین شیوا نظر آهاری صبح امروز در حوالی خانه ش درحین رفتن به دانشگاه توسط ماموران لباس شخصی محاصره شده و پس از درگیری با آنان سرانجام درحالی که مضروب شده بود بازداشت شده است.خبرهای رسیده از دانشگاه های علامه ، آزادمرکزی تهران ،امیر کبیر ، تبریز ، کرمان ، اصفهان ، شیراز، رفسنجان ودانشگاه ملی نیز حاکی از پخش اعلامیه ها و تصاویر احمد باطبی و نیز برگزاری تجمعات و مراسم دانشجویی و تحریم مراسم دولتی ست. کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی با تقدیر از شجاعت و آگاهی که دانشجویان در تظاهرات امروز خود نمایان ساختند خواستار آزادی شیوا نظر آهاری و بازداشت شدگان تظاهرات امروز است.بی شک جنبش دانشجویی در آینده بسیار نزدیک رسالت تاریخی خود را برای احقاق آزادی ، برابری و عدالت ایفا خواهد کرد.زنده باد آزادیزنده باد جنبش دانشجوییکمیته پیگیری وضعیت احمد باطبیشانزده آذر ماه ١٣٨٣سایت&lt;span style="font-size:180%;"&gt;:www.freebatebi.com ای میل ومسنجر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;"&gt;:freeirancom@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110245336137630616?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110245336137630616/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110245336137630616' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245336137630616'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110245336137630616'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_07.html' title='شانزده آذر امسال تجلی رادیکالیسم جنبش دانشجویی'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110227153524393110</id><published>2004-12-05T09:45:00.000-08:00</published><updated>2004-12-05T10:32:15.243-08:00</updated><title type='text'>      راهکار:  کوروش صحتی</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;راهکار &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt; آينده جنبش دانشجويي ايران پيش درآمد ۱۶ آذر ماه يادآور روزي است كه دانشجو و دانشگاه نداي آزاديخواهي     &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;و عدالت طلبي خود را به زيبا ترين شكل ممكن به گوش همگان رسان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;د&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;16&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;    آذر روزدانشجو روز حماسه و مقاومت    در تاريخ ايران ماندني است . آن سه قطره خون پاكي كه در دانشگاه به زمين ريخت شعله مبارزه با استبداد و استعمار را چنان گرمايي بخشيد كه امروز نيز به بركت وجود آن جنبش آرمان خواهانه دانشجويان ادامه دارد. اما در اين راه پر فراز و نشيب و در طول تاريخ مبارزات دانشجويي مسائلي بوجود آمده كه راهكاري ويژه را براي تداوم و حركت بالنده اين جنبش در آينده مي طلبد قبل از وارد شدن به بحث بايد اين نكته را در نظر داشت كه جنبش دانشجويي در جوامع بسته يا در حال گذار تفاوتي ماهيتي با جنبشهاي دانشجويي در جوامع باز و توسعه يافته دارد و براين اساس سازماندهي تشكيلاتي اين جنبش نيز شيوه هاي متفاوتي دارد در جوامعي چون ايران جنبش دانشجويي به مثابه يك جريان اجتماعي همواره پيشگام خواسته هاي اساسي ملت و در رأس آن خواسته هاي سياسي آنان بوده است اما در جوامع باز تشكل هاي دانشجويي بيشتر صنفي هستند مانند ساير تشكلهاي صنفي و اجتماعي در اين ميان نقش جنبش دانشجويي در كشورهاي بسته و يا در حال گذار بسيار بااهميت جلوه مي كند. دانشگاه و آموزش عالي در چنين كشورهايي همواره بزرگترين پارادوس رژيمهاي حاكم بر آنان بوده است از سويي اداره جوامع امروزي نيازمند كسب مهارتهاي ويژه اي است كه جز از راه تأسيس مراكز آموزش عالي حاصل نمي شود و از سوي ديگر رشد چنين مراكزي به رشد فرهنگي - سياسي جوانان و در نهايت مخالفت با رژيمهاي استبدادي خواهد انجاميد در كنار موارد فوق شرايط سني دانشجويان كه اثرا جوان بوده وابستگي چنداني به شغل خانواده و مسائل مالي نداشته و از تحرك و آرمان خواهي برخوردارند نيز آنان را به عنوان نيرويي آوانگارد و از پيشگامان مبارزات سياسي در كشورهاي بسته مطرح نموده است وضعيت كنوني جنبش دانشجويي ايران جنبش دانشجويي در ايران قدمتي به اندازه تأسيس اولين دانشگاه ايران دارد و از آن زمان تا كنون نقش مهمي در تحولات سياسي جامعه ايفا كرده است حضور اوليه و گسترده نيروهاي چپ غير مذهبي دردانشگاه ها در دهه ۱۳۲۰ تأسيس انجمنهاي اسلامي دانشجويان نقش عمده دانشجويان در نهضت ملي شدن صنعت نفت گرايش به سمت مبارزات مسلحانه در دهه ۱۳۴۰ تشكيل كنفدراسيون دانشجويان ايراني به عنوان فعالترين نيروي اپوزيسيون در دوره خويش نقش مهم در تجمعات و تظاهرات منجر به پيروزي انقلاب سرفصلهاي مهمي از تاريخ مبارزات دانشجويي در ايران قبل از انقلاب ۱۳۵۷ مي باشند كه هر بخش از آن توضيحات مفصلي را مي طلبد كه در حوصله اين نوشتار نيست اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در پي جنگ هشت ساله ايران و عراق جنبش دانشجويي از تحرك و پويائي خويش دور شد در اين دوره دفتر تحيم وحدت به عنوان تنهاتشكل رسمي دانشجويان به شكل بازوي دانشجويي حاكميت درامده و از خصلت جنبش گونه كاملا فاصله گرفت. اما روند تحولات سياسي كشور در سالهاي بعد منجر به تغيير فضاي سياسي دانشگاهها پيش از دوم خرداد ۷۶ و دگرگوني در وضعيت گذشته شد در اين سالها جنبش دانشجويي ايران نقش تاريخي خود را بار ديگر ايفا كرد . پس از دوم خرداد ۷۶ نيز فضاي نسبتا باز سياسي ايجاد شده در كشور و در پيامد آن تشكيل گروههاي مستقل دانشجويي تجمعات و ميتينگهاي اعتراض آميز متعدد رابطه فعال و سازنده دانشجويان با روشنفكران و فعالان سياسي از سويي و توده هاي مردم از سوي ديگر چهره نويني از كاركرد صنفي سياسي جنبش دانشجويي را نشان داد هرچند پس از چند سال سركوب آزاديهاي سياسي اجتماعي در ايران و فقدان احزاب سياسي مؤثر و رسانه هاي آزاد باعث شد كه وظايف اين نهادها بر دوش جنبش دانشجويي نهاده شده و بدين ترتيب در نوك پيكان حمله اقتدارگرايان قرار گيرد ادامه اين روند و فشار مضاعف محافظه كاران جنبش دانشجويي را تا حدودي به انفعال كشاند. هرچند بدنه جنبش همچون آتشي زير خاكستر باقي مانده و هر از چند گاهي و در مناسبتهاي مختلف سر بلند مي كند اما در شرايط كنوني به جرأت مي توان گفت كه جنبش دانشجويي ايران در يك وضعيت بدون تشكيلات بسر برده و تحركات فوق اكثرا بدون سازماندهي شكل مي گيرند عوامل ايجاد چنين شرايطي &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;را مي توان در دو مورد خلاصه نمود سركوب گسترده جنبش : در اين ارتباط مي توان به موراد زير اشاره كرد : حمله به مراكز و خوابگاههاي دانشجويي بويژه در ۱۸ تيرماه ۷۸ و خرداد ۸۲ بازداشت گسترده فعالان جنبش&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;دانشجويي ممانعت از برگزاري تجمعات دانشجويي به مناسبتهاي مختلف ايجاد جو نظامي گري در دانشگاهها بوسيله نهادهائي خاص چون بسيج دانشجويي و حمايت گسترده حراست و دفاتر رهبري از آنان احضار پي در پي فعالان دانشجويي به دادگاههاي انقلاب و در برخي موارد ممانعت از ادامه تحصيل آنها فقدان ساختار تشكيلاتي مناسب تشكلهاي دانشجويي دفتر تحكيم وحدت هر چند اين تشكل دانشجويي با وابستگي به طيفي از حاكميت سياسي اصلاح طلبان حكومتي اشتباه فاحشي را در زمينه اخذ مواضع سياسي خود مرتكب شد اما به عنوان فراگيرترين تشكل دانشجويي ايران داراي ضعفي در ساختار تشكيلاتي خود است كه مهمتر از مورد فوق مي نمايد اين تشكل دانشجويي كه در سال ۱۳۵۸ تأسيس شد تنها دربرگيرنده انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور بوده و بدين ترتيب بسياري از تشكلهاي صنفي و سياسي دانشجويان راهي در اين مجموعه ندارند مرامنامه واساسنامه اين تشكل نيز تاكنون هيچ تغييري نيافته است اگر به يادداشته باشيم كه در مرامنامه اين تشكل مواردي ذكر شده كه اصولا از خواسته هاي امروزي جنبش دانشجويي ايران فرسنگها فاصله دارد بر لزوم بازسازي و ايجاد تشكيلاتي مناسب براي جنبش دانشجويي و با توجه به شرايط كنوني جامعه ايران پي خواهيم برد ساير گروههاي دانشجويي : از طرفي گروههاي دانشجويي مستقل ديگر نيز به نوعي گرفتار ضعف تشكيلاتي شده اند. اعلام غيرقانوني بودن و سركوب و بازداشت گسترده فعالين اين گروهها بسياري از اعضاي مؤسس و اصلي آنها را عملا از صحنه مبارزه دور كرده و هرگونه سازماندهي مجدد را با برخوردهاي شديد عوامل قضايي و امنيتي حاكميت روبرو نموده است. با توجه به شرايط فوق نظريه غالب در مجموعه تشكلهاي دانشجويي بر ايجاد تشكيلاتي مستقل فراگير غيرايدئولوژي و با حضور طيفهاي فكري گوناگون دانشجويان تكيه دارد. تشكيلاتي كه در آن هزينه فايده فعاليتهاي سياسي در نظر گرفته شده و راهكاري منطقي و قابل اجرا براي مبارزه و فعاليت سياسي ارائه شود. سازماندهي جديد جنبش دانشجويي در اين ارتباط و بويژه در سالهاي اخير طرحهاي مختلفي ارائه شده است. طرحهاي چون : ايجاد پارلمان دانشجويي دفتر تحكيم دموكراسي خواهي و در نهايت كنفدراسيون دانشجويان ايراني. از اين ميان طرح ايجاد كنفدراسيون با توجه به تجربه آن در سالهاي ۵۴-۱۳۳۹ در سازماندهي جنبش دانشجويي در داخل و خارج از كشور ايده آل به نظر مي رسد . كنفدراسيون در طول سالهاي فعاليت خويش چنان نقش مهمي در عرصه سياست ايران بر جاي گذاشت كه بي ترديد مي توان آنرا يكي از عوامل اصلي سرنگوني رژيم گذشته دانست. هرچند در بررسي تاريخ معاصر ايران و بويژه سالهاي منتهي به انقلاب ۱۳۵۷ به اين عامل كمتر اشاره شده است. احيا مجدد كنفدراسيون دانشجويان ايراني در آينده سياسي ايران اثرات مهمي برجاي خواهد گذاشت . پلاريزه شدن فضاي سياسي و همگون شدن حاكميت سياسي در كشور كه به سركوب گسترده جنبش آزاديخواهان ركود فعاليتهاي احزاب سياسي مستقل و مردمي و محدوديت روزافزون نشريات انجاميده است هماوردي نيرومند را طلب مي كند. هماوردي كه تنها متشكل شدن دانشجويان ايراني در يك ساختار واحد آنرا تجسم خواهد بخشيد . تشكيل چنين اتحاديه اي اگرچه چندان آسان نمي نمايد اما اثرات فراواني در پيشبرد جنبش دموكراتي ايرانيان خواهد داشت كه در اين رابطه مي توان به موارد زير اشاره كرد : از بين بردن فضاي تبليغاتي رژيم در كشورهاي خارجي از طريق برپايي تجمعات و تظاهرات گسترده اعتراض آميز و ايجاد ناامني براي عوامل رژيم ارتباط با نهادها و دادگاههاي بين المللي حقوق بشر ارتباط با احزاب و شخصيتهاي مستقل سياسي فرهنگي و هنري ايراني و خارجي افشاي جنايات رژيم و دفاع از حقوق تضييع شده زندانيان سياسي بويژه دانشجويان زنداني در مجامع بين المللي تقويت روحيه همبستگي در ميان دانشجويان با گرايشهاي مختلف سياسي در راستاي منافع ملي و رشد سياسي اجتماعي آنان ايجاد ساختاري دموكراتي در ميان دانشجويان به عنوان الگويي مناسب براي ساير نيروهاي اپوزيسيون مشاركت فعال در تحولات سياسي جهاني و ارتباط با اتحاديه هاي دانشجويي ساير كشورها به نظر مي رسد اجرائي كردن طرح فوق نيازمند تشكيل كميته اي متشكل از رهبران تشكلهاي دانشجويي شناخته شده در داخل و خارج از كشور مي باشد. اين كميته با تشكيل يك گروه كاري زمينه ايجاد كنفدراسيون را مهيا خواهد كرد شناسايي و ارتباط گيري با گروههاي پراكنده دانشجويان ايراني بويژه در خارج از كشور سازماندهي دانشجويان در كشورهايي كه دانشجويان ايراني در آنها متشكل نشده و بصورت منفرد فعاليت مي كنند تدوين مرامنامه و اساسنامه اي متناسب با خواسته هاي امروزي جنبش دانشجويي و در نهايت تشكيل كنگره اي سراسري از تمامي فدراسيون ها اتحاديه ها و سازمانهاي دانشجويان ايراني از اهم فعاليتهاي اين كميته خواهد بود. همانگونه كه تا كنون بسياري از فعالان جنبش دانشجويي بارها بر ضرورت سازماندهي جديد جنبش تأكيد كرده اند انتظار مي رود كه از پيشنهاد فوق استقبال نموده و فصل نويني را در تاريخ مبارزات دانشجويي ايران رقم زنند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; پي نوشت : ------------------------------------------------------------------------- ۱- --دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ تأسيس شد. اگرچه اولين تحركات دانشجويي در ايران در سال ۱۳۱۶ و در يك اعتصاب صنفي شكل گرفت اما از پتانسيل بالاي اين جنبش براي تبديل شدن به نيرويي تعيين كننده در معادلات سياسي كشور در سالهاي بعد خبر مي داد. سالهاي اوليه پس از پيروزي انقلاب و قبل ازانقلاب فرهنگي سال ۱۳۵۹ دوراني از آزادي گسترده فعاليتهاي سياسي در داشنگاههاست. اين دوره كوتاه هرچند به درگيريهاي گسترده ميان تشكلهاي دانشجويي كه عمدتا شاخه هاي دانجويي احزاب سياسي بودند انجاميد اما مقطعي حساس و مهم در تاريخ مبارزات دانشجويي ايران است. مواردي چون تبعيت و اطاعت از ولايت فقيهعدم استقلال مالي اين گروه از ديگر موارد ضعف تشيلاتي آن محسوب مي شود. البته در اين ارتباط و در ماههاي اخيرشاهد تحولات مثبتي در دفتر تحكيم وحدت و در راستاي استقلال مالي آن بوده ايم. نگاهي به جديدترين آمار زندانيان سياسي در ايران بر افزايش تعداد اين طيف از زندانيان دلالت دارد. نگاه كنيد به : عمالدين باقي - جدول زندانيان سياسي- عقيدتي و مطبوعاتي پي ايران&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;      ۱۵ &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;   &lt;/span&gt;اكتبر ۲۰۰۴ كوروش صحتي        &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="mailto:kourosh18tir@yahoo.com"&gt;kourosh18tir@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; 15/9/83&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110227153524393110?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110227153524393110/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110227153524393110' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110227153524393110'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110227153524393110'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_05.html' title='      راهکار:  کوروش صحتی'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110208750065832879</id><published>2004-12-03T07:17:00.000-08:00</published><updated>2004-12-03T07:25:00.656-08:00</updated><title type='text'>داستان من و ديوار,كيانوش سنجرى </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;اين نوشتار ادبى روايتى داستان پردازانه است از چگونگى بازداشت شدنم در مراسم سومين سالگرد دشنه آجين شدن شادروانان؛ داريوش و پروانه فروهر در مسجد فخرآباد تهران در سال &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;۱۳۸۰بخش اول &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;هيكل گنده مچ دستم را مى قاپد و مى گويد: بيا بريم داخل كوچه با هم گپ بزنيم. بدنم سست مى شود. خودم را ول مى كنم. گلويم خشك مى شود و زبانم در دهانم نمى چرخد تا فرياد بزنم و كمك بخواهم. سرم را بر مى گردانم. تصويرهاى محو دوستانم را مى بينم كه از ترسِ چشمان غريبه سرشان را پايين انداخته اند و دارند پچ و پچ مى كنند. كسى متوجه ام نيست كه دارد چه بلايى سرم مى آيد. هيكل گنده مرد ريشو به من مى فهماند كه زورم بهش نمى رسد پس بى خودى تقلا نكنم و زور نزنم. دارد بهم مى فهماند كه آرام باشم: بيا... بيا بريم...! لبهايم چفت شده است. زور مى زنم داد بزنم، نمى شود. داد و فرياد هايم توى گلويم مى پيچد: چى مى خواى كثافت... ولم كن! ... مردم... خدا...! فايده اى ندارد. دوباره سرم را برمى گردانم تا شايد كسى متوجه ام شود. در پيچ كوچه نگاهم قطع مى شود. هيكل گنده، مشتش را پرت مى كند به چانه ام. خونابه توى دهانم جمع مى شود. خرده دندانهايم را زير زبانم جمع مى كنم. بدنم مى افتد. لاشه ام را جمع مى كنند و مى برند.***از بوى گند پتوهاى كف سلول حالم جا مى آيد و به هوش مى آيم. از بوى تعفن دلم مى خواهد عُق بزنم و بالا بياورم. مخلوطى از بوى بدن هاى عرق كرده و بوى ترشيده ته مانده غذاهاى گنديده. انگار پيش از من كسى اينجا استفراغ كرده است.دهانم را مى چسبانم لاى جداره در و نفس مى كشم. بوى گند توالت حالم را بهم مى زند. بر مى گردم روى تعفن دراز مى كشم. بدنم مور مور مى شود. احساس مى كنم شپش ها افتاده اند به جانم. دارند پوستم را سوراخ مى كنند. با ناخنهايم مى افتم به جانشان. آنقدر تنم را چنگ مى زنم تا پوستم قرمز مى شود و باد مى كند.انگشتان دستم را با آب دهانم تر مى كنم و مى مالم روى زخم هايم. احساس خوبيست. بارها و بارها اين كار را تكرار مى كنم.ضعف و گرسنگى و كوفتگيِ جسمم، آرامم مى كند. به بوى تعفن عادت كرده ام. ديگر عُق نمى زنم. تنم را هم چنگ نمى زنم. شپش ها را به حال خودشان رها كرده ام. زبانم را لاى دندانهاى شكسته ام فرو مى برم و بازى بازى مى كنم. مزه خونابه مى گيرد. آب دهانم را قورت مى دهم. جاى مشت هيكل گنده روى چانه ام درد مى كند. به جداره بالاى در خيره مى شوم. پلكهايم سنگين مى شود و مى افتد. به خواب رفته ام اما انگار بيدارم. صداى خس و خس دماغم را مى شنوم. صداهاى ريز اطراف با تصويرهاى نامفهوم ذهنم هم خوانى ندارد. گوشم را تيز مى كنم. از توى ديوار صداهايى مى آيد. صداى همهمه است. انگار يك جا جمع شده و داد و هوار راه انداخته اند. به گمانم آمده اند پى ام نجاتم دهند. نكند فراخوان داده باشند. اما نه! اينجا بجز من كه كسى نيست. از لابلاى همهمه مردم، صداى مادرم را مى شنوم. تصويرهاى ذهنم محو مى شوند. مثل تمام شب هائى كه دير به خانه مى رسم، آمده كنار اتوبان، دنبالم. از چهره اش مى خوانم كه مى داند چه بلايى سرم آمده. به گمانم فردا مى رود دادگاه انقلاب پى ام. از بس داد و هوار مى كند مى اندازندش بيرون. ناچار مى رود جلوى در زندان اوين از سربازها خبرى بگيرد. طفلكى خيال مى كند سربازها از رمز و راز زندانيان امنيتى باخبرند و به او خواهند گفت كه كى كجاست و چه بر سرش آمده. بعدش هم مى رود جمكران دعا كند.از توى ديوار صداى پا مى آيد. صداى پاى پوتين دار كه روى موزاييك هاى لق راه مى رود. صدا نزديك و نزديك تر مى شود. جلوى من مى ايستد. انگار مى خواهد به توپ شوت بزند. يك پايش را عقب مى برد و مى كوبد توى صورتم. تكان مى خورم و بلند مى شوم.كنار در سلول يك ظرف برنج خشكيده گذاشته اند. بدون قاشق. يك مشت برنج مى ريزم توى دهانم كه با خونابه خشك شده است. از گلويم پايين نمى رود. تفش مى كنم توى ظرف. برمى گردم و تنم را كه مثل لاشه بى جان شده، لاى تعفن مى چپانم. چشمانم سنگين مى شود و پلكهايم مى افتد. صداى اذان را مى شنوم. انگار صبح شده است. پرتو نورى از جداره بالاى در، تو آمده. سلول روشن شده است. دراز به دراز خودم را برانداز مى كنم. پيرهنم را بالا مى زنم تا زخم هايم را ببينم. گوشت شكمم كنده شده. بازوهايم قرمز شده و باد كرده. ديشب چنگشان زده بودم.هواى تر و خنكى توى سلول پيچيده. تعفن را كنار مى زنم مى روم جلو. دهانم را مى چسبانم لاى جداره در سلول و نفس مى كشم. به جاى بوى توالت بوى باران مى آيد. صداى باران را هم مى شنوم كه روى سقف ساختمان مى بارد.صداى پاى پوتين دار از توى راه رو نزديك مى شود. از در فاصله مى گيرم و به ديوار تكيه مى دهم. در باز مى شود. يك جوان ريز اندام در قامت يك سرباز وظيفه اونيفورم پوش جلوى من مى ايستد. روى آرم اونيفورمش نوشته شده: «نيروى زمينى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى» . پوتين هاى زمختى كه صدايش را مى شنيدم به پايش است. با چشمان كوچك و بى قرارش برو رويم را برانداز مى كند. به ظرف برنج خشكيده كنار ديوار كه مورچه ها توش از سر و كول هم بالا مى روند اشاره مى كند و مى گويد: چرا غذا نخوردى؟ بى تفاوتى نشان مى دهم و جوابش را نمى دهم.طورى نگاهم مى كند كه انگار دلش برايم سوخته. به درى كه يك قدم بيشتر با سلولم فاصله ندارد اشاره مى كند و مى گويد: پاشو برو توالت.تندى پا مى شوم و از سلول بيرون مى آيم. زير چشمى راه رو را بر انداز مى كنم و مى روم توى توالت، چفت درش را مى اندازم و يك نفس عميق مى كشم. از بوى باران عشق مى كنم. دانه هاى درشت باران از لاى ميله هاى كلفت و رنگ نخورده توالت مى ريزد روى صورتم. يك پايم را مى گذارم روى شير آب، دستم را آويزان مى كنم به لبه پنجره و تنم را بالا مى كشم. حالا مى توانم از لاى ميله هاى كلفت، آسمان بارانى صبح روز جمعه را تماشا كنم و تند تند نفسهاى عميق بكشم و ريه هايم را از عطر ترِ باران پر كنم. دست راستم را از لاى ميله ها رد مى كنم و دانه هاى درشت باران را لمس مى كنم. تا به حال به اين اندازه از لمس دانه هاى باران كيف نكرده ام. به آسمان خيره مى شوم. صداى آن مرد هيكل گنده توى سرم مى پيچد: مى پوسى بدبخت... مى پوسى بدبخت...پاهايم را از روى شير آب جدا مى كنم و خودم را بالاتر مى كشم. زير پنجره توالت، حياط بزرگى را مى بينم كه رديف به رديف خودروى نظامى در گوشه اش پارك شده. و يك گنبد بزرگ مسجد و يك سرى درخت چنار در اطراف حياط.دستانم خسته شده و ديگر توان نگهداشتن هيكلم را ندارند.سرباز به در مى كوبد و مى گويد: قيچيش كن بيا بيرون.دست باران خورده ام را روى صورتم مى كشم و مى روم به سلولم و تا صبح روز شنبه در انتظار مى مانم.***انگشت شست دستانم با بند ضخيمى محكم به هم گره شده. با خودم مى گويم انگار چريك مسلحى را به دادگاه آورده اند. چريكى در قامت دانش آموز دوره پيش دانشگاهى كه به جاى سيانور در زير زبانش، حلقه تف در دهانش جمع كرده تا از زور خشم و نفرت به صورت هاى كريه و زشت هيكل هاى گنده پرتابش كند. هيكل هائى كه روزهاى زيباى نوجوانى ام را با ديوار هاى بلند و ميله هاى قطور عجين كرده اند.پس از چند روز دراز كشيدن روى تعفن و خيره شدن به ديوار هاى تاريك و بى صدا، حالا مى توانم به نگاهم عمق بدهم و آدم ها را ببينم. چند زن با چادر هاى لاجوردى سازمان زندان ها و چهره هاى رنگ پريده، خسته و نگران، كمى آنطرف تر روى صندلى كز كرده اند. بينشان دختركى را مى بينم كه ته مانده آرايشى تند، صورت نگرانش را دلربا كرده است. با خود مى گويم شايد او را هم غروب روز پنجشنبه دستگير كرده باشند. شايد او هم صبح روز جمعه توانسته خودش را به كنار پنجره اى برساند تا براى چند لحظه كوتاه بارش باران را تماشا كند.دور از نگاه هيكل هاى گنده كه به شعبه دادگاه رفته اند، چشمانمان در هم گره مى خورد. داريم با نگاه با هم حرف مى زنيم. درد دل مى كنيم. با چشمان معصوم و غمناكش براندازم مى كند. نگاهش را دنبال مى كنم. بهت زده به دستانِ بسته ام خيره مى شود. دلم مى خواهد بلند بلند به او بگويم باور كن به خاطر قاپيدن كيف مردم از توى خيابان، اينجا نيستم. اما نه، خودم را كه برانداز مى كنم، مى بينم شبيه دزدها و از ديوار مردم آويزان ها نيستم. تنها جرمم اينست كه چند روزه حمام نرفتم، قيافه ام كثيف شده و موهايم ژوليده پوليده و لباسهايم هم چروكيده.هيكل گنده به شانه ام مى زند تا بروم توى شعبه دادگاه.رو به ديوار، روى صندلى دانشجويى اتاق بغلى دادگاه مى نشينم و در انتظار مى مانم.پيشانيم را به ديوار مى چسبانم، چشمانم سنگين مى شود و پلكهايم مى افتد. صداهاى ريز و درشت اطراف را به وضوح مى شنوم. همهمه مردم، صداى زنى كه دارد التماس مى كند تا بگذارند پسرش را ببيند، صداى باز و بسته شدن درها، صداى قرآن.تصوير هاى گنگ و نامفهوم، يكى يكى جلوى چشمانم ظاهر مى شوند. زنى كه التمس مى كند چادر مشكى سرش كرده، رويش را گرفته و مثل باران اشك مى ريزد. بلند بلند مى گويد: پسرم را روز پنجشنبه دستگير كردند و تا حالا ازش خبرى ندارم. آمده پى اش بلكه او را ببيند. نكند آن زن مادرم باشد. تصوير هاى تار را زير و رو مى كنم. گوشم را تيز مى كنم تا لابلاى همهمه، صدايش را دوباره بشنوم اما ديگر صدايى نمى آيد. همهمه تمام شده است. همه رفته اند. فقط قرآن مى خوانند.خودم را روى صندلى جمع و جور مى كنم تا به اولين سوالى كه روى برگه تفهيم اتهامم نوشته شده جواب بدهم.- اقدام عليه امنيت كشور و تبليغ عليه نظام مقدس... خواندن اتهامم را تمام نكرده، رها مى كنم و با صداى گرفته مى گويم: اعتراض دارم. من اينها رو قبول ندارم. هر چى دلتون خواسته اينجا نوشتين! منشى دادگاه كه انگار با يك سگ هار طرف شده، صورتش را درهم مى اندازد و مى گويد: قبول داشته باشى يا نه فرقى نمى كنه. جات توى هلفتونيه. ميرى اونجا آدم مى شى.اين را مى گويد و رو مى كند به مردى كه پشت ميز ديگرى نشسته و به تمسخر مى گويد: ميگن سگِ فروهر رو هم كشتن. و قاه قاه مى خندد. جورى كه انگار از نزديك دشنه آجين شدن فروهر ها را تماشا كرده باشد.هيكل هاى گنده هر چه خواسته بودند را روى برگه گزارش آورده اند. شعارهايى كه سر نداده بودم، اعلاميه هائى كه پخش نكرده بودم و... برگه را كه امضا نمى كنم، منشى كه انگار همه كاره دادگاه است اينبار ابروهايش را در هم مى اندازد و مى گويد: ميندازمت جايى كه بيست و چهار شب «كونت بذارن».آنچنان تكانى مى خورم كه انگار گلوله اى به سينه ام نشسته باشد. از ترس به خودم مى پيچم. سرم را به زير مى اندازم و به خداى خودم مى گويم چگونه تحمل كنم عدليه اى را كه مى گويند بر پايه قرآنِ تو اداره مى شود اما به كسى كه هنوز اتهامش ثابت نشده اينچنين بى شرمانه مى تازند. آنهم با واژه هاى كثيفى كه تحملش سخت تر است از تحمل درد گلوله هاى سربى كه بر سينه نشسته باشد.به لبهايشان كه مرموزانه باز و بسته مى شود خيره مى شوم. كلمات نامفهوم يكى يكى از دهانشان بيرون مى ريزد. لبهاى گوشت آلود منشى را مى خوانم: ۵۹ سپاه.ديگر مى دانم چه سرنوشتى در انتظارم است.از دادگاه كه بيرون مى آييم سرم را مى چرخانم تا براى آخرين بار به چشمان دخترك رنگ و رو پريده نگاه كنم. اما كسى را نمى بينم. او رفته است. همه رفته اند و سكوت سردى راه رو ها را پر كرده است.هيكل هاى گنده كه متوجه نگاه بهت زده ام شده اند به شانه ام مى زنند تا به راهم ادامه دهم.هيچگاه پوشيده بودن چشمهايم تا اين اندازه برايم خوشايند نبوده.از فرط خستگى، چشمانم را پشت چفيه اى كه پهناى صورتم را پوشانده مى بندم و جسمم را كه تبديل به لاشه اى بى جان شده، به دست هيكل هاى گنده مى سپارم.نور ها كم و زياد مى شوند. دوباره به تصوير هاى ذهنى ام بر مى گردم. تصوير هاى صامتى كه با صداى خيابان رنگ مى گيرند و بزرگ و كوچك مى شوند. اشكال هندسى با اندازه هاى مختلف. لوزى، دايره، مربع و چند ضلعى هاى بزرگ و كوچك و از همه بيشتر مستطيل هاى جور واجور به رنگ هاى قرمز و نارنجى و زرد. داخل بعضى از مستطيل ها آدم ها مى آيند و مى روند. صورت هايشان محو است. هر چه تلاش مى كنم جاى مستطيل ها را عوض كنم و يا به طرف خودم بچرخانمشان تا صورت آدم هائى كه تويشان راه مى روند را واضح تر ببينم، نمى شود. به يكى از مستطيل ها كه خيره مى شوم سه بعدى مى شود، شكل مى گيرد و تويش هوا به جريان مى افتد. با ديوار هاى سيمانى و در آهنى. درست شبيه سلول انفرادى.مى ايستم به تماشاى سلول كه دستى به روى شانه هايم مى زند. تكانى مى خورم و سرم را از روى صندلى بلند مى كنم. چشمانم هنوز بسته است و شقيقه هايم زير گره محكم چفيه درد گرفته است.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;كاش امروز نوبت حمام باشد. بروم زير دوش آب داغ و با ليف و كيسه بيافتم به جان شپشهايى كه دارند تنم را سوراخ مى كنند. كاش بگذارند لباسهاى چركم را هم بشورم. ولى نه، اول غذا مى خورم و تخت مى خوابم، بعدش مى روم حمام. ولى نه، اول حمام مى كنم و بعدش حاضرم تيرباران هم بشوم. اگر نوبت حمام نباشد چه؟ اما نه، وقتى دست بياندازم به زير بغلم و يكى از شپشهاى تُپلى كه آنجا مشغول حفارى شده را بيرون بياورم و نشانشان بدهم، به زور هم كه شده باشد مى اندازندم توى حمام و لباسهايم را هم به آتش مى كشند. آنوقت مجبورند لباسهاى تر و تميز بدهند.به خيالم هيكل هاى گنده رفته اند.در گرماى اتاق، بدنم روى صندلى كش مى آيد. با چشم بند سرمه اى رنگى كه به جاى چفيه روى چشمانم بسته شده احساس راحتى مى كنم.مردى، آرام و مهربان مى گويد: چشم بندت رو يه خورده بزن بالا و هرچى توى جيب و كيفت هست بريز روى ميز تا برات ليستشون كنم. هر چه دارم را روى ميز مى ريزم. كيف جيبى و پول و كليد ها و كتابهاى درسى.مرد، آرام و مهربان مى پرسد: چند سالته؟ گلويم را تميز مى كنم و مى گويم: نوزده- انشاء الله زودتر كارت درست شه و از اينجا برى.حرفش به من آرامش مى دهد. جرأت مى كنم و مى گويم: من دو روزه كه غذا نخوردم، دارم از پا درميام.- يه خورده صبر كن، چيزى نمونده تا افطار. توى بند كه برى همه چى هست.بازهم جرأت مى كنم و مى پرسم: مى تونم تلفن بزنم به خونه؟ آخه مادرم حتما الان نگرانمه.- تلفن زدن يا ملاقات فقط با اجازه بازجو مجازه.سوال بدرد خور ديگرى به ذهنم نمى رسد. باقى اش را ديگر مى دانم. بايد بروم به سلولم و آنقدر منتظر بمانم تا بازجوئى برايم انتخاب شود، بيايد و پرونده ام را به دست بگيرد تا سر موقعش كه نمى دانم كى خواهد بود بگذارد به مادرم تلفن بزنم تا بنده خدا كمى آرام بگيرد. حتما الان زمين و زمان را زير پا گذاشته تا ردى از من پيدا كند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110208750065832879?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110208750065832879/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110208750065832879' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110208750065832879'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110208750065832879'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_03.html' title='داستان من و ديوار,كيانوش سنجرى '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110201497344496204</id><published>2004-12-02T10:53:00.000-08:00</published><updated>2004-12-02T11:16:13.443-08:00</updated><title type='text'>درد دل خوشبخت ترين زنداني سياسي دنيا</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;1383/9/12&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;د&lt;strong&gt;&lt;em&gt;رد دل خوشبخت ترين زنداني سياسي دنيا&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;,بهروز جاويد طهراني&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; با عرض درود به خدمت دوستان اينترنتي عزيزم و همچنين دوستان عزيزتا ن يك بار ديگر يك خودكار بدشانس و يك تكه كاغذ بي نوا اسير من شدند و تصميم گرفتم براي شما عزيزانم يك نامه ي خودماني بنويسم ولي اين بار هيچ اميدي ندارم كه اين نامه همانند نامه ي قبلي به دستتان برسدبا اينحال مي نويسم تاحداقل قلبم آرام گيرد . &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;حدود دو هفته اي است كه فشارها به بند ۱ زندان اوين بي اندازه زياد شده است پيمان پيران را به خاطر اينكه حاضر نبود عكس خميني وخامنه اي را در محل زندگي خود تحمل كندبه بند ۳۵۰ منتقل كردند و هنوز هم ممنوع الملاقات و تلفن مي باشد سعيد ماسوري عضو سازمان مجاهدين خلق رابدون كوچترين دليل و بهانه اي به انفرادي هاي ۲۰۹ انتقال دادند و هنوز حتي نتوانسته تلفني با خانواده اش صحبت كند. اميد عباسقلي نژاد را كاملا ناگهاني به يكي از زندانهاي كرج منتقل كردند و هنوز از سرنوشتش اطلاع درستي در دست نداريم . دليلش هم فقط برپايي يك شام&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; دوره اي بود كه هر هفته شبهاي جمعه به ميزباني يكي از زندانيان سياسي برگزار مي شد ما نامش را شام همبستگي نهاده بوديم ( كه هنوز هم به همت ديگر بچه هاي سياسي برگزار مي شود . ) به همين خاطر هم دكتر ناصر زرافشان را تهديد به انتقال كردند و سپس ملاقات حضوري تمام زندانيان سياسي را قطع كردن&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;د &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;آقاي بينا داراب زند نيز در اعتراض به همه ي اين فشارها اعلام كرده هر نوع تلفن و ملاقات غير حضوري را تحريم مي كند .امروز در پي ادامه ي فشارها به موهاي من و حسن قيصري ايراد گرفتند بالاخره يك جا مي بايست جلويشان مي ايستاديم كجا بهتر از اينجا كه پا به حريم شخصي ما گزارده بودند و اينبار مي خواستند آزاديهاي فردي ما را محدود كنند .اينبار كوتاه آمدن باج دادن بود.وقتي مديران زندان با مقاومت ما دو نفر روبروشدند حسن قيصري را چون جثه ي ضعيفتري داشت با ضرب و شتم به نگهباني برده وبعد از كوتاه نمودن موهايش به داخل بند برگرداندند .ولي شايد به خاطر قد ۲متري بنده بود كه جرات چنين برخوردي با من را بخود ندادند ( اين هم مزيت دارا بودن قد خيلي بلند)  در عوض مرا ممنوع التلفن كرده اندتا زماني كه موهايم را كوتاه كنم البته آن هم برايم اصلا مهم نيست .حد اقل در ظاهر چنين نشان ميدهم هر چه باشد حق هر حقي ارزش مبارزه كردن و هزينه دادن را دارد .چه برسد به حق آزادي فردي و حريم شخصيت انسان . به اميد روزي كه هيچ مسئولي در هيچ مقامي اين اجازه را به خود ندهد تا براي ظاهر و پوشش فرد ديگري تصميم بگيرد . فكر نكنيد مسايل ما و مديران فقط همين ها بود يا اينه به همين جاختم ميشودبزرگترهاي بند در حال برنامه ريزي يكنوع اعتراض جمعي هستند تا جلوي اين برخوردهاي غيرموجه مسئولين زندان را بگيريم . دوستان عزيزم گمان نكنيد كه اين اعتصاب ها و اعتراضات جمعي بي فايده و اثر است دو هفته پيش قبل ازاينكه سعيد ماسوري را به انفرادي هاي ۲۰۹ منتقل كنند ناگهان اعلام شد كه تلفن زندانيان سياسي را به هفته اي دو جلسه كاهش داده انداين عمل تبعيض آميز زندانيهاهمه ي زندانيان سياسي را به اين فكر انداخت كه يك حركت همگاني در جهت مقابله از خودشان نشان دهند.چون فرداي آن روز روز ملاقات بود همه باهم تصميم گرفتيم كه به نشانه ي اعتراض به ملاقات نرويم اين حركت اولين پله اعتراض ما بود همان شب با رسيدن خبر اين عكس العمل ما به مسولين در طي يكعقب نشيني فوري افسر نگهبان زندان اعلام كرد كه وضعيت تلفن زندانيان سياسي بند ۱ به حالت عادي بازگشته است يعني روزي ۱۰ دقيقه . دوستان مي بينيد كه اين اعتراضات جمعي چه نتيجه اي مي دهد اينبار حتي كوچكترين هزينه اي هم نداديم و ساعتي پس از اتحاد خبر پيروزي را دريافت كرديم .اعتراف مي كنم كه بنده قبل از اينكه خبر عقب نشيني مسولين زندان را بشنوم برايم خيلي سخت بود كه ببينم خواهرم به ملاقاتم بيايد و بعد از ساعت ها انتظار براي ديدن من باتحريم ملاقات از سوي من روبرو شود &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;. خوشبختانه كار به آنجا نكشيد و ما پاداش اتحاد خويش را گرفتيم . اتحاد ما بود كه پشت دشمن را لرزاند مهم اين بود كه همه با هم دست به دست هم حق خود را بگيريم و نتيجه ي اين مهم همصدايي واتحاد . هر چه باشد حق حق است چه ۱۰ دقيقه تلفن و چه آزادي از تمام قيد ها. كاش روزي در خارج از زندان هم مي توانستيم چنين حركت هماهنگ و يكپارچه اي را براي احقاق حقوق خويش انجام دهيم . باز هم مي گويم كه هيچ افتخاري براي من بالاتر از اين نيست كه در كنار چنين مردان راسخ و از خود گذشته اي زندگي كنم واقعا كه در كنار اين شير مردان بودن صفاي خاصي دارد راستش را بخواهيدبه نظر من زيبا ترين حالت يك انسان زماني است كه حقش را از ظالم با سماجت وقلدري باز پس گيرد . بگذريم حالا فهميديد چرا اميدي ندارم كه بتوانم اين نامه را بدست شما برسانم هر چه كه باشد مي نويسم بدون هيچ ترس و نگراني هم مينويسم چون بر روي تخت طبقه ي سوم خود در سالن يك زندان اوين لم داده ام بالاتر از سياهي هم كه رنگي نيست هر چه بگويم نهايتا مي توانند انتقالم دهنده برايم فزقي ندارد نمي توانند مرا زنداني كنند چون اكنون نيز در زندان هستم . براي همين هم از هميشه بيشتر احساس آزادي مي كنم چون من در اينجاروئين تن گشته ام  &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; فقط يك نگراني دارم كه به شدت عذابم ميدهد آن هم ايناست كه نمي توانم در مراسم فروهر ها و همچنين ۱۶ آذر شركت كنم . &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; لطفا اينبارشما جاي مرا پر كنيد .&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; خوشبخت ترين زنداني سياسي دني&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ا &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; بهروز جاويد طهراني &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110201497344496204?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110201497344496204/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110201497344496204' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110201497344496204'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110201497344496204'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post_02.html' title='درد دل خوشبخت ترين زنداني سياسي دنيا'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110201343459105057</id><published>2004-12-02T10:37:00.000-08:00</published><updated>2004-12-02T10:50:34.590-08:00</updated><title type='text'>فراخوان ملی برگزاری رفراندم</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;فراخوان ملی برگزاری رفراندم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;٢٥ سال از انقلاب اسلامى گذشت …&lt;br /&gt; نتايج حاصله آنچنان عيان است كه حاجت به هيچ بيانى نيست …&lt;br /&gt; در راه بهتر شدن وضعيت هزاران نفر جان باختند، هزاران نفر مفقود شدند، هزاران نفر شكنجه شدند و هزار هزار مادر و وطن را ناگزير ترك كردند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصلاحات هم وعده داد شد. بى خون و خشونت، چنانچه رسم متداول دنياى متمدن كنونيست،  قرار بود جامعه دگرگون شود. اميدها بسته شد. به امروز و  فردا.... به اين انتخابات و انتخابات بعدى... الحق كه مردم خوب ديدند و خوب رفتار كردند.&lt;br /&gt;اصلاحات نشد.&lt;br /&gt;ولى  نتيجهء مهم, آن بود كه اينبار در بدنهء هواداران حكومت هم دانسته شد كه اين امامزاده دخيل بستن را هوده اى نيست. جمهورى اسلامى بهيچ وجه من الوجوه اصلاح پذير نمى باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا  دگر چه بايد كرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين بود كه شعار همه پرسى براى شكل گيرى يك حكومت مردمسالار در برون و درونمرز  بين اقشار دموكرات شكل گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و نقطهء آغاز:&lt;br /&gt;٧ تن از فعالين حقوق بشرى، دانشجويى و سياسى در يك ابتكار بى نظير با تكيه بر شعار همه پرسى خواهان حمايت همهء مردم  شدند. تاكنون هزاران نفر از ايرنيان بطور چشمگيرى اعم از نويسندگان، روزنامه نگاران، دانشجويان، زندانيان سياسى، منتقدين و فعالين سياسى با گرايش چپ و راست حمايت خود را با امضاى خود در وبسايت &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;a href="http://www.60000000.com"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;www.&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.60000000.com/" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;60000000&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;اعلام داشتند.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; البته من و تو نيز بعنوان عضوى از جامعهء آگاه ايرانى، وظيفه داريم كه با حمايت خود اين حركت را توانى مضاعف ببخشيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.60000000.com/" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;امضاى تو&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; در سرنوشت همهء ما موثر است!&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110201343459105057?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110201343459105057/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110201343459105057' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110201343459105057'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110201343459105057'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/12/blog-post.html' title='فراخوان ملی برگزاری رفراندم'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-110028072766442343</id><published>2004-11-12T09:11:00.000-08:00</published><updated>2004-11-12T09:32:07.663-08:00</updated><title type='text'>سرخط اخبار امروز چهارشنبه بیست آبان ماه  </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;- عكسي از گروگانگيري رئيس دانشگاه علم و صنعت منتشر شد بسيحي ها در اين عكس پس از ضرب و شتم وي را در يك پارچه پيچيده و به خارج از دانشگاه منتقل مي كنند&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; - رئيس دادگستري تهران گفت : يك بار اسيد پاشي اشكالي ندارد و برخورد سنگيني با اين مجرمان صورت نخواهد گرفت در مواردي حزب الله بر روي زنان و دختراني كه حجاب اسلامي را به زعم آنان رعايت نكرده اند اسيد پاشيده اند &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;-به گزارش چريكهاي فدايي خلق ايران مردم اصفهان با نيروهاي اداره منكرات در حين دستگيري يك دختر نوجوان درگيرشده اند در ماههاي اخير موارد بسياري از تجاوز به دختران بازداشت شده در بازداشتگاه موسوم به منكرات در اين شهر رخ داده است &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;-جنتي از فقهاي منصوب خامنه اي در شوراي نگهبان گفت ما در سال هاي اوليه تحت تاثير تبليغات مجبور شديم حضور اقليت هاي مذهبي در مجلس را تحمل كنيم ولي اين امر ديگر جايز نيست &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; محمدعلي دادخواه گفت: سينا مطلبي باداشتن گذرنامه و از طريق فرودگاه ايران را ترك كرده لذا نبايد سعيد مطلبي را به عنوان فراري دادن متهم شكنجه كنند. &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;-به گزارش رسيده ۲۵ جواني كه به اتهام فعاليت هاي اينترنتي در بازداشت به سر مي برند همچنان در سلولهاي انفرادي و تحت فشار قاضي مرتضوي و بازجويان زير نظر او به سر مي برند.طبق اين گزارش برخي از آنها كتك خورده اند كه تقاضاي وكيل نكنند.ويا وكيلي را كه قاضي مرتضوي پيشنهاد ميكند را بپذيرند &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;-چند تن از دانشجوياني كه در جريان حوادث كوي دانشگاه به اتهام اقدام عليه امنيت ملي بازداشت شده بودند بار ديگر به دادگاه انقلاب احضار شده اند .&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; دختر انصافعلي هدايت روزنامه نگار زنداني از ثبت نام در دانشگاه محروم شد &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;-دادگاه كيفري استان تهران بيش از ۵۰ پرونده مطبوعاتي را جهت رسيدگي در دستور كار قضايي خود قرار داد -وكيل مدافع تعدادي ازبازداشت شدگان پروندهاي سايتهاي اينترنتي و وبلاگ نويسان از تبديل قرار بازداشت موقت مهدي درايتي اصغر وطنيخواه و مسعود قريشي به وثيقه و آزادي آنان در روزهاي آتي در صورت توديع وثيقه ي صادره خبر داد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; از سوي مريم رجوي رهبر مجاهدين خلق پيام تبريكي به جرج دبليو بوش به مناسبت انتخاب مجدد وي به رياست جمهوري ارسال شده است. همچنين دبيركل حزب دمكرات كردستان ايران نيز در پيام تبريكي به جرج بوش ابراز اميدواري كرده است كه وي براي مردم ايران نيز دمكراسي به ارمغان بياورد!!! ارسال اين دو پيام به جرج بوش با انتقاد شديد اپوزيسيون مترقي روبرو شده است &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;-فولادوند مجري برنامه تلويزيون انجمن پادشاهي در سخناني كه با ناسزا همراه بود ازتهديد شريعتمداري استقبال كرد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; -كيهان در سرمقاله امروزخود مدعي زمينه سازي آن چه " آشوب " مي خواند در دانشگاه ها شد -محسن رضايي در باره پسرش كه چند سال پيش به آمريكا پناهنده شد گفته است كه وي فريب خورده بود و هم اكنون وي به ايران رفت و آمد آزادانه دارد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.freebatebi.com"&gt;www.freebatebi.com&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-110028072766442343?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/110028072766442343/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=110028072766442343' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110028072766442343'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/110028072766442343'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/11/blog-post_12.html' title='سرخط اخبار امروز چهارشنبه بیست آبان ماه  '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109942128282559327</id><published>2004-11-02T10:44:00.000-08:00</published><updated>2004-11-02T10:48:02.826-08:00</updated><title type='text'>اخيرا نامه اي در برخي از سايتهاي اينترنتي منتشر شده كه .............</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;بنام پروردگار پاك &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;هم ميهنان گرامي درود بر شم&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ا &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;اخيرا نامه اي در برخي از سايتهاي اينترنتي منتشر شده كه اتهاماتي رامتوجه يكي ازدوستان مبارز و زنداني ام نموده است.در اين نامه كه بدون ذكر نام نويسنده انتشار يافته و نام مرا هم درمتن نامه ذكر كرده چنان وانمود شده است كه امير عباس فخرآور با مامورانرژيم همكاري كرده است &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; اينجانب بعنوان يكي از زندانيان سياسي سابق كه مدتيرا باوي هم بند بوده ام ضمن تكذيب موارد فوق اعلام مي دارم كه در شرايط كنوني با رايزنيهاي فراوان زمينه تشكيل كنفدراسيون دانشجويان ايراني مهياشده و دوستان دانشجويمان در شكنجه گاههاي رژيم برخي از گروههاي دانشجويي درايران و همچنين سازمانهاي دانشجويي ايرانيان مقيم خارج از كشور پيشگام اين حركت شده اند&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;طبيعي است كه مزدوران رژيم از اين همبستگي به هراس افتاده و از هر گونه اقدامي در جهت تخريب و بد نام كردن فعالين اين جنبش دريغ نخواهند ورزيد&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; فلذا اقداماتي از اين دست ممكن است كه بارها و براي ساير دوستان مبارزماندر جناحهاي مختلف هم روي دهد.دراين شرايط آگاهي از ترفندهاي گوناگون رژيمبه خنثي شدن اين توطئه ها خواهد انجاميد.اميداست با تحكيم همبستگي ملي دانشجويان ايراني شاهد به لرزه در آمدن &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;پايه هاي حكومت استبدادي جمهوري اسلامي و برقراري ساماني مردم سالار درايران زمين باشيم&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;.درود بر شهداي راه آزادي ايرا ن &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;درود بر زندانيان سياسي ايرا ن &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;كوروش صحتي&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109942128282559327?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109942128282559327/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109942128282559327' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109942128282559327'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109942128282559327'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/11/blog-post_02.html' title='اخيرا نامه اي در برخي از سايتهاي اينترنتي منتشر شده كه .............'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109941419946722092</id><published>2004-11-02T08:48:00.000-08:00</published><updated>2004-11-02T08:49:59.466-08:00</updated><title type='text'>زندان و محروميت تحصيلي براي دانشجويان </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;زندان و محروميت تحصيلي براي دانشجويان راديكال و مبارز&lt;br /&gt;دانشگاه آزاد مشهد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;بيش از يكسال از مبارزات قهرمانانه جوانان در ايران ميگذرد . خرداد 1382 با يك اعتراض صنفي در خوابگاه دانشگاه تهران و سركوب پليس رژيم اسلامي يكباره ايران به لرزه درآمد . دانشجويان به همراه برخي از كارگران و جوانان طبقه محروم انفجاري در ايران به پا كردند كه موج انفجار سراسر ايران را فرا گرفت . جوانان خشمگين خروش انقلابي خود را به نمايش گذاشتند و رژيم اسلامي را به چالش طلبيدند . اما با وجود گذشت يك سال و اندي از آن وقايع و مبارزات قهرمانانه دستگاه سركوب رژيم همچنان فعال است . انگار ضربه اي كه از جوانان راديكال خوردند همچنان آنها را در هم ميشكند . به راستي نيز چنين است .&lt;br /&gt;در تير ماه 1382 در حالي كه اعتراضات خياباني رو به كاهش گذاشته بود ، عده اي از جوانان مبارز دانشگاه آزاد مشهد فراخواني را منتشر كردند  . در اين فراخوان به مناسبت سالگرد 18 تير و در اعتراض به حمله به دانشجويان در خوابگاه طرشت دانشگاه علامه از مبارزين دعوت شد كه در كوي دانشگاه فردوسي مشهد تجمع اعتراضي برپا كنند . آنها در شرايطي اين فراخوان را منتشر كردند كه حتي در دانشگاههاي دولتي به دليل تعطيلي خوابگاهها حركات اعتراضي ديده نميشد . چنين حركتي به خصوص در يك دانشگاه آزاد بسيار جسورانه انجام شده . دانشجويان دانشگاه آزاد خود را سپر بلا كردند و با از خودگذشتگي تلاش كردند اعتراضات را دوباره احيا كنند .&lt;br /&gt;هزينه مبارزات شجاعانه اين دانشجويان مانند بقيه مبارزين بود . در 16 تير ماه 1382 "محمد راعي" ، "علي حسيني"  و "تابنده" توسط اداره اطلاعات مشهد بازداشت شدند . مامورين اداره اطلاعات دولت اصلاحطلب خاتمي به طرز وحشيانه به خانه اين جوانان حمله كردند ، اتاقهاي آنها را بازرسي كردند و آنها را بازداشت كردند . در حالي كه جوانان پرشور زيادي در زندان به سر ميبردند ، جوانان مبارز ما در دانشگاه آزاد در بازداشتگاه اداره اطلاعات به سر ميبردند . "علي حسيني"  و "تابنده" بين يك تا دو هفته  و "محمد راعي" به مدت بيست روز  در سلول انفرادي زندان اطلاعات مشهد بازداشت بودند . پس از آزادي با قرار كفالت پرونده آنها در دادگاه انقلاب مشهد مورد رسيدگي قرار گرفت . در مرداد ماه 1383 حكم بدوي دادگاه و در شهريور ماه حكم قطعي دادگاه تجديد نظر صادر شد .&lt;br /&gt;شعبه 3 دادگاه انقلاب مشهد در شهريور 1383 جوانان مبارز دانشگاه آزاد مشهد را محكوم كرد  .&lt;br /&gt;1-"محمد راعي" دانشجوي دانشگاه آزاد مشهد ، رشته علوم سياسي . 9 ماه حبس تعزيري . اين حكم طي تلاشهاي اين دانشجويان مبارز تبديل به 600000 تومان (ششصد هزار تومان) جريمه نقدي شد كه با وجود مشكلات مالي اين هزينه به دادگاه انقلاب پرداخت شد . &lt;br /&gt;2-  "علي حسيني" و "تابنده" دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد ، رشته علوم سياسي .  مشتركا به 3 ماه حبس تعليقي در 2 سال محكوم شدند . &lt;br /&gt;اما دستگاه فاشيستي سركوب رژيم اسلامي به اين نيز اكتفا نكردند . آنان چنان از اين دانشجويان راديكال وحشت دارند كه حضور آنان را نميتوانند در دانشگاه تحمل كنند . مسئولين دانشگاه آزاد پس از قطعي شدن احكام دادگاه انقلاب  برنامه از پيش تايين شده خود را براي حذف اين دانشجويان راديكال عملي كردند . "حلمي" معروف به "حاج آقا حلمي" رئيس اصلاحطلب دانشگاه آزاد اسلامي مشهد طي دستور مستقيم به كميته انضباطي دانشگاه ، اين دانشجويان را از تحصيل و حضور در دانشگاه محكوم كرد .&lt;br /&gt;طي حكم بدوي كميته انضباطي دانشگاه ازاد اسلامي مشهد :&lt;br /&gt;1- "محمد راعي" و "علي حسيني" مشتركا به دوترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات محكوم شدند . &lt;br /&gt;2- "علي كهن" و "تابنده" مشتركا به تعليق از تحصيل به مدت يك ترم و توبيخ كتبي در پرونده محكوم شدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لازم به ذكر است كه به احتمال قوي احكام كميته انضباطي "علي حسيني" و "محمد راعي" در تجديد نظر به همين صورت خواهد ماند و ممكن است اين دو تن با تبعيد از دانشگاه آزاد مشهد نيز مواجه شوند .&lt;br /&gt;كمي بيش از يكسال از اعتراضات قهرمانانه خرداد 82 ميگذرد . هميشه در اوج بحران و درگيريها به دنبال رهبران و فعالان مبارز ميرويم ، اما هنگام فروكش كردن مبارزات اين تنها رهبران مبارزين هستند كه هزينه ميپردازند . مبارزين انقلابي را نبايد در چنين شرايطي تنها بگذاريم . از "محمد راعي" و "علي حسيني" حمايت كنيد . مبارزين را در شرايط فشار و سركوب تنها نگذاريم .&lt;br /&gt; براي حمايت از اين دانشجويان با ما تماس بگيريد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كارگران ، دانشجويان ، دانش آموزان ، معلمان و كليه طبقات محروم ، مبارزه ما با وجود اين سركوبهاي رژيم فاشيستي جمهوري اسلامي همچنان ادامه دارد . به اميد رهايي از استثمار ، فاشيسم و سرمايه داري . پيروز باد انقلاب نوين ضد سرمايه داري و ضد فاشيستي طبقات محروم در ايران و جهان .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"اتحاديه دانشجويان مبارز در مشهد"  و "كميته كارگران انقلابي شهرك صنعتي مشهد"&lt;br /&gt;mfufront@yahoo.com&lt;br /&gt;mfufront@gmail.com&lt;br /&gt;آبان 1383&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109941419946722092?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109941419946722092/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109941419946722092' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109941419946722092'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109941419946722092'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/11/blog-post.html' title='زندان و محروميت تحصيلي براي دانشجويان '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109881059484513998</id><published>2004-10-26T10:06:00.000-07:00</published><updated>2004-10-26T10:09:54.846-07:00</updated><title type='text'>امير مجيري، خبرنگار و وبلاگ نويس را بازداشت کرده اند</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;color:#33cc00;"&gt;&lt;em&gt;امير مجيري، خبرنگار و وبلاگ نويس را بازداشت کرده اند&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;em&gt;بر اساس خبری که به دست مان رسيده است، متعاقب افزايش يافتن فشار و دستگيري ها در چند ماه گذشته از طريق خانواده امير مجيري، خبرنگار و وبلاگ نويس، مطلع شديم که مامورين اطلاعات و امنيت روز چهارشنبه 18 شهريور به منزل ايشان هجوم برده وپس از بازرسي منزل تمام دست نوشته ها و کامپيوتر او را با خود برده اند. خانواده وي با يادآوري تجربيات تلخي که طي سالهاي شصت پشت سر گذاشته اند به شدت نگران جان فرزندشان مي باشند و از وضعيت کنوني وي بي خبر هستند&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.freebatebi.com"&gt;www.freebatebi.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;        ....................................................................................................&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109881059484513998?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109881059484513998/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109881059484513998' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109881059484513998'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109881059484513998'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_26.html' title='امير مجيري، خبرنگار و وبلاگ نويس را بازداشت کرده اند'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109870326296683479</id><published>2004-10-25T04:18:00.000-07:00</published><updated>2004-10-25T04:21:02.966-07:00</updated><title type='text'>www.komala.org</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:verdana;font-size:180%;"&gt;click&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.komalah.org/farsi/doc/hr41024.pdf"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;&lt;em&gt;کودکان بی گناهند؛ جمهوری اسلامی مقصر است&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;. &lt;em&gt;حسن رحمان پناه‌&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109870326296683479?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109870326296683479/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109870326296683479' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109870326296683479'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109870326296683479'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/wwwkomalaorg.html' title='www.komala.org'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109869956688199074</id><published>2004-10-25T03:15:00.000-07:00</published><updated>2004-10-25T03:19:26.883-07:00</updated><title type='text'>(براي يك دانشجوي مبارز درمشهد (چهارماه زندان</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;چهارماه زندان&lt;br /&gt; براي يك دانشجوي مبارز درمشهد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصلاح طلبان فا شيست رژيم اسلامي كارنامه خود را سياه تر كردند . سركوب مبارزان انقلابي و كينه و نفرت اصلاح طلبان از مبارزان سند معتبري است براي كساني كه هنوز توهم اصلاحات دارند&lt;br /&gt;"عبدالرضا باقري" رئيس دانشگاه فردوسي مشهد و منتخب "مصطفي معين" وزير سابق اصلاح طلب علوم ، تحقيقات و فناوري و عزيزدردانه جناب "سيد محمد خاتمي" است ، چرا كه 5 سال به عنوان مدير نمونه دولت خاتمي شناخته شده است  &lt;br /&gt;در پي شكايت "عبدالرضا باقري" رياست دانشگاه فردوسي مشهد از "مجيد مقدري اميري" يكي از جوانان انقلابي ، دادگاه وي در مشهد برگزار شد .&lt;br /&gt;"مجيد مقدري" بارها به علت فعاليت انقلابي در دانشگاه فردوسي مشهد مورد حمله و سركوب عوامل اصلاح طلب رژيم قرار گرفته . بسته شدن نشريه دانشجويي وي ، دو بار حكم كميته انضباطي دانشگاه ، سه بار احضار به اداره اطلاعات مشهد ، يك بار احضار به دادگاه انقلاب مشهد ، يك بار بازداشت توسط اداره اطلاعات در شهر محل سكونتش در "ساري" و در آخر احضار به دادگاه عمومي مشهد .&lt;br /&gt;"مجيد مقدري" به دليل فعاليتهاي قهرمانانه نه تنها در مشهد ، بلكه در تهران و اصفهان نيز چهره شناخته شده اي براي مبارزين در دانشگاهها است .&lt;br /&gt;دانشجويان مبارز در دانشگاه فردوسي مشهد ، هيچگاه نقش هدايت و رهبري و شجاعت مجيد مقدري را در طي مبارزات انقلابي ، به خصوص در هنگام اوج گرفتن مبارزات و اعتراضات و اغتشاش و شورش عليه رژيم اسلامي (در خرداد و تير ماه 1382) از ياد نخواهند برد .&lt;br /&gt;دقيقا به خاطر اينكه "مجيد مقدري" يك قهرمان است و دقيقا به خاطر اينكه اصلاحطلبان رژيم از نقش و تاثيرگذاري او آگاهند بارها به شكلهاي مختلف با او برخورد كردند . "مجيد مقدري اميري" سال گذشته براي بار دوم توسط كميته انضباطي دانشگاه فردوسي مشهد به" دو ترم محروميت از تحصيل و پرداخت جريمه مالي به مبلغ 250000 تومان " شد . بار اول به دليل برگزاري تجمع در دي ماه 1381 به دو ترم محروميت از تحصيل محكوم شده بود كه با پيگيري مبارزان انقلابي و همچنين "اعتصاب غذاي خشك او به مدت 60 ساعت" در مقابل سازمان مركزي دانشگاه ، حكمش به يك ترم محروميت و يك ترم تعليغ كاهش يافت . اما اين بار و در پي تظاهراتهاي انقلابي در مشهد و دانشگاه فردوسي در خرداد ماه 1382 ، حكم كميته انضباطي وي " محروميت قطعي از تحصيل به مدت دو ترم و تبعيد از دانشگاه فردوسي به دانشگاهي ديگر و همچنين پرداخت 250000 تومان جريمه " مشخص و صادر شد .&lt;br /&gt;با اين وجود مسئولين اصلاحطلب دانشگاه سركوب و تهديد را به همينجا ختم نكردند . در پي شكايت رياست دانشگاه از "مجيد مقدري" ، اداره اطلاعات ساري به نيابت از اداره اطلاعات مشهد ، وي را در ارديبهشت ماه 83 بازداشت و به زندان مركزي ساري منتقل كرد . اما اين به اصطلاح رئفت اسلامي شامل حالش شد و دادگاه با قيد وثيقه 1000000 (ده ميليون) تومان اجازه آزادي موقت او را صادر كرد . در پي اين حكم ، خانواده او مجبور شدند سند تنها خانه خود را به گروي دادگاه بگذارند .&lt;br /&gt;روز شنبه 24 مرداد 1383 ، ساعت 8 صبح "مجيد مقدري اميري" به دادگاه عمومي مشهد ، حوزه 3 قضايي مشهد در شعبه 52 واقع در ابتداي شهرك صدف  ، احضار شد .&lt;br /&gt;موارد اتهامي او در اين پرونده شامل :&lt;br /&gt;1-تمرد از دستور رئيس دانشگاه . (لازم به ذكر است كه عبدالرضا باقري رئيس دانشگاه فردوسي مشهد از ورود مجيد مقدري به داخل دانشگاه بارها جلوگيري كرده بود . اما مجيد مقدري به دستورات قلدر مابانه مسئولين اصلاحطلب دانشگاه اهميتي نداده بود . )&lt;br /&gt;2-توهين به مامور دولت . (مامورين انتظامات دانشگاه فردوسي به دستور رياست دانشگاه بارها با "مجيد مقدري" درگير شده و و به او حمله كرده بودند . اين اقدامات سركوبگرانه مامورين انتظامات با واكنش مجيد مقدري و چند نفر از دانشجويان انقلابي روبرو شده بود .)&lt;br /&gt;همچنين به گفته دادستان شعبه 52 دادگاه عمومي مشهد ، 5 يا 6 پرونده ديگر نيز در مورد اتهامات "مجيد مقدري" در دادگاه انقلاب مشهد مفتوح ميباشد . اتهامات اين پرونده ها نيز شامل :&lt;br /&gt;1- اقدام عليه امنيت ملي   &lt;br /&gt;2-- برهم زدن نظم دانشگاه &lt;br /&gt;و چندين مورد قانوني ديگر ميباشد كه هنوز اطلاعي راجع به محتوي آنها در دسترس نيست .&lt;br /&gt;روز شنبه 25 مهر 1383 دادگاه عمومي مشهد حكم خود را در مورد اين جوان انقلابي صادر كرد . طي حكم بدوي دادگاه عمومي مشهد شعبه 52 ، "مجيد مقدري اميري" به چهار ماه حبس تعليقي به مدت 5 سال محكوم شد .&lt;br /&gt;اين حكم ابتدا به خانواده او در ساري فرستاده شد و سپس از طريق تماس تلفني او را مطلع كردند .&lt;br /&gt;مجيد مقدري كه اكنون در اصفهان به سر ميبرد با مشكلات تحصيلي نيز مواجه شده است . رياست اصلاحطلب دانشگاه اصفهان با كمال وقاحت از پذيرش اين دانشجوي مبارز امتنا ميورزد . طي حكم وزارت علوم "مجيد مقدري" بايد پس از گذراندن دو ترم محروميت از تحصيل از دانشگاه فردوسي مشهد به دانشگاه اصفهان تبعيد شود . اما رياست دانشگاه اصفهان حتي به اين هم راضي نشد و حكم "ظريفيان" معاون وزير علوم و ارباب خودش را پاره كرد . "مجيد مقدري" اكنون از گرفتن خوابگاه محروم است . دانشگاه اصفهان پذيرش او را منوط به تغيير وضعيت از دانشجوي روزانه به دانشجوي شبانه كرده است . لازم به ذكر است ضمن اينكه فاشيستهاي دانشگاه اصفهان حق چنين كاري نداشتند ، اين مساله براي "مجيد مقدري" غير ممكن خواهد بود . دانشجويان شبانه مجبور به پرداخت شهريه اي در حد دانشگاه آزاد هستند .&lt;br /&gt;مبارزان انقلابي را در چنين شرايطي تنها نگذاريم . "مجيد مقدري"  نبايد قرباني بي تفاوتي و احمال كاريهاي ما شود . از همه انقلابيون و  مبارزان  راديكال ميخواهيم  به ما بپيونديد  و اين  دانشجوي انقلابي را از شر دادگاههاي فاشيستي رژيم اسلامي نجات دهيم .&lt;br /&gt;ما براي گرفتن وكيل  و پرداخت هزينه آن به كمك شما شديدا نياز داريم . لطفا ما را ياري كنيد . براي حمايت از "مجيد مقدري" با ما تماس بگيريد .&lt;br /&gt;به اميد رهايي از فاشيسم و سرمايه داري . به اميد پيروزي انقلاب نوين ما عليه جمهوري اسلامي .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" اتحاديه دانشجويان مبارز در مشهد"   و " كميته كارگران انقلابي شهرك صنعتي مشهد"&lt;br /&gt;mfufront@yahoo.com&lt;br /&gt; 3 .آبان .1383&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضمنا گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اشتباه ميباشد .در گزارش ايسنا به شعبه 10 دادگاه عمومي اشاره شده بود كه شعبه 52 درست ميباشد &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109869956688199074?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109869956688199074/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109869956688199074' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109869956688199074'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109869956688199074'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_25.html' title='(براي يك دانشجوي مبارز درمشهد (چهارماه زندان'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109811694642620040</id><published>2004-10-18T09:16:00.000-07:00</published><updated>2004-10-18T09:29:06.426-07:00</updated><title type='text'>احمد باطبی بار دیگر به اتهام اقدام بر علیه امنیت محاکمه می شود </title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;آ&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;آزادي بيان&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;"&gt; در حالي كه بيش از پنج سال است كه احمد باطبي به اتهامي واهي در زندان به سر مي برد وكيل او از گشوده شدن پرونده جديدي عليه وي به اتهام اقدام برعليه امنيت كشور خبر داد&lt;br /&gt; خليل بهراميان از پذيرش وكالت احمد باطبي و اقدامات قانوني وحقوقي خود درباره به جريان انداختن پرونده باطبي كه طي آن به &lt;span style="color:#ffff66;"&gt;۱۵&lt;/span&gt; سال حبس محكوم شده است خبر داد. وي در گفت وگو با ايسنا به پرونده باطبي كه بر اساس آن وي به تحمل &lt;span style="color:#ffff33;"&gt;۱۵&lt;/span&gt; سال حبس محكوم شده است اشاره كرد و گفت: درمقام آن هستم كه با مطالعه پرونده راه قانوني دفاع از موكلم را فراهم كنم زيرا با توجه به مذاكراتي كه با موكلم داشتم در صورت صحت اظهارات وي تعقيب باطبي با اتهامي چون اقدام عليه امنيت كشور مصداق منطقي و قانوني ندارد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;"&gt;وكيل مدافع باطبي همچنين از تشكيل يك پرونده جديد عليه باطبي در شعبه ششم بازپرسي دادسراي انقلاب با عنوان اتهامي اقدام عليه امنيت ملي خبر داد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.freebatebi.com"&gt;&lt;span style="color:#66ffff;"&gt;http://www.freebatebi.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;"&gt;____________________________________________________ ______&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;  &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109811694642620040?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109811694642620040/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109811694642620040' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109811694642620040'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109811694642620040'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_18.html' title='احمد باطبی بار دیگر به اتهام اقدام بر علیه امنیت محاکمه می شود '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109803214298431274</id><published>2004-10-17T09:53:00.000-07:00</published><updated>2004-10-17T09:55:42.986-07:00</updated><title type='text'>درخواست آزادي دكتر ناصر زرافشان از سوي انجمن بين المللي قلم، بامداد</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;«&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ارنستو كاردينال» شاعر سرشناس و كشيش معروف نيكاراگوئه اي، «ژيري گروشا» رئيس انجمن بين المللي قلم، «يوستين گورده» نويسنده كتاب معروف دنياي صوفي، امين مألوف، رمان نويس معروف لبناني الاصل فرانسوي، رضا براهني، شاعر و رمان نويس ايراني، و بيش از صد و چهل نفر از نويسندگان و شاعران برجسته ي جهان، كه در شهر "ترومسا" در نروژ، در هفتادمين سال اجلاس انجمن بين المللي قلم شركت كرده بودند، با امضاي درخواستي تضمين حفاظت از جان دكتر ناصر زرافشان، و آزادي فوري و غير مشروط او از زندان اوين را از جمهوري اسلامي ايران خواستار شدند. متن درخواست كه از سوي نمايندگان كانادا، آلمان، نروژ و سوئد تهيه شده بود، با تاييد همه شركت كنندگان در اجلاس در مصاحبه مطبوعاتي 12 سپتامبر در «ترومسا» از سوي دبيرخانه انجمن بين المللي قلم در اختيار مطبوعات قرار گرفت. متن را در حدود صد و پنجاه نفر از نويسندگان جهان امضاء كرده اند. *متن انجمن بين المللي مربوط به دكتر ناصر زرافشانگزارش هاي رسيده حاكي است كه زندگي دكتر ناصر زرافشان، نويسنده و وكيل دعاوي برجسته خانواده هاي نويسندگان و روشنفكران كشته شده به دست قاتلان زنجيره اي در مخاطره فوري است و بيم آن ميرود كه او در زندان كشته شود.اگر سپري انساني كه زندانيان سياسي اوين در سلول او ايجاد كردند، نبود، چه بسا كه او نيز توسط همان دار و دسته دست راستي كه زهرا كاظمي روزنامه نگار ايراني الاصل كانادايي را كشتند، تاكنون به قتل رسيده بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff33;"&gt;ما شركت كنندگان هفتادمين اجلاس كنگره انجمن بين المللي قلم، كه در ماه سپتامبر سال 2004 در شهر «ترومسا» در نروژ گرد آمده ايم از جمهوري اسلامي ايران مصرا ميخواهيم كه ضمن تضمين حفظ جان ناصر زرافشان، او را بدون قيد و شرط و فورا از زندان آزاد كنند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109803214298431274?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109803214298431274/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109803214298431274' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109803214298431274'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109803214298431274'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_109803214298431274.html' title='درخواست آزادي دكتر ناصر زرافشان از سوي انجمن بين المللي قلم، بامداد'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109802757184096627</id><published>2004-10-17T08:32:00.000-07:00</published><updated>2004-10-17T09:51:30.813-07:00</updated><title type='text'>کانون نویسندگان ایران خواستار آزادی ناصر زرافشان شد </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آزادی بیان:کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه ای خطاب به مردم ایران خواستار آزادی دکتر ناصر زرافشان شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;.در این بیانیه همچنین از شرایط خطرناک زرافشان در حبس نیز اظهار نگرانی شده است &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.roshangari.net/as/sitedata/20041015234939/zarafshan.pdf" target="_blank"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;متن کامل بیانیه بدین شرح است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;......................................................................................................................................................&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109802757184096627?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109802757184096627/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109802757184096627' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109802757184096627'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109802757184096627'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_17.html' title='کانون نویسندگان ایران خواستار آزادی ناصر زرافشان شد '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109726807710585698</id><published>2004-10-08T13:37:00.000-07:00</published><updated>2004-10-08T13:41:17.106-07:00</updated><title type='text'>انديشه و کارهاي انقلابي «چه گوارا» به مناسبت سالروز قتل او </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff66;"&gt;&lt;strong&gt;در قلمرو انديشه&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a name="1432"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;انديشه و کارهاي انقلابي «چه گوارا» به مناسبت سالروز قتل او&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ارنستو "چه" گوارا، پزشك و انقلابي سوسياليست آرژانيتني كه در انقلاب كوبا مرد شماره 2 به شمار مي آمد و پس از پيروزي اين انقلاب وزير صنايع كوبا شده بود هشتم اكتبر سال 1967 در زد و خورد با ژاندارمهاي كشور بوليوي دستگير و روز بعد كشته شد و دهم اكتبر عكس جسد او را به روزنامه ها دادند تا مرگ او را ثابت كنند. قتل فوري او براي اين بود كه اگر زنده بودنش ثابت مي شد، به علت كثرت هوادارانش در سراسر جهان، و مداخله دولتهاي كمونيست از جمله شوروي، ديگر كشتن او امكانپذير نبود. وي به همراه شش تن از يارانش كشته شد. "چه" هنگام قتل 39 ساله بود.     "چه" دو سال پيش از آن، كوبا را ترك كرده بود تا مردم ساير كشورها را با انقلاب مسلحانه آشنا سازد، زيرا عقيده داشت كه در جهان نيروهايي هستند كه با همه امكانات خود مانع انجام هر گونه تحول از راههاي مسالمت آميز مي شوند.     بقاياي جسد "چه" كه به نوشته برخي از مورخان «قتل فوري» او با اشاره امريكا صورت گرفته است، چند سال پيش به كوبا حمل و مدفون شد.     در سي امين سالروز قتل "چه" پنجمين كنگره حزب كمونيست كوبا به نام او گشايش يافت و فيدل كاسترو ضمن نطق بسيار طولاني خود "چه" را يكي از بزرگترين فداييان برابري مردم خواند كه جانش را در راه ظلم زدايي از جامعه بشري و تامين رفاه برابر مردم از دست داد. كاسترو "چه" را از بزرگترين دشمنان امپرياليسم و نظام سرمايه داري خواند و گفت اطمينان دارد كه راه «چه» از سوي ساير انقلابيون و جوانان جهان ادامه خواهد يافت.     به مناسبت انتقال بقاياي جسد به كوبا، در اكتبر 1997 در اين كشور هفته "چه" گووارا برگزار شده بود و مردم در دسته هاي بي پايان از برابر باقيمانده جسد او كه سي سال در يك گور نامشخص در حاشيه يك جاده خاكي در يك نقطه دور افتاده يي در كشور بوليوي قرار داشت گذشتند و نسبت به وي اداي احترام كردند. تابوت "چه" پس از انتقال به «سانتاكلارا» و قرارداده شدن در نقطه يي كه در آنجا در سال 1958در جريان جنگ انقلاب كوبا بر نيرهاي دولتي پيروز شده بود مدفون شد.     آن گونه كه در شرح حال « چه » آمده است، اين پزشك جوان آرژانيتيني با افكار انقلابي و آرزوي انهدام نظام كهن استثمار از فرد، پس از مطالعه جزييات براندازي 28 مرداد تهران (اوت 1953) به عنصري ضد غرب تبديل شده بود و دشمني دولتهاي استعماري و امپرياليستي را به دل گرفته بود و با اين احساس، با يك گروه پزشكي جوان جهت مطالعه بيماري هاي منطقه حاره در سال 1954 به گواتمالا رفت و در آنجا شاهد كودتاي سيا بر ضد دولت قانوني گواتمالا ـ مشابه آنچه كه در تهران اتفاق افتاده بود شد و احساسات انقلابي وي به غليان درآمد ؛ به گونه اي كه از ادامه كار پزشكي دست كشيد و فعاليتهاي ضد امپرياليستي و ضد كاپيتاليستي را بر پزشكي كردن ترجيح داد و در سال 1955 به مكزيك رفت و به جمع ياران فيدل كاسترو پيوست و در اندك مدتي با نشان دادن فداكاري و شجاعت بي نظير و عشق به مردم به صورت قهرمان انقلابيون جهان درآمد.    شجاعت او در انتقال انقلابيون مسلح از مكزيك به كوبا و طرح حملات برق آسا با دسته هاي كوچك در شب و روشن ساختن مردم در ساعات روز باعث پيروزي انقلاب كوبا شد كه تاكتيكي جالب و تازه بود. چه" با اين كه طراح نزديك شدن كوبا به شوروي بود، از منتقدين رديف اول بوروكراسي آن كشور و هر گونه بوروكراسي ديگر بود   &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;"چه" عقيده داشت كه بوروكراسي بد منجربه فساد و دزدي مي شود و يك دزد اداري و فاسد، جامعه يي را فاسد  كند و به شكست منتهي مي سازد. او در اصلاح شدن كامل يك فاسد ترديد داشت.   &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; «چه» مخالف شديد ورود يك انقلابي به كارهاي اداري بود و بر اين عقيده خود اصرار داشت كه كار اداري و پشت ميز نشين شدن يك انقلابي او را فاسد ، تن پرور و بي خيال مي كند و باعث تضعيف انقلاب مي شود كه پس از يك نسل به فراموشي سپرده خواهد شد و وضعيت سابق به شكلي و ظاهري ديگر بازگشت مي كند  &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;    او عقيده داشت كه يك انقلابي پس از پيروزي مقدماتي انقلاب و انهدام نظام سابق بايد پاسدار نتايج آن شود و با جامعه در تماس تنگاتنگ باشد تا از ضعف ها و نارسايي ها آگاه شود و با رفع آنها از شكست انقلاب و تغيير ماهيت آن جلوگيري كند و در ساعات فراغت داوطلبانه به كمك كشاورزان، بيماران و صنعتگران و ... بشتابد تا اين كه آرزوي داشتن مقام اداري اورا وسوسه نكند . "چه" خودش اين كار را مي كرد و در ساعات فراغت به كشاورزان نيشكر كمك مي كرد. از اندرزهاي ديگر او اين بوده است كه يك انقلابي پس از پيروزي انقلاب بايد مراقبت كند كه كسي يا كساني از انقلاب سوء استفاده نكنند و فرصت طلبان را شناسايي و افشاء سازد تا جامعه، خود مراقب آنان باشد.     «چه» به اهميت زيربنايي رسانه ها اعتقاد داشت و به همين دليل خبرگزاري "پرنسالاتينا " را براي كوبا تاسيس كرد كه هنوز به فعاليت خود ادامه مي دهد.    &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; «چه» پس از پذيرفتن سمت وزير صنايع كوبا و ملي كردن كارخانه هاي متعلق به اتباع آمريكا در آن كشور، متوجه شد كه انقلابي بودن يك كوشش تمام وقت است و نبايد نيروي خود را صرف كارهاي اداري كند و ماشين امضاء شود و كناره گيري كرد.    قتل باتريس لومومبا و به شكست كشانيدن انقلاب كنگو كه اقدامي مشابه براندازي هاي ايران و گواتمالا بود "چه" را سخت خشمناك كرد و در سال 1964 به آفريقا رفت و در آنجا به آموزش انقلابيون آن قاره پرداخت و «كابيلا» يكي از دست پروردگان او بود كه اواخر دهه 1990 رئيس جمهوري كنگو شد.    جوانان دهه 1960 "چه" را شايان تقليد و مرشد خود مي پنداشتند و او را "ال چه El Che" خطاب مي كردند.    كاسترو درباره او گفته است: در اين دنيا همه چيز فناپذير است، ولي "چه" گووارا در ذهن مردم براي هميشه زنده خواهد بود، زيرا او تنها در انديشه مردم و سعادت آنان و جانش را در اين راه نثار كرد.اليدا دختر و كاميليو پسر "چه" همانند پدرشان انقلابي هستند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;    &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp"&gt;http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109726807710585698?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109726807710585698/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109726807710585698' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109726807710585698'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109726807710585698'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_109726807710585698.html' title='انديشه و کارهاي انقلابي «چه گوارا» به مناسبت سالروز قتل او '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109726773741684432</id><published>2004-10-08T13:31:00.000-07:00</published><updated>2004-10-08T13:35:37.416-07:00</updated><title type='text'>روز مهرگان </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="1429"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;روز مهرگان&lt;br /&gt;امروز هشتم اكتبر روز «مهر» از ماه مهر – روز مهرگان – است كه ايرانيان از هزاره دوم پيش از ميلاد آن را گرامي داشته اند و بعدها دومين روز مهم سال پس از «نوروز» به شمارآورده و مفصل ترين مراسم از جشن هاي شش روز مهرگان را در اين روز برگزار كرده اند مهر (&lt;span style="color:#ffff66;"&gt; ميترا&lt;/span&gt; ) در پارسي مفهوم «فروغ، روشنايي، دوستي، پيوستگي، پيوند و محبت» داشته وضد دروغ و دروغ گويي و پيمان شكني ونامهرباني كردن بوده است. واژه دروغ ازسه هزارسال پيش تغيير نيافته كه تلفظ اوليه آن «دروگ» بود. پيش از هخامنشيان، جشن مهرگان را بغ يادي ( بگ يادي ) «ياد خدا – سپاسگذاري از خدا» مي گفتند. بغداد ( خدا آن را داده ) نام درختستاني در نزديكي تيسفون پايتخت اشكانيان و ساسانيان بود كه بعداً به صورت شهر درآمد و پايتخت عباسيان شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;     عمر خيام نيشابوري كه تقويم خورشيدي را تنظيم كرده درباره مهر ماه و جشن مهرگان گفته است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; اين ماه را از آن مهرماه گويند كه مهرباني بود مردمان را بر يكديگر، از هر چه رسيده باشد، از غله و ميوه نصيب باشد بدهند و بخورند با هم  &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="color:#ffff66;"&gt;فلسفه آيين هاي مهرگان سپاسگزاري به درگاه خداوند وتحكيم دوستي ومحبت ميان ايرانيان است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;  ايرانيان از دير زمان كوشيده اند كه كارهاي مهم را از مهر ماه آغاز كنند، از جمله ازدواج و تشكيل زندگاني خانوادگي به نوشته مورخان يوناني، به دستور داريوش بزرگ بود كه دبستان هاي ايران از مهر ماه آغاز به كار كرده اند و انتشار همين نوشته ها سبب شد كه در سراسر جهان آغاز سال تحصيلي از سپتامبر (10 شهريور تا 10 مهر ) قرار داده شود اين مورخان نوشته اند كه در دبستانها كه ويژه پسران ايران بود به كودكان مي آموختند كه اقتدار و عظمت وطن و حفظ تمدن آنان بستگي به آن دارد كه متحد باشند و ارتشي شكست ناپذير داشته وهمواره آماده دفاع از وطن باشند. داريوش بزرگ حكومت خود را از مهر ماه آغازكرد و مهستان (سناي ايران در برابر سناي روم) كه ازسال 137 پيش از ميلاد آغاز به كار كرد فعاليت سالانه اش را روز پس از جشن مهرگان &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;( 17 مهر ماه ) از سر گرفت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; درعصر دودمان پهلوي نيز گشايش سال پارلماني از مهر ماه بود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109726773741684432?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109726773741684432/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109726773741684432' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109726773741684432'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109726773741684432'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_08.html' title='روز مهرگان '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109681667389044167</id><published>2004-10-03T08:12:00.001-07:00</published><updated>2004-10-03T08:26:07.990-07:00</updated><title type='text'>عَلَمِ   حق و عدالت</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;عَلَمِ&lt;br /&gt;حق و عدالت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#33ff33;"&gt;دادگاه حق و عدالت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به فرمان نهاد: از روي مروت و دادگري به روان راستي سوگند ياد مي‌كنيم&lt;br /&gt;حق و عدالت مرز جغرافيايي خاصي را شامل نمي شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به علت بزرگترين جنايت عليه حق انسانيت(با گناهان بزرگ) كه از سوي رژيم ملاها نسبت به ملت ايران انجام شده است جنايتكاران دادگاهي مي‌شوند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لطفاً مدارك و اسناد خود را به آدرس &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="mailto:daftar11@yahoo.com"&gt;daftar11@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ارسال نماييد تا در يك دادگاه بين المللي رژيم ملايان ايران دادگاهي شوند&lt;br /&gt;دراين دادگاه حق نظرات از اهم موضوعات است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به استناد از مكتوبات پروفسوردكتر ابراهيم ميرزايي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;راهبر&lt;br /&gt;امروز در ميدان كشش نبرد شايستگي هستيم و بايد در نبرد خود يابي از تاريكي‌هاي زمان بگذريم. هدف نبرد پادافره آتش افروزان است كه راه و رسم همبستگي و هماهنگي نخواهند و فروغ انديشه را بگسلند. راه ما با نور خرد و توسن پايداري و نيروي شكيبايي و زاد و توشة پاكدلي و پاك نهادي و با چشم حقيقت بين و از روي نشانه هاي فروزه هاي انساني نژاد ايراني و بدون هيچ گمراهي و دربدري است. راه ما ناپيدا نيست و بيش از دوگام هم نيست: گامي در پيشگاه خود و گامي در پيشگاه انسانيت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;بنام خداوندگار هستي بخش كه آفرينش را با مهر و زيبايي آفريد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سازمان&lt;br /&gt;عَلَمِ&lt;br /&gt;حق و عدالت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109681667389044167?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109681667389044167/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109681667389044167' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109681667389044167'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109681667389044167'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_109681667389044167.html' title='عَلَمِ   حق و عدالت'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109681492527788600</id><published>2004-10-03T07:44:00.000-07:00</published><updated>2004-10-03T07:48:45.276-07:00</updated><title type='text'>هخورا نيامد                  </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;Dear friends,&lt;br /&gt;I just got this TANZ from my dear friends Hadi Khorsandi :)&lt;br /&gt;I would like to thank him for working so hard for Iranian, and wish him the best  :)&lt;br /&gt;Please make sure after enjoying his attached file, you will to go his site  &lt;a href="http://www.hadisara.com/" target="_blank"&gt;www.HadiSara.com&lt;/a&gt; and subscribe to Asghar Aghaa :)&lt;br /&gt;I guarantee you will like it :)&lt;br /&gt;Sincerely,&lt;br /&gt;parsa Sorbi&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محض اطلاع آقای سربی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;      &lt;span style="color:#ffff66;"&gt;هخورا نيامد  &lt;br /&gt;  هادی خرسندی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دريغا دريغا هخورا نيامد&lt;br /&gt;به ايران هخاي اهورا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه آب و جارو نموديم منزل&lt;br /&gt;ولي حضرت خضر اينجا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اميدي نمانده نه زينسو، نه زانسو&lt;br /&gt;اميدآوري اينطرفها نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اينسو نيامد امام زماني&lt;br /&gt;از آن سوي شاه و هويدا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بني صدر و مسعود و دکتر اميني&lt;br /&gt;که سهل است، حتا رضاشا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به ما وعده آمدن داد اهورا&lt;br /&gt;پدرسگ سر وعده اما نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قرآن قسم خورد ميآيد اما&lt;br /&gt;اهوراي ما با اوستا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از بيست و شش سال چشم انتظاري&lt;br /&gt;کسي بهر آزادي ما نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه تنها نيامد سياستمداري&lt;br /&gt;يکي هم ز صاحب هنرها نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه ليلا فروهر رسيد و نه شهره&lt;br /&gt;مهستي نيامد، حميرا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منوچهر، ستار، ويگن، قميشي&lt;br /&gt;ابي خوش آهنگ و آوا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرادبرقي از ياد برده ست ما را&lt;br /&gt;صمد نيز همراه ليلا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر دستپخت سيا بود اهورا&lt;br /&gt;همان به که آن جمعه زد جا، نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برو هموطن خل نباش اينقدرها&lt;br /&gt;مخور غصه کان بي سر و پا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به اميد ديگر کسان تا نشستي&lt;br /&gt;بمان تا قيامت که آقا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; به يادآور از بيست و شش سال پيش ات&lt;br /&gt;برو شکر حق کن که حالا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به جاي هخا و اهوراي يزدي&lt;br /&gt;که گوئي فسوسا دريغا نيامد؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعور خودت را بگو تا بيايد&lt;br /&gt;که يک ربع قرن است بالا نيامد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برو غرق فکر و تقلاي خود شو&lt;br /&gt;هخاي خودت باش، اهوراي خود شو&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109681492527788600?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109681492527788600/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109681492527788600' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109681492527788600'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109681492527788600'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_109681492527788600.html' title='هخورا نيامد                  '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109681352072548426</id><published>2004-10-03T07:15:00.000-07:00</published><updated>2004-10-03T07:25:20.726-07:00</updated><title type='text'>کیانوش سنجری:دادخواست برای آزادی بازداشت شدگان تحصن در برابر سازمان ملل  </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff33;"&gt;نامه سرگشاده کيانوش سنجري در اعتراض به ادامه بازداشت متحصنين مقابل دفتر سازمان ملل&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; کيانوش سنجري امروز با انتشار يک نامه سرگشاده به ادامه بازداشت تجمع کنندگان در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران اعتراض کرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هم وطنان؛چهار تن از تجمع کنندگان مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، همچنان در بازداشت وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي بسر مي برند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#66ff99;"&gt;آقايان؛ دکتر فرزاد حميدي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#66ff99;"&gt;بينا داراب زند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#66ff99;"&gt;بهروز جاويد  تهراني &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#66ff99;"&gt;و حسن قيصري&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در روز سه شنبه 27 مرداد ماه سال جاري در تجمع مسالمت جويانه و تظلم خواهانه گروهي از خانواده هاي زندانيان سياسي غير وابسته به جناح هاي مختلف حاکميت، توسط نيروهاي وابسته به وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي بازداشت و به بازداشتگاه 209 آن وزاراتخانه که در درون زندان اوين جاي دارد، منتقل شدند.به همراه اين چهار تن، گروهي از همسران و فرزندان خردسال و نوجوان زندانيان سياسي نيز بازداشت شده بودند که پس از يک هفته، با سپردن قرار وثيقه و کفالت، موقتا از زندان آزاد شدند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پس از بازداشت اين افراد در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، روابط عمومي نيروي انتظامي از اين امر اظهار بي اطلاعي نمود و همچنين مقامات مستقر در دفتر سازمان ملل متحد در تهران نيز در اين خصوص سکوت اختيار کردند.همچنين برخي از بازداشت شدگان که ممنوع الملاقات هستند، از حق تماس تلفني با خانواده هاي خود نيز محروم مي باشند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقاي خليل بهراميان، وکيل مدافع اين افراد نيز تاکنون نتوانسته است با موکلان خود در زندان ملاقات نموده و برگ وکالت نامه هايشان را به امضاي آنها برساند. چرا که مقامات وزارت اطلاعات که مجري و هدايت کننده روند اين پرونده ها مي باشد، به وي اعلام کرده است که بازداشت شدگان اخير، احتياجي به وکيل مدافع براي دفاع از خود ندارند!در چنين شرايطي است که اينجانب به نمايندگي از تمامي دوستانم از تمامي سازمانهاي مدافع حقوق بشر در درون و برون مرز، به خصوص کميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد و کميته دفاع از حقوق زندانيان در ايران مي خواهم تا با اقدام عملي خود و واکنش نسبت به اين بازداشت غير دمکراتيک و غير انساني که به دست فراموشي سپرده شده است، در جهت آزادي بازداشت شدگان تجمع تظلم خواهانه خانواده هاي زندانيان سياسي گام بر دارند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff66;"&gt;با احترام &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt; کيانوش سنجري&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;رونوشت به:جهت آگاهي همه هموطنان در درون و برون مرزکميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل متحدکميته دفاع از حقوق زندانيان در ايران------------------------افراد، سازمانها و نهادهاي سياسي و فرهنگي و يا مدافع حقوق بشر در درون و برون مرز نيز مي توانند براي اعلام حمايت از اين درخواست نامه با ايميل اينجانب &lt;span style="color:#66ff99;"&gt;k_sanjari@yahoo.com و&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#66ff99;"&gt; يا شماره تلفن 09123033712 تماس حاصل نمايند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109681352072548426?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109681352072548426/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109681352072548426' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109681352072548426'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109681352072548426'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_03.html' title='کیانوش سنجری:دادخواست برای آزادی بازداشت شدگان تحصن در برابر سازمان ملل  '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109674737978974168</id><published>2004-10-02T13:52:00.000-07:00</published><updated>2004-10-02T13:02:59.790-07:00</updated><title type='text'>خيمه شب بازي جديد سلطنت طلبان</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;color:#66ff99;"&gt;خيمه شب بازي جديد سلطنت طلبان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;رهي جز كعبه و بتخانه ميپويم كه ميبينم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;گروهي بت پرست اينجا و مشتي خود پرست انجا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;چند روز قبل بر روي سايتهاي اينترنتي و كانالهاي تلويزيوني مردي را ديديم تحت عنوان اهورا پيروز خالقي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;اهورا هخا&lt;/span&gt;   كه مدعي است از سوي پروردگارش &lt;span style="color:#ffff66;"&gt;رضاپهلوي&lt;/span&gt; رسالت يافته وناجي ملت ايران از چنگال رژيم حاكم است وچون هميشه به سراغ احساسات ميهن پرستانه ملت ايران ميروند .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; نكته مبهم اين جريان استفاده از سالروز ازادسازي خرمشهر از دست متخاصمين است و همچنين فرا رسيدن جشن مهرگان .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;سوال &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;مگر اين جنگ هشت ساله وانهمه خرابي و ويراني به دستور همان اربابان امريكائيتان به ملت ايران تحميل نشد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;.و چرا به نام احساسات ميهن پرستانه ملت سلحشور ايران خيمه شب بازي به راه مياندازيد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ايا ديگر عكس خميني در ماه نيست و قديمي شده &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;همه ميدانيم كه رژيم حاكم بر ايران تنهابا تكيه بر خرافه وخرافه پرستي به قدرت رسيد وحكومت خود را با زور و ارعاب يا همان شمشير دو لب اسلام بر ملت پاك ايران تحميل كردايا خيال ميكنيد كه ملت ايران به جائي رسيده كه رهائي خود از چنگال دژخيمانرا در ظهورخيالي امام زمان جستجو ميكندو يا اينكه با در نظر گرفتن تنها خدمت جمهوري اسلامي به ملت و همانا نشاندادن چهره واقعي دين وحكومت ديني اينبار نوبت به بازي گرفتن اهورا مزدا ونوعي ديگر از حكومت ديني است &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ا اينكه مجددا بايد از اهرم دين براي رسيدن به قدرت استفاده كرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ايا وقت ان نرسيده كه دين به عنوان مقوله شخصي افراد درايد نه ابزاري براي رسيدن به قدرت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; ويا با توجه به سابقه سلطنت در ايران اين بار ميخواهيد به نام زرتشت چماق بر سر مردم بكوبيد و نام اهورامزدا را به بازي بگيريد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;.و شما &lt;span style="color:#ffff66;"&gt;اقاي هخا&lt;/span&gt; شمائي كه به زحمت ميهن پرستان واقعي دستتان رو شد و به اغوش پروردگارتان سلطنت طلبان خزيديد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;از شما شنيده ايم كه در ازادي وطن چون هميشه بر حظور نيروهاي بيگانه همان اربابان امريكائيتان هم حساب ميكنيد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;كدام ميهن پرست و فرزند راستين وطن حاظر است سرزمين كوروش در زير پاي سربازان خارجي بلرزد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اقاي نسبتامحترم يادتان رفته بنده ياد اوري ميكنم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اگر سر به سر تن به كشتن دهيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; از ان به كه ميهن به دشمن دهيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ملت ايران در طي اين چند دهه پخته تر ازان شده كه با طناب كمدي شما به قعرچاه برود ومجددا چندين دهه شكنجه زور و خفقان حكومت ديني را تجربه كند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;چرا در برنامه هاي تلويزيوني خود چند نفر از رفقاي عزيز ساواكي خود رانمياوريد تا شرح رشادت خود را در شكنجه و سر به نيست كردن زندانيان سياسي در ان دوره شرح دهندچه بسا كمدي جالبتري به بينندگان ارائه شود و ملت ايران هم در اين كميك شمارا بهتر بشناسند &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;هر چند كه اين مسائل بر ملت اگاه ايران پوشيده نمانده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;در انتها راه رسيدن جامعه ايران به يك نظام مترقي تنها در سايه اتحاد ملت سلحشور ايران ودور ريختن خرافه و خرافه پرستيست &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;color:#ffff66;"&gt;پاينده ايران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;بهزاد پيله ور&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;سخنگوي شوراي ملي ازاديخواهان در خارج از كشور&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109674737978974168?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109674737978974168/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109674737978974168' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109674737978974168'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109674737978974168'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_109674737978974168.html' title='خيمه شب بازي جديد سلطنت طلبان'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109674330991549097</id><published>2004-10-02T11:33:00.000-07:00</published><updated>2004-10-02T11:55:09.916-07:00</updated><title type='text'>هخا  به  خفا  خزيد</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ffff66;"&gt;هخا به خفاخزيد&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ساعت يك بامداد ۹ مهرماه ۱۳۸۳ به وقت واشنگتن آقاي اهورا پيروز خالقي يزدي ( فتح الله خالقي يزدي ) مردي كه از دنياي هخا آمده بود در ساعت يك بامداد ۹مهرماه اعلام كرد به خواهش طرفدارانش از رفتن به ايران منصرف شده است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; يكي از طرفداران پروپا قرص و فعال ايشان خانمي به نام شهره نظر كه اخيرا در تلويزيون رنگارنگ طي چند برنامه تلويزيوني حمايت بي دريغ خودرا از قيام آقاي هخا و شخص ايشان بيان داشته بودامشب در برنامه تلويزيوني آقاي هخا روي خط تلفن ظاهر شد و ضمن ابراز بياناتي مبتني بر وفاداري خود به خاندان پهلوي و نزديكي خود با مقامات برجسته در راديوصداي اسرائيل از آقاي هخا خواهش كرد سفر خود به ايران را به تعويق اندازد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; آقاي پرويز اصلاني نيزضمن تماس تلفني با آقاي هخا به عموم بينندگان تلويزيون رنگارنگ اعلام نمود كه سابقه همكاري سياسي اوبا هخا به بيست و چند سال قبل بر مي گردد. آقاي اصلاني چون شير شرزه اي براي دفاع از هخا وتبيلغات زهرآگين بر عليه وي و اثبات سابقه ممتد وتجارب مبارزاتي و سياسي هخا به خاطره اي اشاره كرد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;سپس چنين بيان كرد كه آقاي هخا برنامه اي را كه اينروزها براي نجات وطن دارد بيست سال پيش در معيت آقاي دكتر علي اميني داشته است وي چنين ادامه داد كه بيست سال پيش نيز آقاي هخا پيشنهاد كرده بوده است كه خودبه ايران برود و رژيم ولايت فقيه را سرنگون كند و دوسه روز بعد آقاي رضا پهلوي را صحيح و سالم به ايران واردكند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; در دقايق آخر آقاي هخا ضمن ابراز مطالبي خطاب به طرفداران خود در ايران گفت شما قرار بود زندانيهاي سياسي را آزاد كنيد قرار بود صدا و سيماي ايران را تصرف كنيد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; سپس با حالي خراب و اخمي درهم گله مندانه و سرگردان برنامه تلويزيوني خود را ناگهان به پايان برد و گفت مي خواهد برود سر به گريبان تفكرهخا بگذارد به درون خود فرو رود و فكر كند. او چنان ازروبروي دوربين تلويزيون رنگارنگ دور شد كه گوئي &lt;span style="color:#ffff66;"&gt;ازدنياي هخا يكباره به كنج خفا خزيد&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; آيا مدير تلويزيون رنگارنگ خواهد توانست باز هم براي رونق برنامه هايشاين فيل را هوا كند يا بايد به فكر فيل ديگري باشد وآيا نظام ولايت فقيه باز هم شانس هايي از اين قبيل براي ادامه حيات ننگين خود خواهد يافت و آيا طالبان سلطنت سفير ديگري در آستين دارند كه با گفتار و كردار وپنداري نيك تر از هخا به ميدان فرستند. وآيا راديوو تلويزيون هاي شاهانه لوس آنجلس پس از بازي هاي چندين روز گذشته باز هم به بازي گري هاي خود ادامه خواهند داد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;color:#ffff66;"&gt;محمد حسيبي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109674330991549097?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109674330991549097/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109674330991549097' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109674330991549097'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109674330991549097'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/10/blog-post_02.html' title='هخا  به  خفا  خزيد'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109647265282293232</id><published>2004-09-29T08:42:00.000-07:00</published><updated>2004-09-29T08:44:12.823-07:00</updated><title type='text'>چهار تن از بازداشت‌‏شدگان مقابل سازمان ملل با تمديد قرار بازداشت موقت ، مواجه شدند </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چهار تن از بازداشت شدگان تحصن خانواده‌‏هاي زندانيان سياسي در مقابل دفتر سازمان ملل ، با تمديد قرار بازداشت در زندان به سر مي‌‏برند.شيوا نظرآهاري يكي از بازداشت‌‏شدگان اين تحصن با اعلام اين مطلب ، افزود : بهروز جاويدتهراني ، حسن قيصري ، مينا داراب‌‏وند و فرزاد حميدي چهار بازداشت شده‌‏اي هستند كه با تمديد قرار بازداشت موقت ، مواجه شده‌‏اند .وي با اشاره به اينكه افراد مزبور هنوز نتوانسته‌‏اند ، برگه وكالت‌‏نامه خود را امضاء كنند ، مدعي شد : به خانواده‌‏هاي اين افراد حتي اجازه ملاقات داده نمي‌‏شود و حتي اين بازداشت‌‏شدگان از برقراري تماس تلفني با خانواده‌‏هايشان نيز محرومند .نظرآهاري با اشاره به اينكه "تهراني ، قيصري ، داراب‌‏وند و حميدي" بيش از 40 روز است كه در بازداشت به سر مي‌‏برند ، درخصوص عنوان موارد اتهامي اين افراد ، گفت : موارد اتهامي افراد مزبور را حتي به خودشان نيز نگفته‌‏اند ، اما موارد اتهامي شركت‌‏كنندگان در تحصن خانواده‌‏هاي زندانيان سياسي مقابل سازمان ملل ، "شركت در تجمع غيرقانوني" عنوان شده است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.peykeiran.com"&gt;www.peykeiran.com&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109647265282293232?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109647265282293232/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109647265282293232' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109647265282293232'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109647265282293232'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/09/blog-post_109647265282293232.html' title='چهار تن از بازداشت‌‏شدگان مقابل سازمان ملل با تمديد قرار بازداشت موقت ، مواجه شدند '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109647241975484593</id><published>2004-09-29T08:37:00.000-07:00</published><updated>2004-09-29T08:40:19.753-07:00</updated><title type='text'>آخرین مطلبی که کیانوش سنجری ساعاتی پیش بر روی سایت ش نوشته است:</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;:&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;آخرین مطلبی که کیانوش سنجری ساعاتی پیش بر روی سایت ش نوشته است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;رفتم ديگر، ببخشاييد مرا! آنقدر حرف و سخن برای گفتن دارم که نمی دانم از کدام يک شروع کنم. اما با خود می گويم مگر برای کسی اهميت دارد که حرفم چيست و از برای کيست؟ پس بگذاريد تمامی آنچه در دل محفوظ دارم را با خود به ابديت رهسپار سازم. شايد اينچنين رنجی برای آنان که باقی خواهند ماند، باقی نماند. اما برای يادگاری: 17 ساله بودم که برای اولين طعم تلخ و مشقت بار زندان، آنهم از نوع منفردش را در يکی از پرخاطره ترين زندانهای دو رژيم پاتريمونياليستی قبل و پس از 57، چشيدم. آنقدر تلخ بود که از تلخی اش توشه ای برگزيدم برای برکندنش. توشه ای از جنس ملموس ترين زخم های کهنه هر دلباخته رهايی. اينچنين مشتاقانه به فردا رسيدم، چشم گشودم و سال پس از آن نيز طعمی ديگر از زندان را با خود همراه ساختم. اينبار عشرت آباد (59 سپاه)، قصد خمودنم را داشت. ماهها در يک سلول. ماندم و پير شدم. ماندم و شير شدم. سال پس از آن با فرم يافتگی کامل، روی ميز بيشرمانه ترين بی دادگاه جهان، 5 سال جلويم گذاردند تا در زندان بگذرانمش. هر چند اشک، پنهانی، مسير نگاهم تا آسمان را پيمود اما اميدوار، به زندان رهسپار شدم. مادر اگر نبود حکمم نمی شکست. يک سال به جای پنج سال. اين نيز بگذشت. سال پس از آن و تا همين روزهای قبل، اين داستان ادامه يافت. اما در اين مسير پر ستيز، که بسياری جانشان را باخته اند و پرچم شرافتشان را افراشته، آن گذشت که نخواهم گفت. و در آخر: جمهوری اسلامی با سياستهای خداپسندانه اش!، جوانان را بی خدا کرد، آنان را به پای تباهی کشاند و راه خلاصی را برايشان برگزيد. خلاصی از آنچه قدرت برکندنش را ندارند. نه می توانند صبور باشند و نه خواهند توانست آنی باشند که خداپرستان می پسندند. خدايم، نگاهم است، نگاهم ستاره ايست در آنسوی آسمانهای صورتی عاشقی. و شادی که در زير چکمه های خشونت له شده است &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جوانان را به آغوش شورانگيز عشق واگذاريد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در آخرين تماس تلفنی، صدايم می لرزيد، &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گفت: نگرانی! گفتم نه چيزی نيست نگرانی زندگی! زندگی را دوست دارم، نه اينچنين! بدرود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.freebatebi.com"&gt;www.freebatebi.com&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.freebatebi.com/index.php?" target="_blank"&gt; &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109647241975484593?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109647241975484593/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109647241975484593' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109647241975484593'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109647241975484593'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/09/blog-post_109647241975484593.html' title='آخرین مطلبی که کیانوش سنجری ساعاتی پیش بر روی سایت ش نوشته است:'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109646985859076296</id><published>2004-09-29T07:56:00.000-07:00</published><updated>2004-09-29T07:57:38.590-07:00</updated><title type='text'>بيانيه کميته دفاع از زندانيان سياسي درباره خودکشي کيانوش سنجري  </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ب&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;يانيه کميته دفاع از زندانيان سياسي درباره خودکشي کيانوش سنجري&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي:كيا نوش سنجري خود كشي كرد كيانوش سنجري فعال سياسي 22 ساله كه بارها در جريان اعتراضات دانشجويي دستگير و به زندان افتاده بود، در پاركي در تهران دست به خودكشي زد.اين فعال دانشجويي كه در طي ماههاي اخير بارها از سوي وزارت اطلاعات رژيم جمهوري اسلامي تهديد شده بود با خوردن 30 قرص ديازپام و همچنين بريدن رگ دست خود قصد خودكشي داشت.پيكر بي جان اين آزادي خواه ايراني توسط عابرين به بيمارستان امام خميني منتقل شد. طبق آخرين اخبار رسيده با تلاش پزشكان بيمارستان، خطر مرگ از ايشان رفع شده است و هم اكنون در وضعيت مساعدي به سر ميبرد.كيانوش سنجري سخنگوي پيشين جبهه متحد دانشجويي، تا كنون 5 بار به زندان افتاده و تحت شديدترين شكنجه هاي روحي و جسمي قرار گرفته است كه آخرين مورد آن در جريان تحصن در مقابل سازمان ملل در تاريخ 7 خرداد ماه امسال بودكه از سوي وزارت اطلاعات دستگير و به مدت يك هفته در زندان به سر برد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;     كميته دانشجويي دفاع از زندانيان &lt;a href="mailto:سياسيkomitedefa@yahoo.com"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;سياسيkomitedefa@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;     &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109646985859076296?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109646985859076296/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109646985859076296' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109646985859076296'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109646985859076296'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/09/blog-post_109646985859076296.html' title='بيانيه کميته دفاع از زندانيان سياسي درباره خودکشي کيانوش سنجري  '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109630986838350459</id><published>2004-09-27T10:59:00.000-07:00</published><updated>2004-09-27T11:31:08.383-07:00</updated><title type='text'>براي يك دوست</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;براي يك  دوست&lt;/span&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;ديروز وقتي مثل تمام غروبهاي غربت در آرزوي ديدار دوباره ميهن بودم خبري مرا بهت زده كرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;درد غربت وقتي دردناكتر است كه حادثه اي براي يكي از نزديكانت اتفاق بيفتد وتو هيچ كاري نتواني بكني .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; بخصوص اگر آن شخص كسي باشد كه با او زندگي كردهاي نفس كشيده اي و خاطراتش همواره دريادت ماندگار است. خبر كوتاه بود و دردناك&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; "&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;كيانوش سنجري خو دكشي كرده است&lt;/span&gt;"&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;باور كردني نبود.كيانوشي كه در اوج جواني قهرمانانه در برابر جور ظالمان ايستادگي مي كرد اكنون زخمي عميق بر پيكر سرو قامتش زده است. بغض در گلويم تركيد  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;!پروردگارا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; تو مي داني كه در برابر بسياري از مصائب شكيبائي كرده ام اما اين را چگونه تحمل كنم.درد جدائي از دوستي كه لحظه لحظه با او بودن برايم خاطره است &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;.حس نوستا لژيكي كه نام او در كنار نامهاي بسياري چون: دانشگاه تهران زندان اوين ميتينگ هاي پارك لاله مبارزه بازداشت و ايستادگي در برابرمستبدا ن در من تداعي مي كرد مرا به روزهاي دور گذ شته برد. روزهايي كه دركنار كيانوش ها اميدوارانه &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;آ زادي ايران زمين از چنگال ضحاك زمان را طلب مي كرديم. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;و تو اي ديو استبد اد بنگر كه چگونه جواني از پاكترين فرزندان &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;ميهن را به اين روز نشاندي. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; به يا د دارم كه چند روز پيش با كيانوش صحبت ميكردم . از تهد يدهاي مكرر مزدوران رژيم مي گفت ازاحضار به بيدادگاه انقلاب و از حبس و يا تبعيد مجدد.اما كيانوش سر تسليم نداشت . شرايط حاكم دردي جانكاه و سكوتي زجرآ ور رابه روح بلندش تحميل مي كرد . او تمام اين دردها را در خود ريخت .او كه ازعنفوان جواني زندان شكنجه سلول انفرادي تحقير توهين ممنوعيت ازتحصيل و صدها مورد ديگر را تجربه كرد اما هر بار مصمم تر از قبل پاي به ميدان گذاشت.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;اما كيانوش اين بار حالت ديگري داشت  &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;. مگر توان آ دمي چقدر است وقتي كه مي بيني به صرف اختلاف عقيده از كو چترين حقوق انساني بر خوردارنيستي. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;وقتي كه مي بيني بهترين دوستانت را سالهاست كه به بند كشيده اند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;وقتي كه مي بيني دختران جوان كشورت را به تن فروشي كشانده و دربازارهاي برده فروشي كشورهاي حاشيه خليج فارس به حراج گذاشته اند &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;.وقتي كه مي بيني مردم ميهن ات را در فقري روز افزون نگاه داشته اند .وقتي كه مي بيني بنام دين مردم را به مسلخ برده و سرزمين اجدادي ات سرزمين كوروش كبير و دارا را به روز سياه نشا نده اند .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;چه مي تواني بكني شايد يكي از راه حل ها ( و نه آسان ترين شان) زخم زدن بر پيكر خود باشد .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; امانه چاره كار در مبارزه است . مبارزه اي همراه با آ گاهي. مبا رزه اي كه كيانوش هم اكنون كه به لطف اهوراي پاك از اين خطر نجات يافته يكي از اركان آن خواهد بود. كيانوش ها اركان اين مبارزه خواهند بود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; كيانوش ها من شماو تمامي ملت ايران هستيم .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;ك&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;وروش صحتي ۵/۷/۱۳۸۳&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;email: kourosh18tir@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109630986838350459?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109630986838350459/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109630986838350459' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109630986838350459'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109630986838350459'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/09/blog-post_27.html' title='براي يك دوست'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109613778630354534</id><published>2004-09-25T11:07:00.000-07:00</published><updated>2004-09-25T11:43:06.303-07:00</updated><title type='text'>.. مكتوب زندان      .مجيد كريمي</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;                                                   &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="color:#33ff33;"&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;مكتوب زندان &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#33ff33;"&gt;    دنياي زندوني ديگه ديوار نيست&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;:قديمي هاميگفتند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; دنياي زندوني ديواره- زندونی ازديوار بيزاره&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;وچند سال بعد دوباره و دوباره باز هم زنداني سياسي و باز هم بند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;ولي امروز ديگه دنياي زندوني ديوار نيست - دنيای زندوني امروز شكنجه است - ضجه است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;.درد است-گريه واشك وناله هاي نيمه شب ونهايتا سكوت وفراموشي است &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;; اري برادر - رفيق - دوست - همرزم -همسنگر-هم قلم-اهل سياست- اهل دل-اصلا انسان &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; &lt;span style="color:#ffff33;"&gt;دنياي زندوني امروز فراموشي است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;                                 &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;                             &lt;br /&gt;مبارزاي اونور حصار ميگن : ما با مرده ها فرقي نداريم-مرده ها رو روشونو خاك ميريزن ما رو &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;!  دورمون &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;ولي من ميگم.&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;نع&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اي مبارز -اي مجاهد -اي استبداد ستيز تو هميشه وهميشه زنده و پويادرقلب تمام ازادگان &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جاي داري و زنده اي و  پرچمدار مبارزه با استبدادي   &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;خاموش نيستيم-اهل حصار را فراموش نميكنيم -زبان گويای انانيم و براي ازادي انها قلم &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;.ميزنيم&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ا ري اين است انديشه من - قلم و زبان زنداني باشم - فرياد رساي مبارزان عليه استبداد &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff6666;"&gt;اصلا&lt;/span&gt;                                      &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;رسالت من مبارزه و ياري مبارزان راه ازادي است. وظيفه من قيام عليه -&lt;span style="font-size:130%;color:#ffff33;"&gt;زر و زور و تزوير&lt;/span&gt;-است&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برادر-رفيق -مبارز -اهل هر حزب و گروه سياسي اي كه هستي يك دقيقه فقط و فقط يك &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; دقيقه از وقتت را به زنداني فكر كن&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همين الان كه اين مكتوب را ميخواني هر كاري كه داری كنار بگذار و فقط يك دقيقه به زنداني  &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سياسي و اسير  بند فكر كن-اصلا بيا از همين امروز تصميم بگيريم هر روز به ياد زندانيان سياسي يك دقيقه سكوت كنيم -وفقط يك دقيقه در روز به اونوري ها فكر كن&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; همين حالا كه من وتو راحت وبي خيال بسرميبريم هرلحظه انتظار طناب دار &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;واعدام را ميكشد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; نيمه هاي شب شكنجه گران براي احوال پرسي به سراغش ميايند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; دمدمهاي صبح ناله وفرياد اعتراض همرزمانش را پاي چوبه دار ميشنود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; اسمان ابي را از پشت ميله هاي سرد وسربي قفسي به نام زندان ميبيند &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; مقاومت ميكند و نع ميگويد- چون نع ميگويم پس هستم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; به پرواز كبوتران بر فراز زندان حسرت ميخورد-حتي ديدن كلاغان سياه بر &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در و ديوار زندان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;-&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; در حركت دوراني مرگبار حياط زندان به همه فكر ميكند الا خودش&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; در زير شكنجه جسمي و روحي به ناگاه صدای مادر .خواهر.وهمسر خود را &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ميشنود و ميفهمد كه تنها نيست &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;به اسيري كه&lt;/span&gt; حسرت ازادي و امدن به زنداني بزرگتر به نام ايران را دارد-اري زنداني بزرگ به نام &lt;span style="font-size:180%;color:#ff6666;"&gt;ايران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;                                                            &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;span style="color:#33ff33;"&gt;ايران امروز ما زنداني استبداد است&lt;/span&gt;                                     &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;                                        &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;                     اري به او فكر كن به زنداني كه هر لحظه برايش دنيائيست                                                 &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;-به اوئي كه به استبداد&lt;span style="font-size:180%;color:#ff6666;"&gt; نع&lt;/span&gt; گفته است و اكنون اسير و زنداني اوست &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اري برادر -هموطن -ايراني-ازاده- به زنداني سياسي فكر كن&lt;br /&gt;                                                                                                                                        &lt;span style="font-size:180%;"&gt;و&lt;/span&gt;                                                                                                                                                              &lt;span style="font-size:180%;color:#ff6666;"&gt;در جهت ازادي او و رهائي ايران قيام كن&lt;/span&gt;             &lt;br /&gt;                                                                                                          &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به ياد تمام ازادگان و ازاديخواهان اسير بند    استبداد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;مجيد كريمي&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شمع نو  &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ليسانس علوم سياسی&lt;br /&gt;tel:0090_5553552186&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;email:new_kandil@yahoo.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109613778630354534?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109613778630354534/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109613778630354534' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109613778630354534'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109613778630354534'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/09/blog-post_25.html' title='.. مكتوب زندان      .مجيد كريمي'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109543619506405404</id><published>2004-09-17T08:31:00.000-07:00</published><updated>2004-09-17T08:49:55.063-07:00</updated><title type='text'>اعلام خطر پيشروان آزادي بيان ايران در باره بازداشت شدگان اخير</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;!&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;اعلام خطر پيشروان آزادي بيان ايران در باره بازداشت شدگان اخيربه ياري بازداشت شدگان زير  شكنجه بشتابيم&lt;/span&gt;:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;:هم ميهنان رسانه&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;ها نيروهاي مبارز و مترقي و مجامع مدافع حقوق بشر&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بر اساس اخبار رسيده از زندان اوين و فعالان داخل كشور شكنجه و بازجويي بازداشت شدگان تحصن بيست و هفتم مرداد ماه در برابر دفتر سازمان ملل درتهران در بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات به گونه اي وحشيانه ادامه دارد &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; بهروز جاويد تهراني بينا داراب زند و چند تن از بازداشت شدگان به طرزدد منشانه اي زير شكنجه قرار گرفته اند به گونه اي نگراني نسبت به خطر جاني در مورد آنان افزايش يافته است.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; اين درحاليست كه بيش از بيست نفر ازبازداشت شدگان اخير و تعدادي از زندانيان سياسي كه اعضاي خانواده شان دربازداشت هستند دست به اعتصاب غذا زده اند . گزارش هاي رسيده حاكيست كه حال شيوا نظر آهاري اكرم اقبالي و امير ساران كه از چند روز پيش دست به اعتصاب غذا زده اند رو به وخامت گرائيده است. اين درحاليست كه هم در زندان اوين وهم در زندان رجايي شهر بازجويي و شكنجه زندانيان سياسي و بازداشت شدگان به شيوه هاي مختلف ادامه دارد.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; پيشروان آزادي بيان ايران ضمن ابراز نگراني شديد نسبت به ادامه شكنجه هاي وحشيانه نسبت به بازداشت شدگان اخير وزندانيان سياسي از تمام مجامع مدافع حقوق بشر نيرو هاي مبارز و ترقي خواه رسانه ها و نيز ايرانيان آزاده و سر افراز درخواست مي كند با اعلام اعتراض و انزجار خود از هر طريق ممكن خواستار پايان دادن به شكنجه و آزادي فوري وبي قيد و شرط بازداشت شدگان و نيز رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي در حال اعتصاب غذا و در نهايت افشاي بيدادگري ها و جنايات جمهوري اسلامي عليه حقوق بشر و آزادي بيان وآزادي همه زندانيان سياسي شوند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;پيشروان آزادي بيان ايران دهم شهريور ماه ۱۳۸۳ سايت&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33ccff;"&gt;:www.freebatebi.com:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33ccff;"&gt;messanger&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33ccff;"&gt;:freeirancom@yahoo.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; هم ميهنان ما را در تكثير و بازپخش اين اطلاعيه ياري دهيد&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109543619506405404?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109543619506405404/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109543619506405404' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109543619506405404'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109543619506405404'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/09/blog-post_109543619506405404.html' title='اعلام خطر پيشروان آزادي بيان ايران در باره بازداشت شدگان اخير'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109543436403497105</id><published>2004-09-17T08:14:00.000-07:00</published><updated>2004-09-17T08:19:58.860-07:00</updated><title type='text'>کوروش صحتی:قاعده بازی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;چند روزي است كه تني چند از فعالين سياسي و دانشجويي بهمراه برخي از خانوادههاي زندانيان سياسي كشور به جرم شركت در تحصن مقابل دفتر سازمان ملل درتهران به بند كشيده شده اند عوامل سركوبگر رژيم با توجه به تعدد نهادهاي تصميم گيرنده و اختلاف نظرهايظاهري بر سر يك اصل اشتراك نظر دارند و آن هم اتحاد در مقابل مخالفين وسركوب جنبش آزاديخواهان ودانشجويان است.اين باروزارت اطلاعات پيشگام اين حركت ضد مردمي شد.تحصن مقابل دفتر سازمان ملل در حالي برگزار شد كه از روزهاي پيش از برگزاري مراسم رسانه هاي مختلفپوشش تبليغاتي مناسبي را براي اين مراسم ايجاد كرده بودند. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اما متاسفانه حوادث پس از دستگيري ها آنچنان كه بايد انعكاس نيافته و حمايت گسترده اي را نيز در بر نداشته است.هم اكنون نيروهاي مبارزي چون بهروزجاويد تهراني شيوا نظر آهاري دكتر فرزاد حميدي اكرم اقبالي و بينا داراب زند در بدترين شرايط سلول انفرادي و در اعتصاب غذا بسر مي برند.بنا بر اطلاعاتي كه از درون زندان اوين رسيده است وضعيت جسماني آنها بسيارنا مساعد بوده و در موقعيت نگران كننده اي قرار دارند.اگر به افراد فوق نام ساير زندانيان سياسي و موقعيت نامناسب آنها را نيزبيافزائيم تصوير وحشتناكي از سركوب و شكنجه در ايران را خواهيم داشت.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اما حساسيت زدايي از اين مسائل معضلي بزرگ پيش روي جنبش آزاديخواهانه ايرانيان خواهد بود.در سالهاي پيش هر اقدام سركوبگرانه رژيم با موجي از اعتراضات مجامع داخلي وخارجي روبرو مي شد.اما اكنون بنظر ميرسد كه همه به اين رويدادها عادت كرده ايم و چه عادت مايوس كننده و خطرناكي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;آيا براستي ديگر باز داشت دختر جوان مبارزي بهمراه مادرش آنقدر از اهميت افتاده و در ميان اخبار گوناگون گم شده كه هچ حساسيتي را در ما بر نمي انگيزدبخاطر دارم كه در مراسم سالگرد شهداي راه آزادي ايران داريوش و پروانه فروهر بهمراه مادرم باز داشت شدم.در آن روز اين مساله آنقدر براي من و سايردوستانم در جنبش دانشجويي غير قابل و براي مزدوران رژيم دردسر ساز بود كه دژخيمان به سرعت و عليرغم ميل خود حاضر به آزاد كردن ما شدند.يا روزي كه خواهر امير عباس فخر آور بازداشت شد.اين مساله آنقدر براي ماسنگين بود و آنقدر باي رژيم هزينه در بر داشت كه فورا او را آزاد كردند.اما چگونه مي توان اين موضوع را براحتي قبول كرد كه گستاخي رژيم بدانجارسيده است كه مادر شيوا نظري فرزندان مهندس طبرزدي همسر امير ساران همسراميد عباسقلي نژاد وپدر حميدي را يكجا بازداشت مي كند و هيچ اعتراض گستردهاي به اين اقدامات صورت نمي گيرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;عوامل متعددي در شكل گيري چنين فضائي نقش دارند.اما بنظر من اختلافات سياسي احزاب اپوزيسيون كه بهيچ وجه در راستاي منافع ملي نبوده و بعضا منافع شخصي نيز در آن راه يافته است مهمترين عامل در ايجاد چنين فضائي است.در شرايطي كه جمهوري اسلامي با همگون شدن تركيب حكومتي اش فصل نويني را درزندگي سياسي خود تجربه مي كند احزاب سياسي ايران همچنان بر طبل بي اعتمادي نسبت به يكديگر مي كوبند و اختلا فات عقيدتي وتاريخي را پيش مي كشند.فضاي سياسي ايران بشدت پلاريزه شده و در اين فضا تنها قطبي مي تواند درمقابل جناح اقتدارگرا ايستادگي كند در ميان نيروهاي تشكيل دهنده اش به يك اتحاد عمل سياسي رسيده باشد.در آن صورت و بعنوان يكي از نتايج چنين پيوندي هيچ گاه شاهد چنين تهاجم وحشيانه اي به مبارزين و خانواده هاي گرامي شان نخواهيم بود.چرا كه هزينه انجام چنين عملي براي رژيم بسيار بالا خواهد رفت.قاعده بازي به ما مي گويد كه حمايت سراسري و سازماندهي شده از هر زنداني سياسي درايران صرف نظر از اختلاف ديدگاهها را در اولويت قرار دهيم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;بيائيم وجدان انساني و منافع ملي را بر اختلاف نظراتمان ارجح بدانيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;.شمار كثيري از فرزندان ايران زمين در بند خشونت و انحصار محبوسند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;صداي آنان را بشنويم و به ياري اشان بشتابيم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;color:#ffff66;"&gt;كوروش صحتي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109543436403497105?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109543436403497105/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109543436403497105' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109543436403497105'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109543436403497105'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/09/blog-post.html' title='کوروش صحتی:قاعده بازی'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109364317694540548</id><published>2004-08-27T14:41:00.000-07:00</published><updated>2004-08-27T14:46:16.946-07:00</updated><title type='text'>بياد هزاران گل سرخ پرپر شده در زندانهای خمينی دژخيم در </title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ffff66;"&gt;بياد هزاران گل سرخ پرپر شده در زندانهای خمينی دژخيم در&lt;br /&gt;تابستان ۱۳۶۷&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#66ff99;"&gt;حباب&lt;br /&gt;(از مجموعه قصة سوري, سرو)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مجيد قدوسي خودش آمده بود. پاسدار محافظش در سلول را باز كرد و او آمد تو. همين طوري هم كه بيرون ايستاده بود مي‌شد شناختش. خودش بود. بدون معطلي آمد تو و به‌علي‌آقا، كه دم در سلول افتاده بود، لگدي زد و فرياد كشيد:‌«يا الله بلن شين كار داريم». دو سه نفري كه زير يك پتو مچاله شده بودند هر يك از يك گوشهٌ پتو سر بلند كردند. بقيه هم كم و بيش تكاني خوردند.  مجيد قدوسي دوباره داد زد:‌«مگه نگفتم بلن شين؟ پس چرا اين قدر معطل مي‌كنين؟». آشكارا دستپاچه بود و عجله داشت. سلول از تلاطم بچه‌ها پر شد.  مجيد قدوسي مجبور شد يك پايش را بيرون بگذارد. بعد به‌پاسدار دومي كه محافظش بود اشاره‌اي كرد و آهسته چيزي گفت. پاسدار معطل نكرد و بدو رفت طرف زير هشت. هنوز جمع و جور نشده بوديم كه صداي باز شدن در زير هشت را شنيديم.  مجيد قدوسي، كه يك پايش بيرون بود، دست انداخت و آرنج علي آقا را گرفت و كشيد بيرون. پتوي نيمه‌بسته از دستهاي او به‌زمين افتاد. تا خواست چيزي بگويد  مجيد قدوسي زد توي سرش. علي آقا حرفش يادش رفت. ولي  مجيد قدوسي همان طور كه با مشت و لگد او را مي‌زد نعره كشيد:‌«كره خر مگه نميگم زود باش!». علي آقا كه به‌گوشهٌ راهرو افتاد آمد سراغ ما. دوباره داد كشيد و گفت لازم نيست پتوها را جمع كنيم. حتي لباس هم نمي‌خواهد بپوشيم. بايد، زود، راه مي‌افتاديم.&lt;br /&gt;حسن زير چشمي به‌من نگاه كرد. فهميدم مي‌پرسد چه خبر است. با حركت لب و ابرو پيام دادم‌«نمي‌دانم». اما سر و صداي سلولهاي ديگر نشان مي‌داد كه تنها با ما كار ندارند. قاعدتاً «انتقال» هم نبود. مي‌دانستيم تازه خيلي از بچه‌هاي گوهردشت را هم آورده‌اند اين جا. يادم آمد پاسدار پست ديشب به‌هم‌پستش مي‌گفت حاج مجتبي مرخصي فردايش را لغو كرده. از چند روز پيش هم فهميده بوديم كه خبرهايي هست. اصلا اوضاع بعد از «دو به‌ششصد» فرق كرده بود. خبرهاي جسته و گريخته كه رسيد ما هم فهميديم اوضاع فرق كرده است. اما «حسين علوي» تنها كسي بود كه از سلول ما ملاقات داشت. او را هم دو هفته پيش با سري دومي‌ها برده بودند. بعد از او بي‌خبرِ بي‌خبر مانديم.&lt;br /&gt;حسن به‌بهانهٌ جستجوي دمپايي‌اش خودش را رساند به‌من. زير لب گفت:‌«‌حتماً خبريه». بدون اين كه نگاهش كنم زمزمه كردم «حتماً». حسن گفت:‌«فكر نمي‌كني اين يارو تازه وارده آنتن بوده؟». با بي‌حوصلگي گفتم:‌«نه بابا چي چي رو آنتن بوده».  مجيد قدوسي مهلت نداد ادامه بدهم. توي دلم گفتم: «يارو بندهٌ خدا اصلا سياسي نيست». اما بلافاصله ته دلم لرزيد. گفتم نكند بازهم دارم خوش‌خيالي مي‌كنم. اين جور موقع‌ها هميشه ياد جريان «قزل» مي‌افتم. آن بابا هم سياسي نبود. بنگي بود. ولي آورده بودندش توي ما تا براي حاج داوود خبر ببرد. ما هم اول حبسمان بود. سادگي كرديم. ازش راديو خواستيم بخريم. طرف رفت گزارش داد. فردا 15نفر ازبچه‌ها را بردند انفرادي. حاج داوود مي‌گفت مي‌خواسته‌ايم بي‌سيم درست كنيم تا با فرانسه تماس بگيريم. يك ماه تمام توي انفرادي بوديم.&lt;br /&gt;ازدر سلول كه درآمدم با شك و خشم به‌علي‌آقا نگاه كردم. يعني آن اعتمادي كه به‌من كرده بود و حرفهايي كه زده بود همه‌اش دروغ بود؟ ته دل راضي نمي‌شدم به‌او به‌چشم آنتن نگاه كنم. ريشش را، از روزي كه آمده بود، نزده بود. تيغ تيغ و بور، صورتش را استخواني‌تر نشان مي‌داد. چشمهايش آن قدر وغ زده و ترسيده بود كه اصلا مثل چشم مرده‌ها بود. شب اولي كه آوردندش اين جوري نبود. گويا باورش نمي‌شد كه كارش اين قدر بيخ پيدا كند. مي‌گفت برادر زنش كه افسر شهرباني‌است حتما دنبال كارش را خواهد گرفت. اگر هم تحقيقات كنند چه بهتر! چون تا آن موقع گذرش حتي به‌كميته هم نيفتاده است. حالا هم يك سوءتفاهمي شده. انشاالله به‌زودي رفع مي‌شود. پسر خواهرش از همين سربازها بوده كه مدتي اسير بوده. بعد آزاد شده، برگشته. حالا سپاه آمده سراغش دستگيرش كرده. او را هم گرفته‌اند كه چرا يك «منافق» را به‌خانه‌اش راه داده. هر چه قسم خورده كه بابا اين خواهرزادهٌ من است. او را از بچگي مي‌شناسم. هفت ماه ونيم تمام توي جبهه بوده، اسير شده، چند ماه آن جا بوده بعد آزادش كرده‌اند. منافق چي چيه؟ ناسلامتي او آمده مثلا خانهٌ دايي‌اش ميهماني تا بعد از چند روز برود مشهد سرِ‌كار و زندگي‌اش. اما «برادران» باورشان نشده و گفته‌اند منافقين بي‌خودي كسي را آزاد نمي‌كنند. البته يك مقداري عصباني بوده‌اند. براي همين هم او را جلو زنش كتك زده‌اند. اما اشكالي ندارد. بازجويش گفته حالا وقت سر خاراندن ندارند. فعلا برود تا وقتش كه شد صدايش مي‌زنند. اگر تحقيقات كنند مي‌فهمند كه او بي‌گناه است از قديم گفته‌اند سر بي‌گناه پاي دار مي‌رود اما بالاي دار نمي‌رود. او اصلا به‌فكر خودش نيست. چون از خودش مطمئن است. كاري نكرده و امروز نشد، فردا، آزاد مي‌شود. ولي خانمش بنده خدا با دو تا بچهٌ قد و نيم قد چه كند؟ بزرگه پسر است. و مهر ماه امسال به‌مدرسه رفته. ولي دومي، كه چهار سال و نيمش است، دختر است. ازشكل و قيافه بيشتر به‌مادرش كشيده. ولي مثل «خانم» مظلوم است. خانم هم آن جوري‌ها دست و پا ندارد كه بتواند اين ور و آن ور برود. حتما قلبش مي‌گيرد. دوباره مي‌افتد توي رختخواب. دكتر سفارش كرده بود نبايد دچار هيجان شود. بعد از بمبارانها رعشه گرفته بود. شبها توي خواب جيغ مي‌زد. مدتها اين دكتر و آن دكترش كرده‌اند تا اين اواخر بحمدالله كمي بهتر شده. حالا حتماً باز همان جوري مي‌شود. شايد هم بدتر. اگر مي‌توانستند اداره را يك جوري درست مي‌كردند خيلي خوب مي‌شد. خدا كند آن جا ديگر به‌خنس نخورند. لواساني رييس جديدشان از آن مادر به‌خطاهاي مقرارتي است. براي خودشيريني هم كه شده عوض يكي، شش تا گزارش رد مي‌كند. خودش «انجمن»ي بوده وارد است. مي‌داند به‌كجا بدهد. يا چه جوري بنويسد. هر وقت كه «برادران» فهميدند او كاري نكرده و آزاد شد حتما بايد يك كاغذي بگيرد ببرد اداره. بايد حسابي توي كاغذ آورده شود كه او كاره‌اي نبوده است. حتي اگر بشود يك معذرت خواهي هم ازش بكنند خيلي بهتر مي‌شود. آن وقت ديگر هيچ كس، حتي انجمن اسلامي اداره هم، نمي‌تواند هيچ غلطي بكند.&lt;br /&gt;به‌اين جا كه رسيده بود حسن چشمك‌زنان گفته بود:‌«مثل آمريكا كه هيچ غلطي نتونست بكنه!». و همهٌ ما زده بوديم زير خنده. علي آقا جا خورده بود. نفهميده بود براي چه مي‌خنديم و هاج و واج ما را نگاه كرده بود. درست مثل حالا كه گوشهٌ راهرو ايستاده و دارد  مجيد قدوسي و پاسدارها و بچه‌ها را نگاه مي‌كند.&lt;br /&gt;مجيد قدوسي بعد از اين كه همه از سلول در آمديم، مي‌آيد و مي‌شمردمان. با اوقات تلخي به‌كاغذي كه در دستش هست نگاه مي‌كند و مي‌گويد:‌«اينا پونزده نفرن. پنج تاي ديگه‌شون كجاس؟». پاسدار پست جوابش را مي‌دهد كه چند روز پيش «منتقل» شده‌اند. مجيد قدوسي منتظر نمي‌ماند و مي‌گويد چشم‌بندهايمان را از همان جا بزنيم و زود راه بيفتيم. پاسداره چشم‌بندها را مي‌دهند. دو تا كم است. اما آنها منتظر نمي‌مانند. فرنچ‌ها را از تن من و حسن در مي‌آورند و روي سرمان مي‌اندازند. بعد به‌رديف يك، دست روي شانه‌هاي هم مي‌گذاريم و راه مي‌افتيم.&lt;br /&gt;تقريبا را ه را حفظ هستيم. مي‌دانيم كجا بايد بايستيم و كجا بايد بپيچيم. از در راهرو كه در مي‌آييم سوار ماشينمان مي‌كنند. مي‌فهميم مقصد حسينيه است. اما صبح به‌اين زودي و حسينيه؟ تا به‌حال كه سابقه نداشته! توي ماشين حسن دست مي‌گذارد روي زانويم. من هم با آرنج مي‌زنم به‌پهلويش. يعني كه خودمم. آهسته آهسته شروع مي‌كند با انگشت به‌زانويم مورس زدن. از سوراخ فرنچم مي‌بينم كه پاسدارها با عجله برمي‌گردند. صداي  مجيد قدوسي مي‌آيد كه : «سلول بعدي رو بيارين». حسن مورس مي‌زند تا از بچه‌هاي ديگر خبري بگيرم. پاسداري دم در ماشين ايستاده است. الكي سرفه مي‌كنم. حسن مي‌فهمد هوا مناسب نيست. بچه‌هاي سلول بعد را كه مي‌ريزند روي سرمان ديگر جاي نفس كشيدن نداريم. اما برايمان بهتر است. حسن ديگرمورس نمي‌زند. آهست زمزمه مي‌كند: «نكنه بازم بچه‌ها حمله‌اي كرده‌اند». مي‌گويم: «شايد». يك نفر كه روي ما افتاده مي‌گويد اوضاع خيلي قاراشميش است. مي‌خواهند ببرند اعداممان كنند. حسن مي‌خندد. و من براي عاديسازي سعي مي‌كنم صداي نفسم را بلند كنم. آه مي‌كشم و بلند مي‌گويم: «يا علي!». علي آقا يك دفعه از گوشهٌ سمت راست ماشين داد مي‌زند: «من!». و بعد بدون اين كه منتظر بماند ادامه مي‌دهد: «من هستم قربان! علي صفاپور من هستم!». همه مي‌زنند زير خنده. حيف كه قيافه‌اش را نمي‌شود ديد. والا حتما با همان چشمهاي ازكاسه درآمده نگاه مي‌كند و متعجب است كه به‌چه مي‌خنديم. يكي از بچه‌ها مي‌گويد: «بيشين بابا دلت خوشه!».&lt;br /&gt;ماشين مي‌پيچد و ما دوباره روي هم مي‌غلتيم. معلوم است براي اين كه رد گم كنند الكي دارند دور مي‌زنند. حسن پاي كسي را كه افتاده روي صورتش كنار مي‌زند و مي‌گويد: «داداش اقلا بذار اونا اعداممون كنن اسممون بره تو ليست شهدا». پا جمع مي‌شود و من فرنچم را بيشتر كنار مي‌زنم. حسن نفس تازه مي‌كند. مي‌گويد: «داشتم خفه مي‌شدم». به‌بچه‌ها نگاه مي‌كنم. 30-40 نفري مي‌شويم كه توي هم چپانده شده‌ايم. آن قدر پر است كه پاسدارها جاي سوار شدن نداشته‌اند. در را به‌سختي بسته‌اند و مي‌دانيم كه با ماشين ديگري دارند اسكورتمان مي‌كنند.&lt;br /&gt;يكي ديگر از بچه‌ها چشم‌بندش را بر مي‌دارد و مي‌گويد: «اقلاً اين روز آخر چهار تا آدم ببينيم و بريم اون دنيا». نفس بلندي مي‌كشد و ادامه مي‌دهد:‌«زندگي چقدر زيباست!». يكي ديگر «هيس س س...» بلندي مي‌كشد. بچه‌ها خطر را احساس مي‌كنند و ساكت مي‌شوند. اما كسي كه چشم‌بندش را باز كرده ول كن نيست. مي‌گويد:‌«كسي غريبه نيست...». حسن مي‌گويد اوضاع درست مثل مهر60 شده. آن موقع هم همين جوري بچه‌ها را دسته دسته براي اعدام مي‌بردند. به‌پاسدار خودشان هم رحم نكردند. كسي كه چشم‌بندش را باز كرده مي‌گويد:‌« با اين تفاوت كه حالا از ترس مرگ دست به‌قتل‌عام زده‌ن». علي آقا با لكنت مي‌پرسد:‌«ق ق ق قتل‌عام؟». حسن مي‌خندد و مي‌گويد:‌«نترس بابا با تو كار ندارن!». ولي كسي كه چشم‌بندش را باز كرده مي‌گويد:‌«چي چي رو كار ندارن؟ همه رو از دم تيغ مي‌گذرونن». يكي ديگر مي‌گويد:‌«همين ديروز 300نفر رو اعدام كرده‌ن». صداي ابوالفضل را مي‌شناسم. با هم توي قزل بوديم. مي‌گويم:‌«طوطي». بعد صداي طوطي در مي‌آورم. ابوالفضل قاه قاه مي‌خندد و صدايم مي‌كند. مي‌فهمد من هم آن جا هستم. احوال طوطي را مي‌پرسد. مي‌گويم با دستهٌ قبلي از سلولمان بردندش. آهي مي‌كشد و مي‌گويد حتما تا به‌حال اعدام شده. حسن مي‌پرسد كي را مي‌گويم؟ مي‌گويم قاسم طوطي را. بعد از ياد آوردن چهرهٌ خندان قاسم، وقتي كه پاسدارها را توي بند علاف «طوطي» كرده بود، خنده‌ام مي‌گيرد. يك صبح تا ظهر آنها را سر كار گذاشته بود كه طوطي وارد بند شده. چند شب وقتي مي‌خوابيديم بالاي سر دو تا از آنتنها صداي طوطي در مي‌آورد. بعد خودش چو انداخت كه ديشب طوطي ديده است. بالاخره پاسدارها ريختند توي بند تا طوطي را دستگير كنند. حاج داوود بيشتر از همه گرفته شده بود. در گزارش يكي از آنتنها آمده بود كه بچه‌هاي بندهاي مختلف به‌وسيلهٌ طوطي حرفهايشان را به‌يكديگر منتقل مي‌كنند. حاج داوود به‌دنبال «كشف ارتباط» تا ظهر تمام كارتن لباسهايمان را هم گشت. آخر سر هم به‌اين نتيجه رسيد كه احتمالا طوطي در بند ديگري است. بعد از آن قاسم شد قاسم طوطي. ابوالفضل مي‌گويد:‌«بالاخره طوطي كار داد دستش». حسن با بي‌حوصلگي جواب مي‌دهد:‌«نه بابا به‌او مسائل ربطي نداره». كسي كه چشم‌بندش را باز كرده مي‌گويد:‌«علتش اينه كه آدم دم مرگ بيشتر لگد مي‌زنه تا شايد عزرائيل دست از سرش برداره، اينا از شاه خوب درس گرفته‌ن». و در جواب «درس» علي آقا ادامه مي‌دهد: «مگه يادت نيس گفت بزرگترين اشتباهش آزادي زندونياي سياسي بود». علي آقا بازهم نمي‌فهمد. مي‌پرسد: «خب كي خواست آزاد كنن؟ نكنن! اما چرا دسته دسته قتل‌عام مي‌كنن؟». و حسن كلافه شد و گفت: «خب خنگ خدا اگه نكنن اونا ميآن آزاد مي‌كنن». باز هم علي آقا مي‌پرسد: «كيا؟». حسن ديگر جواب نمي‌دهد. اما كسي كه چشم‌بندش را باز كرده مي‌گويد: «همونا كه تا دروازهٌ كرمانشاه اومدن». علي آقا با دلسوزي مي‌پرسد، نمي‌شود كاري كنيم كه اعداممان نكنند. يك جوري، با يك حرفي، يك سياستي، چيزي. يكي از بچه‌ها كه تا به‌حال ساكت بوده است جوابش را مي‌دهد كه بعضي وقتها كار به‌جايي مي‌رسد كه تنها وظيفهٌ آدم باشرف مردن است. علي آقا تازه شير فهم شده ساكت مي‌شود. كسي كه چشم‌بندش را باز كرده مي‌گويد رژيم مي‌خواهد با قتل‌عام يأس حاكم كند. مي‌خواهم از او بپرسم ازبيرون چه خبر دارند كه ماشين مي‌ايستد. بچه‌ها سريع خودشان را جمع وجور مي‌كنند و ساكت مي‌شوند. فقط كسي كه چشم بندش را باز كرده همان طور مي‌ايستد. به‌او مي‌گويم چشم‌بندش را فراموش كرده است. مي‌خندد و مي‌گويد مي‌خواهد با چشم باز برود جلوي جوخه. حسن مي‌خواهد چيزي بگويد كه در باز مي‌شود. پاسداري فرياد مي‌زند زود پياده شويم. بعد دست يكي‌يكي‌مان را مي‌گيرد و به‌صف مي‌كند. به‌كسي كه چشم‌بندش را باز كرده كه مي‌رسد اول باورش نمي‌شود. با بهت مي‌گويد: «كي گفته چش بندت رو واز كني؟». او خونسرد جواب مي‌دهد: «من باز نكردم». بعد خونسردتر ادامه مي‌دهد: «خودش باز شد». پاسدار، باقنداق تفنگ مي‌افتد به‌جانش و فرياد مي‌كشد: «حالا به‌ات نشون مي‌دم. يا الله زود ببندش». خودش جلو مي‌آيد و چشم‌بند را مي‌بندد.&lt;br /&gt;حسن باز هم پشت من قرار مي‌گيرد. وقتي دست راستش را روي شانه‌ام مي‌گذارد شروع مي‌كند به‌مورس زدن. شانه‌ام را، دوبار، بالا و پايين مي‌اندازم. مي‌فهمد خودم هستم. مجيد قدوسي راه مي‌افتد و فرمان حركت مي‌دهد. راه مي‌افتيم.&lt;br /&gt;حسينيه نيست. حسينيه نه آن قدر دور است و نه آن قدر پله دارد. داريم وارد يك زيرزمين مي‌شويم.&lt;br /&gt;حسن آهسته مي‌گويد: «خودشه». توي دلم از خودم مي‌پرسم: «حاضري؟». صداي حاج مجتبي به‌گوش مي‌رسد. ازپاسدارها مي‌خواهد كه «از اون طرف» ببرندمان.  مجيد قدوسي هي مي‌گويد: «تند، تند، معطل نكنين». مي‌رويم يك گوشه‌اي مي‌ايستيم. پاسدارها مي‌گويند همان طور در جا بنشينيم روي زمين. كسي كه چشم‌بندش را باز كرده بود جلو من ايستاده است. دست مي‌برد و دوباره چشم‌بندش را باز مي‌كند. از سوراخ فرنچم او را نصفه مي‌بينم. پاسداري فرياد مي‌زند:‌«گوساله كي گفت چش بندت رو واز كني؟». بعد پاي ما را لگد مي‌كند و خودش را به‌او مي‌رساند. مهلت نمي‌دهد و با مشت و لگد به‌جانش مي‌افتد. كسي كه چشم‌بندش را باز كرده است دستهاي پاسدار را مي‌گيرد و نمي‌گذارد بزندش. پاسدار مي‌خواهد با لگد بزند كه تعادلش را از دست مي‌دهد و مي‌افتد روي ما. بچه‌ها كنار مي‌كشند. پاسدار به‌زمين مي‌خورد. پاسدارهاي ديگر مي‌ريزند و شروع مي‌كنند همه‌مان را زدن.  مجيد قدوسي از دور فرياد مي‌زند:‌«چه خبره؟». يكي از پاسدارها داد مي‌زند:‌«شورش! شورش!». بچه‌ها ميدان را خالي مي‌كنند.  مجيد قدوسي و حاج مجتبي سر مي‌رسند. حاج مجتبي وقتي جريان را مي‌شنود كه شورش با باز كردن چشم‌بند «اون درازه» شروع شده است مي‌گويد «او» را مي‌شناسد. بعد به‌«او» مي‌گويد راه بيفتد. و بلند بلند مي‌گويد:‌«اين يكي اصلا سؤال و جواب هم نداره. مي‌شناسمش». به‌ما مي‌گويد كه همان جا در جا بنشينم روي زمين. دست حسن مي‌آيد روي شانه‌ام. شانه‌ام را ، دوبار، بالا و پايين مي‌اندازم.&lt;br /&gt;حين درگيري فرنچم را حسابي كنار زده بودم. الان هم الكي روي صورتم انداخته‌ام. تقريبا همه جا را با اين ور و آن ور كردن صورتم مي‌بينم.&lt;br /&gt;جايي ك هستيم يك زير زمين بزرگ است كه تا به‌حال آن را نديده بودم. با چند نورافكن آن را روشن كرده‌اند. رو‌برويمان  ميز بلندي با يك ميكروفن گذاشته شده. دور تا دورمان پاسدارها چيده شده‌اند. حسن آهسته مي‌گويد:‌«سؤال و جواب!؟». مي‌گويم:‌«آره». طرف چپ را نگاه مي‌كنم.حاج مجتبي كسي را كه چشم‌بندش را باز كرده مي‌برد پشت ميز خودش. به‌او مي‌گويد رو به‌ديوار بايستد. زير زمين تقريبا پر است. صد، صد و پنجاه نفري مي‌شويم. دست راستم علي آقا نشسته و همين طوري دارد مي‌لرزد. حسن دوباره تكرار مي‌كند. «چي مي‌خوان بپرسن؟». با آرنج به‌او مي‌زنم تا صبر كند. علي آقا با خودش حرف مي‌زند. درست كه دقت مي‌كنم حرف نمي‌زند. صداي دندانهايش است كه به‌هم مي‌خورند. چنگ مي‌اندازد و زير پيراهنم را با شدت فشار مي‌دهد. به‌او مي‌گويم آرام باشد. اطمينان مي‌دهم كه چيزي نيست. علي آقا مي‌پرسد:‌«چي مي‌خوان بپرسن؟». مي‌گويم نمي‌دانم. از پله‌هاي زير زمين يك عده ديگر را مي‌آورند. مي‌برند گوشهٌ ديگر زير زمين روي زمين مي‌نشانند. زير زمين ديگر اصلا جا ندارد.&lt;br /&gt;حاج مجتبي مي‌رود پشت ميز. ميكروفن را مي‌گيرد دستش. اول فوت مي‌كند و بعد از اين كه صداي فوتش را از بلندگوها مي‌شنود دوباره آن را روي ميز مي‌گذارد. مي‌رود پردهٌ پشت ميز را كنار مي‌زند. كسي را دعوت مي‌كند. صدايش را نمي‌شنوم. اما آخوندي كه بلافاصله از پشت پرده بيرون مي‌آيد، نشان مي‌دهد كه حاج مجتبي چه گفته است. آخوند مي‌آيد و پشت ميز مي‌نشيند. خود حاج مجتبي هم كنار دستش مي‌نشيند. ميكروفن را دوباره مي‌گيرد دستش. بعد ازفوت مي‌گويد: «خب ، حالا همه همين جوري كه نشسته‌ايد چش بندهاتونو واز كنين». همه چشم‌بندها را بر مي‌دارند و با كنجكاوي به‌اطراف نگاه مي‌كنند.&lt;br /&gt;حاج مجتبي شروع مي‌كند. اول مي‌پرسد او را مي‌شناسيم يا نه؟ هيچ كس جواب نمي‌دهد. حاج مجتبي خندهٌ كوتاهي مي‌كند و سينه‌اش به‌خس خس مي‌افتد. بعد بلافاصله ادامه مي‌دهد. كار دارند و بايد هر چه زودتر تمام كنند. معطل نمي‌شود و آخوند را معرفي مي‌كند. حاج آقا نيري از طرف خود امام است. براي تعيين تكليف زندانيها آمده تا با نظارت مستقيم خودش به‌كارها رسيدگي كند. حسن مي‌گويد يك بار ديگر هم او را در زندان ديده است. مي‌پرسم چه كاره است؟ حسن مي‌گويد نمي‌داند. «يه حرومزاده مثل اوناي ديگه». علي آقا با خودش قسم مي‌خورد كه كاري نكرده است. دروغ هم نمي‌گويد. كاري به‌سياست ندارد. مي‌خواهد زندگي شرافتمندانهٌ بي‌درد سر خودش را داشته باشد. چشمش مي‌افتد به‌يكي از بازجوها كه در سمت راست حاج آقا نيري ايستاده. بي‌اختيار نيم‌خيز مي‌شود و با دست به‌او علامت مي‌دهد. بازجو او را نمي‌بيند. علي آقا مي‌گويد: «خودشه، همون قد كوتاهه بازجوم بود». بعد وقتي به‌نتيجه نمي‌رسد با افسوس ادامه مي‌دهد:‌«اگه بشه ببينمش خودش توي جريانه. ميدونه من هيچ كاره‌ام».&lt;br /&gt;حاج مجتبي مي‌گويد‌: « الحمدالله كسي نيست كه منو نشناسه. يا خودمو ديده‌ين يا عكسمو». به‌علي آقا مي‌گويم آرام باشد تا حرفهاي حاج مجتبي را بهتر بشنوم. حاج مجتبي ادامه مي‌دهد:‌«اين چن ساله من به‌همهٌ زندونيا گفته‌م آزادي را باهاس توي خواب ببينن. فوق فوقش اينه كه اول همه‌تونو مي‌ذاريم گوشهٌ ديوار بعد خودمون مي‌ريم». راست مي‌گويد. هركس با حاج مجتبي برخورد داشته اين را چند بار شنيده است. توي حسينيه هم جلو همه گفت. حاج مجتبي هميشه مي‌گفت اگر قرار باشد روزي «خلق قهرمان» بريزند توي اوين تا زندانيها را آزاد كنند، همه را به‌گلوله مي‌بندد. نمي‌گذارد يك نفرمان زنده در برويم. بعد هم سر خودشان هر چه آمد، آمد. نمي‌دانم حسن چرا مي‌خندد! علي آقا به‌گريه مي‌افتد. حسن مي‌گويد:‌ «پس معلومه ”خلق قهرمان” الان پشت ديوارهاي اوين‌اند». حاج مجتبي سينه‌اش را صاف مي‌كند:‌ «ما ديگه اين قدر جا نداريم بديم كه شماها رو نيگر داريم». حاج آقا نيري ريشش را مي‌خاراند. «نون اضافه نداريم بديم شما بخورين فردا بشين مار براي جون خودمون». حسن مي‌زند روي زانويم. با شادي مي‌گويد:‌«باور كن پشت ديواران». علي آقا قسم مي‌خورد كه اگر يك اعدام ببيند سنكوپ مي‌كند. زهره ترك مي‌شود. حاج مجتبي مي‌گويد: « بعد از جرياناي اخير من نظرم اين بود كه باهاس زودتر از هر چيز از شّر شماها خلاص شيم. اما از اون جا كه حضرت امام هميشه نظر رأفت و عطوفت به‌شماها دارن فرمودن تا آخرين شانس رو هم به‌شما بديم». حاج آقا نيري جابه‌جا مي‌شود. دو زانو مي‌نشيند روي صندلي. عبايش را دور خودش مي‌پيجد و سرفه مي‌كند. حاج مجتبي ادامه مي‌دهد:‌«براي همين هم حاج آقا نيري از طرف امام تشريف آوردن اين جا تا آخرين حرفها رو با شما بزنن». ميكروفن را مي‌دهد دست حاج آقا نيري. حاج آقا نيري دوباره سينه‌اش را صاف مي‌كند. اول آهسته آهسته شروع مي‌كند. حرف تازه‌اي ندارد. همه‌اش را از حرفهاي حاج مجتبي فهميده‌ايم. همهٌ زندانيها بايد براي آخرين بار موضع خودشان را نسبت به‌جمهوري اسلامي و حضرت امام مشخص كنند. حاج مجتبي مهلت نمي‌دهد:‌«يا اعدام يا امام». حاج آقا نيري از دستپاچگي حاج مجتبي دلخور مي‌شود. با متانت بيشتر حرف خودش را مي‌زند. «عطوفت» و «نظر لطف» امام را يادآوري مي‌كند. و حاج مجتبي با تردستي حرف را از او مي‌قاپد. دو باره تكرار مي‌كند:‌«همين امروز، همين الان، يا اعدام، يا امام». حسن مي‌غرد:‌«مگه تا به‌حال موضعمون مشخص نبود؟». علي آقا مجدداً قسم مي‌خورد كه با ديدن اولين اعدام زهره ترك مي‌شود. ازترس مي‌خواهد سكته كند. مي‌زنم روي پاي حسن. اما حسن گوشش بدهكار نيست. بلندتر قسم مي‌خورد كه مردم را پشت ديوارهاي اوين مي‌بيند. چند نفر بر مي‌گردند ما را نگاه مي‌كنند. علي آقا چشمهايش را بسته و دستهايش را مشت كرده است. اصلاً تكان نمي‌خورد. حسن دوباره قسم مي‌خورد كه در عرض هفت سالي كه زندان است هيچ وقت اين قدر يقين نداشته است. و از من هم مي‌خواهد تا به‌صداي مردم گوش كنم. مي‌گويد خودش دارد صداي شعارها را مي‌شنود. حاج مجتبي مي‌پرسد:‌«خب حالا كي امام رو قبول داره؟». همه سكوت كرده‌اند. پاسدارها قبضهٌ‌ مسلسلهايشان را بيشتر مي‌فشرند. مثل اين كه همه منتظر حرفهاي بعدي حاج مجتبي هستند. حاج مجتبي خوشحال است. دستهايش را به‌هم مي‌مالد و رو به‌حاج‌آقا نيري مي‌كند. مي‌گويد:‌«عرض نكردم؟». منتظر تأييد او مي‌ماند. اما او دست مي‌كند بغلش يك تكه كاغذ در مي‌آورد. ميكروفن را مي‌گيرد و مي‌پرسد:‌«يعني هيچ كس از شما امام رو قبول نداره؟». بعد از يك سكوت كوتاه اسمي را از روي كاغذ مي‌خواند. علي آقا است. علي‌آقا بلند مي‌شود. حاج آقا نيري براي اطمينان بيشتر مي‌پرسد:‌«علي صفاپور شما هستين؟». پاهاي علي آقا آن قدر تند مي‌لرزد كه انگار دارد به‌من لگد مي‌زند. بعد ا ز «بله»ي با لكنتش حاج آقا نيري مي‌پرسد:‌«تو هم امام رو قبول نداري؟». و بلافاصله اضافه مي‌كند:‌«تنه‌ات خورده به‌تنهٌ اينا؟». علي آقا به‌دست و پا مي‌افتد. قسم مي‌خورد بي‌گناه است. اصلاً هم با ما رابطه ندارد. اصلاً حرفهاي ما را نمي‌فهمد. مثل اين كه يك حبابي دور قلبش هست كه نمي‌گذارد حرفهاي ما را بفهمد. حاج آقا نيري با تأكيد مي‌پرسد امام را قبول دارد يا نه؟ علي آقا مي‌گويد:‌«بـ بـ بـ بله كه قبول دارم!». حسن مي‌گويد:‌«بيگير خفه‌اش كنيم!». مي‌زنم روي پايش و آرامش مي‌كنم. حاج آقا نيري مي‌گويد:‌«جونت بالا بياد ديگه پس چرا ساكتي؟». حاج مجتبي، دلخور و با اعتراض، مي‌پرد وسط حرفش:‌«چي چي رو قبول داره؟». علي آقا يك خورده وضعش بهتر شده. بلند مي‌گويد:‌«امام رو ديگه». حاج مجتبي مي‌گويد همهٌ ما را مي‌شناسد. يك رودهٌ راست توي شكممان نيست. هر چه مي‌گوييم دروغ است. مثل اين كه مي‌خواهد حرفش را در جا ثابت كند. مي‌پرسد:‌«امام رو به‌چي قبول داري؟». بعد پوزخند مي‌زند. علي آقا مي‌ماند چه بگويد. من و من‌هايش دوباره شروع مي‌شود. حاج آقا نيري مي‌آيد به‌كمكش. منظور حاج مجتبي اين است كه حضرت  امام رو به‌چه صفتي قبول دارد؟ حاج مجتبي باز هم دور را از دست حاج آقا نيري مي‌گيرد. «يعني تو دلت نميگي به‌دجال بودن قبول دارم؟». علي آقا قسم مي‌خورد. «نه». حاج مجتبي ادامه مي‌دهد:‌«يعني نميگي قبول دارم ضد بشره؟». علي آقا باز هم قسم مي‌خورد. «نه». حاج مجتبي ول كن نيست. «يعني نميگي قبول دارم مرتجعه». علي آقا ديگر مي‌برد. به‌گريه مي‌‌افتد و نمي‌تواند جواب دهد. حاج مجتبي پيروزمندانه مي‌خندد. به‌حاج آقا نيري مي‌گويد:‌‌«عرض نكردم؟». حاج آقا نيري دلخور است. نمي‌خواهد بازي كاملا دست حاج مجتبي باشد. ريشش را مي‌خاراند و مي‌خواهد چيزي بگويد. حرفي ندارد. كسي كه چشم‌بندش را باز كرده بود يك دفعه مي‌پرد جلو ميز. با مشت مي‌كوبد روي آن و فرياد مي‌زند:‌‌«مرگ بر خميني...». حاج آقا نيري آن چنان سرش را به‌عقب مي‌كشد كه عمامه‌اش مي‌افتد. پاسدارها به‌طرف ميز هجوم مي‌برند. اول از همه دهان كسي را كه چشم‌بندش را باز كرده مي‌گيرند. شعارهايش نامفهوم مي‌شود. حاج مجتبي به‌پاسدارها كمك مي‌كند و او را كشان كشان مي‌برند. چند بار صداي شعارها مي‌آيد و قطع مي‌شود. با صداي اولين گلوله ديگر صدا به‌كل قطع مي‌شود. بعد از آن صداي دو گلولهٌ ديگر مي‌آيد. چند لحظه بعد حاج مجتبي كلت به‌دست بر مي‌گردد و مي‌نشيند روي صندليش. با غضب به‌علي آقا نگاه مي‌‌كند و مي‌پرسد:‌«خب، حالا امام رو قبول داري؟». علي آقا به‌من نگاه مي‌كند. مي‌خواهم پاره پاره‌اش كنم. اما او چشمهايش را مي‌بندد. مشتهايش را به‌هم فشار مي‌دهد. سرش را بالا مي‌گيرد و اين بار اصلا من و من نمي‌كند. فرياد مي‌زند:‌«نه ديگه...حباب تركيد».&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#ffff33;"&gt;برگرفته از سايت&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a class="links" href="http://www.ragbarha.com/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;رگبار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;2دي67      &lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109364317694540548?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109364317694540548/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109364317694540548' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109364317694540548'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109364317694540548'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/08/blog-post_27.html' title='بياد هزاران گل سرخ پرپر شده در زندانهای خمينی دژخيم در '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109249779358011300</id><published>2004-08-14T08:36:00.000-07:00</published><updated>2004-08-14T08:36:33.580-07:00</updated><title type='text'>خشونت و دروغ بن مايه هاي اسلام است </title><content type='html'>&lt;table id="HB_Mail_Container" height="100%" cellspacing="0" cellpadding="0" width="100%" border="0" unselectable="on"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr height="100%" unselectable="on" width="100%"&gt;&lt;td id="HB_Focus_Element" valign="top" width="100%" background="" height="250" unselectable="off"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="color:#ffff99;"&gt;خشونت و دروغ بن مايه هاي اسلام است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مطلب ذيل ازانسان آزاده جناب آقاي علي سجادي مي باشد ‍‍‍، كه تقديم حضور مي گردد مسلما خواندن آن براي همرزمان و هم ميهنان خالي از بهره نيست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; &lt;span style="color:#ffff99;"&gt;خشونت و دروغ بن مايه هاي اسلام است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;آيت الله خميني: اسلام از روز اول « برنامه اش اين بود كه بزند و بكشد و كشته شود»نامه اي به مسؤول هميشگي انتشارات علمي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي نصر الله پورجوادي مطلب اخيري كه در نشر دانش زير عنوان «11 سپتامبر و گفتگوي اديان» نوشته ايد (نشر دانش، مورخ پائيز 1382 ) بسيار مومنانه، غير منصفانه، يكجانبه بود و توهين به شعور ملي ايرانيان. اين نوشته مطلقاً ربطي با اكثر مطالبي كه قبلاً از شما خوانده بودم نداشت؛ گويي نويسندهٌ مقاله مومني ست متوهم كه اساس تفكرش را تئوري توطئه تشكيل مي دهد و هيچ ارتباطي با آن نصرالله پورجوادي ندارد، كه در كنار دانش خود، به ميمنت انقلاب اسلامي و نقش خالِ خود در ايجاد تشكيلات امنيتي در تمام سالهاي انقلاب مسؤوليت «نشر دانش» را در كشور اسلامي برعهده داشته است. انتشار اين گونه مطالب خاصه از قلم كسي كه مي تواند بر روي نسل جوان و كم اطلاع از تاريخ جهان و ايران و اسلام تاثير فراواني بگذارد قابل تامل است. بسياري از مطالبي كه شما به عنوان حقايق تاريخي در اين مطلب عنوان كرده ايد يا مطلقاً نادرست است يا محيلانه دستكاري شده و با حقيقت واقع وفق نمي دهد. و احياناً اگر هم به قصد دستكاري در وجدان خوانندگان به رشته تحرير در نيامده باشد، در اين امر موفق است. به نمونه هايي از آن اشاره مي كنم. اما ابتدا به اين ادعاي شما مي پردازم كه گويا مسيحيان و يهوديان صهيونيست اسلام را دين خشونت معرفي كرده اند. آيا اين طور است؟ شما كه در تهران نشسته ايد، لابد هر روز روزنامه هاي جمهوري مقدس اسلامي از قبيل كيهان و رسالت و لثارات الحسين و جز آن را مي بينيد. آيا خشونتي كه در صفحات اين روزنامه ها موج مي زند از سوي مسيحيان و يهوديان صهيونيست القاء شده؟ آيا روزنامه كيهان كه توسط آقاي شريعتمداري نماينده آيت الله علي خامنه اي رهبر مسلمانان جهان اداره مي شود جيره خوار صهيونيسم جهاني است؟ خشونت ظاهر و مستتر در سخنان ائمه جمعه در تهران و ديگر شهرستانها، به خصوص سخنان آيت الله يزدي رئيس سابق قوه قضاييه و آيت الله خزعلي عضو سابق شوراي نگهبان و آيت الله مصباح يزدي، كه هر سه مورد تاييد رهبر جمهوري اسلامي هستند، ناشي از القاءآت صهيونيسم و مسيحيت است؟ بگذريم از اظهارات خشونت بار آيت الله هاشمي شاهرودي كه تا چندي پيش قرار بود انقلاب اسلامي در عراق را رهبري كند و رياست «مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق» را بر عهده داشت و اينك به يمن «برخي روابط» با سيد علي خامنه اي بر مسند قاضي القضات جمهوري اسلامي ايران تكيه زده است. البته اظهارات ايشان را مي توان حمل بر عدم تسلط ايشان به زبان فارسي كرد و خشونت مستتر در زبان مقدس عربي! بگذريم. جمهوري اسلامي- بنا به آمار و ارقام منتشر شده در روزنامه هاي مورد تاييد ولي فقيه در ايران - در 25 سال حكومتش حدود 50 هزار نفر را اعدام كرده است. در ميان اعدام شدگان بودند بچه هاي ده دوازده ساله اي كه به جرم همراه داشتن «نمك»! اعدام شدند (رجوع كنيد به روزنامه هاي كيهان و اطلاعات و جمهوري اسلامي در سالهاي 1360 تا 1367). اين خشونتها را صهيونيستها و مسيحيان كردند يا مسلمانان به فرمان «رهبر كبير» انقلاب اسلامي؟ آيا همه اينها «تبليغات منفي» دشمنان اسلام است كه در روزنامه هاي عاصمة البلاد اسلام چاپ شده؟ وقتي دوستان اسلام بمنظور گسترش دين، چنان كه خودشان مدعي اند، انتشار خشونت مي كنند، دشمنان چه احتياجي به تبليغات منفي دارند؟ هيچ وقت سعي كرده ايد فرمايشات آيت الله خميني را كه در بيست و چند جلد كتاب نفيس با پول بيت المال مسلمين چاپ شده مطالعه كنيد؟ من كرده ام. باور كنيد خشونتي كه در سراسر آن موج مي زند نياز هرگونه تبليغات منفي از سوي مسيحيان و يهوديان صهيونيست را برطرف مي سازد. حالا كه شنيده ام به هزينه همين بيت المال اين كتاب نه فقط به زبانهاي انگليسي و فرانسه و روسي و چيني و عربي و عبري، بلكه به زبانهاي ممالكي كه متحد استراتژيكي جمهوري اسلامي هستند، چون بوركينافاسو و گينهٌ بيسائو و زيمبابوه و مالي نيز ترجمه شود تا هم فايدهٌ آن عام شود، هم عده اي به نوايي برسند و هم -لابد - دست «صهيونيسم جهاني» و «مسيحيت» براي تبليغ خشن بودن اسلام پرتر گردد تا امثال شما بعداً بتوانند مدعي شوند كه صهيونيسم و مسيحيت مدعي خشونتبار بودن دين مبين هستند! آقاي پورجوادي! شما چطور منكر بديهيات مي شويد؟ البته كه اسلام با ضرب شمشير گسترش يافت. به شمال آفر يقا و اندلس بنگريد كه اين همه كتاب با عنوان «فتحنامه» به زبان عربي دربارهٌ آنها در دست است و شرح كشتارهاي بيرحمانه براي گسترش اسلام در آنها آمده است، با ذكر جزئيات و نام فرماندهان و تعداد و بعضاً نام افراد مقتول و مقاومتهاي آنان. راه دور نرويم. به همين ايران بنگريد كه شما - و بسيار ديگر از نيروهاي ملي- مذهبي! تكرار مي كنيد كه اسلام بدون خشونت به ايران رسيد و مردم ايران نه به اجبار كه از روي رضا وقتي اسلام به آنها عرضه شد مسلمان شدند! نگاهي بياندازيد به تاريخ طبري، و تاريخ بلعمي و ساير تواريخي كه وقايع حمله نظامي اعراب نومسلمان را به ايران شرح داده اند و ببينيد كه آيا بجز شمشير و خونريزي چيز ديگري در آن مي يابيد؟ هيچ فكر كرده ايد اگر ايرانيان اسلام را بدون زور شمشير پذيرفتند، چه لزومي داشت كه اعراب به جنگشان عليه ايرانيان نام «الجلولا» بدهند كه دشت پوشيده از جسد باشد؟ اين چه نوع عرضه اي بود كه براي پذيرش آن دشت پوشيده از جسد لازم مي آمده؟ اين چه عرضه محبت آميزي بوده است كه به قول طبري ابوعبيد ثقفي جوي خون در تيسفون روان كرد؟ (نگاه كنيد به طبري، جلد چهارم) فرمان اميرالمومنين عمر خليفهٌ دوم را خطاب به نيروهاي تازه مسلمان اعراب براي حمله به ايران مسلماً خوانده ايد كه مي گويد: «حجاز جاي ماندن شما نيست مگر آن كه آذوقه جاي ديگر بجوييد كه مردم حجاز جز به اين وسيله نيرو نگيرند. روندگان مهاجر كه به وعدهٌ خدا مي رفتند كحا شدند؟ در زمين روان شويد كه خدايتان در قرآن وعده داده كه آن را به شما مي دهد و فرموده كه اسلام را بر همه دينها چيره مي كند. خدا دين خويش را غلبه مي دهد و يار خود را نيرو مي دهد و ميراث امتها را به اهل آن مي سپارد. بندگان صالح خدا كجايند؟» (تاريخ طبري/ جلد 4/ص 1587) در كجاي اين بيانيه رسمي به قول امروزيها «سرفرماندهي ارتش اسلام» كه براي دست اندازي و حمله به ايران صادر شده ارائه غير خشونت آميز اسلام به ايرانيان مطرح شده؟ نه اين است كه اعراب نومسلمان براي آب و علف بهتر به سوي سرزميني آبادتر هجمه آوردند؟ و تازه برخي از هجمه كنندگان حتي مسلمان هم نشده بودند و بعد از حمله و پيروزي و غارت براي گرفتن سهم از غارت سپاه اسلام مسلمان شدند (از جمله رجوع كنيد به تاريخ طبري، ج 4/ص 1683). در همين جلد از طبري مي تواند داستانهاي گوناگوني از خشونتهاي اعراب عليه ايرانيان بيابيد از حمله به مراسم عروسي و كشتار تا نمونه هايي كه مثلاً فلان سردار عرب به محض آن كه يك پارسي مي بيند با دستبندي كه گمان مي كند طلاست، سريعاً سر او را از تن جدا مي كند تا صاحب آن دستبند طلا شود، و اين همه نه در جنگ، كه هنوز در ماههاي پيش از قادسيه است. بگذريم كه اميرالمومنين عمر خليفه دوم - كه شيوه حكومتي اش از بسياري جهات از سوي امام پخيني مورد تقليد قرار گرفت - فرمان داد كه اموال هر پارسي متعلق به كسي است كه او را به قتل مي آورد. بعد هم وقتي مدعي مي شويد كه آنها - يعني متجاوزان عرب - اسلام را به ايرانيان عرضه كردند، بايد بتوانيد دست كم به اين سوال پاسخ دهيد كه عرضه كنندگان اسلام خود از اسلام چه مي دانستند؟ بر اساس متون تاريخي بسياري از حمله كنندگان بعد از حمله و هنگام تقسيم غنائم مسلمان شدند. بسياري از آنان - از جمله مثلاً جنگجويان قبيله تميم - با وعده غنايم جنگي به سپاه سعد پيوستند. كما اين كه بسياري از جنگجوياني كه درمناطق تحت نفوذ ايران ساساني بودند - از جمله حيره - نيز با همين تدبير عمر و سعد به سپاه «اسلام» پيوستند. بنابراين آنها اگر هم قصد عرضهٌ اسلام را داشتند، از اسلام يقيناً جز غارت و كشتار نمي دانستند. آيا ايرانيان تسليم همين عرضه، و به قول امروزيها «قراءت» از اسلام شدند؟ خجالت هم گرچه غير اسلامياست، ولي بد چيزي نيست. گاهي اوقات - بخصوص وقتي صحبت از دين به ميان مي آيد - سكوت بهترين كارهاست. طرح اين موضوع لاجرم منِ نوعي را وادار مي كند كه حقيقت مطلب را پي جوييم و اين به ضرر همان ديني است كه شما قصد دفاع ازآن را داريد. آقاي پور جوادي! خشونتهايي كه سپاه اسلام در مورد ايرانيان مرتكب شد - و برخلاف توهمي كه درميان شيعيان وجود دارد علي داماد پيامبر و فرزندانش حسن و حسين نيز در اين خشونتها سهم بسزايي داشتند و پس از غارت هم سهم بسزايي بردند - به تفصيل در همين تاريخ طبري آمده، كه نويسنده اش مردي مومن بوده و تفسير قرآنش هم از متون معتبر اسلاميست . اما اين خشونتها و اجبار و زور شمشير كه منتهي به «مسلمان» شدن مردم ايران و مردمان ساير مناطق شد، فقط منحصر به ايرانيان نبود. خود اعراب اولين قربانيان زور و تزوير و شمشير و خشونت محمد بن عبدالله و ديگر صعاليك بودند. كافي ست نگاهي اجمالي به معتبرترين تاريخ زندگي پيامبر اسلام يعني سيره ابن هشام و آنچه وي و ابن اسحق روايت كرده اند بياندازيد تا دريابيد كه بنيانگذار اسلام چگونه با ضرب شمشير و زور و بدون رعايت هيچگونه مباني اخلاقي و انساني حكومت خود را به شبه جزيره تحميل كرد و گسترش داد. مگر اين كه معتقد باشيد ابن هشام و ابن اسحق هم صهيونيست بوده اند! در ميان كدام يك از حدود هشتاد غزوه و سريه اي كه پيامبر اسلام در آنها شركت داشته و يا به فرمان او انجام شده، مي توانيد نشان بدهيد كه قصد پيامبر و يارانش «عرضهٌ» اسلام بوده است؟ به استناد همه متون تاريخي باقي مانده، هدف اصلي در تمام آنها داراييهاي كاروانهايي بوده كه از سوي پيامبر و يارانش مورد هجوم واقع شده اند. حتي يك نمونه هم در تاريخ طبري و تاريخ بلعمي و سيرة رسول الله كه از امهات كتب تاريخي اسلام است و تاكنون هيچ مورخ و مومن اسلاميصحت آنها را مورد سوال قرار نداده، نمي توانيد نشان بدهيد كه در آن گفته شده باشد هدف از انجام حمله هاي پيامبر و يارانش به كاروانهاي تجارتي، اشاعهٌ دين - به هر معني مگر به معني راهزني - بوده است، بلكه دست كم در دو مورد پيامبر يارانش را از حمله به كارواني بازداشت زيرا جاسوسان خبر داده بودند «اموال قابل اعتنايي» در آن نيست. اين استنباط از معني كلمه هاي غزوه و سرّيه هم مشهود است. اگر المنجد دم دست نداريد نگاهي بياندازيد به منجدالطلاب. باز هم لازم است پيش بروم؟ بعد به مساله صلح آميز بودن اسلام پرداخته ايد و استدلال كرده ايد كه لفظي كه در فارسي و لاتيني براي صلح به كار مي رفته درواقع ضد جنگ بوده (آشتي و pax) و از اين مقدمه درست اين نتيجه نادرست را گرفته ايد كه چون در اسلام صلح با واژه «سلام» بيان مي شود پس اسلام دين صلح است! ولي تجاهل العارف كرده و مطلقاً خود را با اين حقيقت آشنا نشان نداده ايد كه «اسلام» به معني تسليم است (submission) و نه صلح (peace) ! اين استدلال شما مرا به ياد استدلالي انداخت كه برخي از كمونيستهاي وطني در كردستان در قبال هيات اعزامي دولت موقت كردند و به آنها گفتند براي «صلح» بايد دولت مركزي نيروهايش را از كردستان خارج كند، پادگانها را همراه با سلاحهاي سنگين به ما واگذار كند و آن گاه ما براي «صلح» آماده ايم، يعني اول «تسليم» شويد و بعد صلح مي كنيم! اسلام هم دقيقاً به معني تسليم بلاقيد و شرط است، اگر تسليم شويد در كنف حمايت آن مي مانيد؛ يعني چيزي شبيه آنچه مافياي ايتاليايي بنياد نهاد: اگر كسبه باج مي دادند از آنها حمايت مي كرد و اگر نمي دادند اوباش را براي تخريب محل كسب آنها مي فرستاد. بي جهت نيست كه اصلاح طلبان حكومت اسلاميار بدنهٌ نظام مقدس اسلاميبعنوان «مافيا» ياد مي كنند. البته شباهتهاي ديگري هم ميان اسلام و مافيا وجود دارد، از جمله اين كه خروج از هر دو غير ممكن است و منجر به قتل مي شود! مطمئن هستم كه شما فرق بين تسليم و صلح را مي دانيد، اگر چه در اوايل انقلاب كه به همراه ديگر روشنفكران ديني چون عبدالكريم سروش و حداد عادل و امثالهم تبليغ ولايت فقيه مي كرديد فرق بين آزادي راي و سلب راي از مردم را نمي دانستيد، چون از مردم راي گرفتيد كه بنا به ولايت فقيه ديگر حق راي نداشته باشند! بعداً اشاره كرده ايد به برخي از آياتي كه در قرآن اشاره به «صلح» دارند. در اين مورد هم بسيار غير منصفانه عمل كرده ايد و مرا از جمله ياد دعواي لفظي بازرگان و خميني انداختيد وقتي كه رهبر انقلاب اسلامياز مردم ايران خواست جاسوسي يكديگر را بكنند و «فقط دو تا خانه اينور و آنور» شان را بپايند و خبركِشي كنند. اين تقاضاي رهبر اسلام با مخالفت مهندس بازرگان مواجه شد و آيه از قرآن آورد كه «لاتجسسوا...» ولي بلافاصله آقاي خميني با پرخاش امامانه (يا چنان كه روشنفكران ديني از او ياد مي كردند «پيامبرگونه») فرمودند كه چرا «همه اش آيات رحمت» را در قرآن مي خوانيد اين همه آيات جنگ و قتال را چرا نمي خوانيد؟ بنده هم همين سوال را از شما مي كنم، چرا شما به معدودي از «آيات رحمت» بند كرده ايد؟ بگذريم كه همين آيات باصطلاح رحمت نيز بر بستري از خشونت قرار دارند. نگاهي به جزوه هايي كه كلمات قرآن را شمارش كرده اند بيندازيد، و اگر نداريد بگوييد تا يك نسخه از آن را برايتان بفرستم - و ببينيد كه بيشترين كلمه هايي كه در سراسر قرآن به كار رفته اشتقاقهاي «قَتَلَ» است. بعد تازه مدعي مي شويد كه صهيونيست هاي مسيحي و يهودي تبليغ منفي كرده اند كه اسلام دين خشونت است، يعني مي فرماييد قرآن را هم صهيونيستهاي مسيحي و يهودي روايت كردند و نوشتند؟ محمد بن عبدالله و ابن مسعود و عايشه و علي و ابوبكر و عمر ئ عثمان هم يهودي و صهيونيست بودند؟ اين چند نمونه را كه ماحصل دانش وسيع اسلاميآيت الله خميني پيشواي عاليقدر انقلاب اسلام و شخص شما بود محض يادآوري نقل مي كنم: «مذهبي كه در آن جنگ نيست ناقص است. اگر به حضرت عيسي سلام الله ع&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109249779358011300?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109249779358011300/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109249779358011300' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109249779358011300'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109249779358011300'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/08/blog-post.html' title='خشونت و دروغ بن مايه هاي اسلام است '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109057604951188168</id><published>2004-07-23T02:34:00.000-07:00</published><updated>2004-07-23T02:47:29.510-07:00</updated><title type='text'>درختها ايستاده ميميرند </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ffff33;"&gt;درختها ايستاده ميميرند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;امروز ۱۹ تير ۱۳۸۳ ميباشد .من در اتاق خويش تنها وخموشم و به ياد ياران وعزيزاني هستم كه در روز ۱۸ تير در تهران دستگير و بازداشت شده اند و در حالحاضر در بازداشتگاه اطلاعات يا سپاه ميباشند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;طبق خبر موثقي از&lt;span style="color:#ffff33;"&gt; دو شيزه روشنك بهشتي&lt;/span&gt; عضو خبرنگاران بدون مرز روز۱۸تير در مقابل درب دانشگاه تهران تعدادزيادي ازجوانان اين مرز بوم دستگيرشده اند منجمله تعدادي از كادر مركزي شوراي ملي ازاديخواهان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;جداي از گرايشات سياسي اين عزيزان. تمام انها جزو افراد روشنفكر ونوانديش اين جامعه ميباشند كه ميتوانستند در اينده ايران موثر باشند .كه با اسارت انها فرياد واعتراضشان در گلو خفه ماند .البته اين خواست استبداد بود.در درونم اتشي برپاست با تمام انها هم اوا شده ام وعليه استبداد فريادميزنم.ايا هيچ به اسيران در بند فكر كرده ايد به انهائي كه هر لحظه انتظارمرگ وجوخه اعدام را دارند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;هيچ اميدي نيست همه درها بسته است گوشها هيچ صداي فريادي را نميشنوند .ناله جوانان وطن در دل خاك سرد خاموش ميشود وجغد استبداد مستانه بر نعش فرزندان وطن ميخند د .هيچ فريادرسي نيست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;از تير ۱۳۸۲ تا به امروز يك سال ميگذرد .زندانيان اين يك سال,اعداميها,واسيران بند چه زود به فراموشي سپرده ميشوند وباز امسال اسيران وقربانيان جديد.از خود ميپرسم د يو سياه استبداد تا كي قرباني ميگيرد اين همه داغ بس نيست مگر اين جوانان چه ميخواهندغير از حق وحقيقت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;مگر ابراز عقيده جرم است مگر دگر انديشي و نو انديشي جرم است تا كي مابايد تاوان ارتجاع و استبداد حاكم را بدهيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ام اين بيداري ,اين اعتراضها مرا بانگ ميدهد و اميدوارم ميكند,اميدوار كه راهي را كه در پيش گرفته ام عاقبت به ازادي منتهي ميشود و وطن از ظلم واستبداد رهائي ميابد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;و باز به خود ميگويم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;اندكي صبر صحر نزديك است&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;شمع نو)مجيد كريمي )&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;تاريخ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ۱۳۸۳.۴.۱۹&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109057604951188168?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109057604951188168/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109057604951188168' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109057604951188168'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109057604951188168'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/blog-post_23.html' title='درختها ايستاده ميميرند '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109053085607706886</id><published>2004-07-22T14:03:00.000-07:00</published><updated>2004-07-22T14:14:16.076-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;شوراي ملي آزاديخواهان ايران &lt;br /&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;NO:107m140 &lt;br /&gt;Date:17/7/2004&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;بپا خيزيد الا اي سوگواران &lt;br /&gt;الا اي وارثان سربداران &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;بپا خيزيد بپاخيزيد&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;در جهت اطلاع رساني و تقاضاي پشتيباني از تمام ازاديخواهان وازاد-انديشان جهان و ايران به اطلاع ميرساند از روز ۱۸ تيرماه&amp;nbsp;۱۳۸۳&amp;nbsp; كادر مركزي شوراي ملي ازاديخواهان به همراه دهها تن ديگر وهمچنين دوشيزه روشنك بهشتي عضو خبرنگاران بدون مرز دستگير و در زندان ۵۹ سپاه مكان نگهداري ديگر يارانمان &lt;br /&gt;.به سر ميبرند&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;.بدين وسيله فعالين شوراي ملي ازاديخواهان در داخل وخارج از كشوراعلام مينمايند كه تا ازادي ياران در بندمان( تمام زندانيان سياسي) ورهائي ايران عزيزمان از چنگال استبداد حاكم نهضت شوراي ملي ازاديخواهان ادامه دارد و همچنان در كنار خلق &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;قهرمان ايران از مبارزه دست بر نخواهيم داشت&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;بدين وسيله ازكليه رسانه هاي خبري و سازمانهاي مدافع حقوق بشر-ازادگان جهان ياري به ماو ديگر يارانمان را به هر نحو ممكنه را خواهانيم&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;(استبداد بداند درخت انديشه تازه جوانه زده است)&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;پاينده ايران.&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;به اميد ازادي و رهائي ايران &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;با سپاس از تمام ازاديخواهان و ازاد انديشان&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;فعالين شوراي ملي ازاديخواهان درداخل و خارج از كشور&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;ياد شهيدان شوراي ملي آزاديخواهان ايران گرامي باد &lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ffff33;"&gt;قاصدك فرهمند -&amp;nbsp; موسي فرخ - قادر رباني -&amp;nbsp; سعيد سلوك -&amp;nbsp; ابراهيم در گزي - ناصر چاوش - نورالدين نجفي- رسول حاجي آباد -&amp;nbsp; لاله&amp;nbsp; يزدي&amp;nbsp; -&amp;nbsp; حميد نهاوندي&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&amp;nbsp;فرزاد عوض زاده&amp;nbsp; - رحمان سيستاني -&amp;nbsp; مليحه صادقي - عارف هدايتي -&amp;nbsp; طاهره قاسم زاده - اسحاق خانزادي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;Email:shorayemelliazadikhahan@yahoo.com &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; Email:shorayemelliazadikhahan@hotmail.com&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109053085607706886?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109053085607706886/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109053085607706886' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109053085607706886'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109053085607706886'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/blog-post_109053085607706886.html' title=''/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109052989052257615</id><published>2004-07-22T13:52:00.000-07:00</published><updated>2004-07-22T13:58:10.523-07:00</updated><title type='text'>كوروش صحتي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;ياد ياران &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;هفته گذشته يكي از بدترين هفته هايي بود كه تا بحال گذرانده بودم حتيشايد سخت تر و زجرآورتر از هفته هايي كه در سلولهاي مخوف رژيم طي كردم. در آن روزهاي طات فرسا آنچه توان روحي ام را افزايش مي داد اتحاد همبستگي و شور مبارزاتي ياران در زنجيرم بود.آنهايي كه هرگاه ميله هاي قطور زندان مي خواستند ياس و نااميدي را بر منحاكم سازند ايستادگي و مقاومتشان مرا به آينده اميدوار مي كرد.آينده درخشاني كه همه ما در آن روز خود را مديون فداكاري فرزندان مبارزايران خواهيم يافت. اما هيچ حق ويژه اي براي كسي قائل نخواهيم شد چرا كهاساس مبارزه ما بر پايه از بين بردن هرگونه حق ويژه و تبعيض استوار است.شايد خيلي ها دوستان مبارزم در زندان اوين را قهرمان بپندارند اما بهنظر من آنها جواناني هستند ميهن دوست آزاديخواه و عدالت طلب. از همهمهمتر حاضر هستند در راه اعتقادات خويش هرگونه سختي و مرارت را تحملكنند. اما آنها نيز مانند تمام انسانها كامل نيستند. از خطا مصون نبوده وس?يق مختلغي دارند. وقتي كه خبر اعتصاب غذاي سراسري زندانيان سياسي در اوين را شنيدم بر درستيبرداشتم از دوستان مبارزم يقين يافتم. اما اخباري كه بعد از آن مي رسيد بسيار تاسف آور بود. هرچند از همان ابتدا مي شد دست پنهان عوامل امنيتيرژيم در انتشار نامه هايي عليه مبارزين را ديد.آخر چطور اكبر محمدي مي توانست با عوامل رژيم همكاري كند. كسي كه به شهادتكساني كه از نزديك او را مي شناسند سمبل مقاومت و ايستادگي در برابردژخيمان رژيم است. آن اكبري كه من مي شناختم با آن اكبري كه در آن نامه هايكذايي توصيف شده بود از زمين تا آسمان تفاوت داشت. يا چگونه مي شد باوركرد كه منوچهر و سياوش(۱) دو جواني كه بهترين سالهاي عمر خود را در شكنجهگاههاي رژيم گذرانده اند به سرسپردگي رژيم درآمده باشند.از آن طرف نامهايي در پايان نامه ها ديده مي شد كه هركدام از آنها يادآوراستقامت و مظلوميت جوانان مبارز ايراني اند.از احمد باطبي ياد كنم. احمدي كه هربار مي ديدمش او را مصمم تر و آگاهتراز قبل مي يافتم. يا پيمان پيراني كه در خانواده اي مبارز پرورش يافت وهمچون پدر گرامي اش هرگز تسليم ستمگران نشد. آيا مي شد دكتر فرزاد و اميد(۲) كه در صداقت و صراحت همتا ندارند نامهاي را امضائ كنند و تو آنرا قبول نداشته باشي. مگر آنكه آنها را از نزديكنشناخته باشي. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;يا سعيد شاه قلعه اي(۳) جوان مبارزي كه غرب را با تمام فريبندگي اش رها كرد تا از حقوق پايمال شده ملت ايران دفاع كند. هرچند شيوه مبارزاتي او را قبول ندارم اما چگونه مي توانم در جوانمردي و عشق به آزادي سعيد شك كنم. جو ايجاد شده چنان نامناسب بود كه فشاري طاقت فرسا را تحميل مي كرد. نويسندگان و فعا?ن سياسي دلسوز در اين مدت با پيامهاي خود بر نقش مزورانه رژيم در ايجاد اين تنش ساختگي و لزوم حفظ اتحاد ميان نيروهاي مبارزتاكيد كردند. اما دستهايي در اين ميان خواسته يا ناخواسته جو را ملتهب ترنمودند. اكنون كه توطئه مزدوران رژيم در ايجاد شكاف ميان مبارزين و جعلي بودن نامه ها آشكار شده و بار ديگر اتحاد و همبستگي را در ميان نيروهاي مبارز شاهد هستيم بهتر است بر عملكرد خود نظري بيافكنيم. دوستاني كه دراين مدت شكيبايي نشان نداده و عليه افرادي موضع گيري كردند از اين پس فريب جوسازيهاي رژيم را نخورند چرا كه نظام استبدادي حاكم از طريق ايجاداخت?ف در ميان صفوف مبارزين و تخريب چهره آنها به اهداف خود خواهد رسيد.مدتها است كه رژيم در بن بست سياسي قرار گرفته و به هر شيوه اي براي خروج از اين بن بست متوسل خواهد شد. پس نبايد بسادگي اسير اين ترفندها شد.هفته گذشته با تمام فراز و نشيبهايش به پايان رسيد و درسهاي فراواني را به ما آموخت. اكنون بر ماست كه همدل و يكصدا بدور از وابستگي هاي سياسي و حزبيبه مسئله اصلي كه همان اعتصاب غذاي زندانيان سياسي است توجه كرده و از آنان حمايت كنيم.جوانان مبارز ميهن فرياد مظلوميت و آزاديخواهي خود را سر داده و چشم انتظارحمايت ملت اند. آنها را تنها نگذاريم. ايران فردا ايراني آزاد و آبادخواهد بود اگر امروز به خود آئيم و حركت كنيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;.پي نوشت:-۱ منوچهر محمدي و امير عباس فخرآور &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;دكتر فرزاد حميدي و اميد عباسقلي نژاد-۳ سعيد شاه قلعه اي عضو سازمان مجاهدين خلق ايران &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;كوروش صحتي۸۳/۴/۳۱&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109052989052257615?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109052989052257615/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109052989052257615' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052989052257615'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052989052257615'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/blog-post_109052989052257615.html' title='كوروش صحتي'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109052807115204731</id><published>2004-07-22T13:26:00.000-07:00</published><updated>2004-07-22T13:27:51.153-07:00</updated><title type='text'>قسمتي از فرمان كوروش </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;قسمتي از فرمان كوروش&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;تا وقتي پادشاه ايران و بابل و كشورهاي چهارگانه هستم نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ستم كند و اگر كسي ناتوان بود و بر او ستمي رفت از وي دفاع خواهم كرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمكاران را به كيفر خواهم رساند.* تا روزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال و اموال ديگري را با زور و يا هر روش نادرست ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد.* تا روزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت كسي كسي را به بيگاري بگيرد و به او مزد ندهد.* اعلام مي كنم همه آزاد هستند دين و آييني را كه ميل داردبرگزيند و در هرجا كه مي خواهد سكونت گزيند و به هرگونه كه معتقد است عبادت كند و معتقدات خود را به جاي آورد و هر كسب و كاري را كه مي خواهد انتخاب نمايد، به شرطي كه حق و حقوق كسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.* اعلام مي كنم كه هر كسي پاسخگوي اعمال خود مي باشد و هيچكس را نبايد به انگيزه اينكه يكي از بستگان خلاف كرده است مجازات كرده و اگر كسي از دودمان يا خانواده اي خلاف كرد تنها همان كس به كيفر برسد و با ديگر مردمان و خانواده كاري نيست.* تا روزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و كنيز و نامهاي ديگر بفروشند و اين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد. از مزدا مي خواهم كه مرا در تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران، بابل و ممالك چهارگانه گرفته ام پيروز گرداند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109052807115204731?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109052807115204731/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109052807115204731' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052807115204731'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052807115204731'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/blog-post_109052807115204731.html' title='قسمتي از فرمان كوروش '/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109052783437172101</id><published>2004-07-22T13:15:00.000-07:00</published><updated>2004-07-22T13:25:35.540-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;پنجشنبه، 7 خرداد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;همراهان سازمان علم حق و عدالت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://reza515.persianblog.com/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;http://reza515.persianblog.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;آنچه سرسپردگان مي گويند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;:سرتيپ دوم سپاه حسين الله كرم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;هركس بخواهد خلاف موج انقلاب حركت كند، دست و پايش را خواهيم شكست.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;:سرتيپ محسن رفيقدوست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;اين ماجرا [مساله سخنراني 13 رجب آيت الله منتظري] تنها زماني تمام خواهد شد كه سر فتنه از بدنش جدا شود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;.سرتيپ قاسم سليماني: اگر سپاه فقط براي خون دادن است ما اين لباس را مي بوسيم و كنار مي گذاريم. ما هستيم براي اين كه كسي خلاف مقام عظماي ولايت غلطي نكند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;:سرلشگر رحيم صفوي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;بعضي ها را بايد گردن بزنيم. بعضي ها را زبانشان را قطع مي كنيم و دست و قلم بعضي ها را بايد شكست&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;:سرتيپ محمدرضا نقدي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;ما طاقت نداريم خلاف اسلام چيزي را ببينيم. كه كه نگران اسلام در قلب اروپا در بوسني هرزگوين هستيم، اگر كسي بخواهد در اين كشور اسلامي چيزي خلاف اسلام بگويد، به خون برادران شهيدمان قسم، حنجره اش را با چنگ و دندان خواهيم دريد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;:سرلشگر محسن رضائي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;ما خودمان آزادي داده ايم، ما خودمان به مطبوعات آزادي داديم. يك شبه هم مي توانيم همه ي اين ها را جمع كنيم. كسي به ما چيزي تحميل نكرده و مگر كاري براي انقلاب دارد يا براي نظام. خودمان مطبوعات را درست كرديم، خودمان آزادي داديم و خودمان هم مي توانيم تمام اين ها را برداريم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;:روابط عمومي سپاه پاسداران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بار ديگر ضمن هشدار به دشمنان پيدا و پنهان ملت و به آن دسته از مطبوعات و قلم هاي مسموم و مشكوكي كه از فضاي آزاد كشور و نجابت و بردباري نيروهاي انقلاب سود جستند... همگان را به رعايت امنيت ملي و اطاعت بي چون و چرا از مقام معظم رهبري دعوت نموده و در غير اين صورت گرفتار آتش خشم ملت حزب الله خواهند شد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109052783437172101?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109052783437172101/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109052783437172101' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052783437172101'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052783437172101'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/7-httpreza515.html' title=''/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109052623602546133</id><published>2004-07-22T12:50:00.000-07:00</published><updated>2004-07-22T12:57:16.026-07:00</updated><title type='text'>مصاحبه بهزاد پيله ور سخنگوي شوراي آزادي با خانم حميده آرميده از صداي آمريكا</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مصاحبه بهزاد پيله ور سخنگوي شوراي آزادي با خانم حميده آرميده از صداي آمريكا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;نطفه اصلي اين شورا در سال 1368 شكل گرفته است .بعد از حمله وحشيانه رژيم به فعالان سياسي و اعدام هاي سال قبل ( سال 1367 ) ، مواضع شوراي ملي آزاديخواهان ( از همان دوره تا به حال ) در قبال جمهوري اسلامي به اين ترتيب بوده است كه آن را به رسميت نمي شناسد و هيچ نوع اصلاحاتي را در آن قبول و نمي كند . و كلا رژيم جمهوري اسلامي حاكم بر ايران را كاملا ضد انساني و غير انساني مي داند و به رسميت نمي شناسد .فعاليت هاي شورا از نظر فرهنگي، سخنراني براي دانشجويان توسط آقاي انوشيروان ياور در جمع دانشجويان دانشگاههاي تهران در وبلاگ شورا موجود است مي توانيد به آن مراجعه كنيد &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;.در مورد فعاليت هاي ديگر ، شاخه نظامي را داريم كه شاخه نظامي به نام ارتش ملي آزاديخواهان به سرپرستي آقاي گودرز بختياري است . در مورد ديگر فعاليت هاي اين شورا مي توانم بگويم كه فعاليت ها قبلا تا حدي علني انجام مي شد كه متاسفانه پس از بهمن ماه سال گذشته دستگيري 107 نفر از عزيزترين يارانمان و اعدام 15 نفر از آنها همچون قاصدك فرهمند ، موسي فرخ ، دكتر عارف هدايتي و جان باختن يكي ديگر از دوستان ما عزيزان ما حميد نهاوندي در زير شكنجه هاي جلادان رژيم در بيمارستان مرگ ( بقيه الله ) اشاره كنم . بعد از دست دادن اين عزيزان فعاليت هاي شاخه نظامي تا حدودي بيشتر شد كه طي چند روز گذشته در طي يك درگيري در منطقه گچساران ( بين برمايون و نول ) درگيري مسلحانه بين تعدادي ازنيروهاي ارتش ملي آزاديخواهان و نيروهاي سپاه و بسيج در گرفت . در اين در گيري چند تن[7نفر] از نيروهاي سپاه و بسيج زخمي شدند . دوستان ما هم آنهايي كه فرصت پيدا كردند از منطقه متواري شدند و يكي از عزيزان كه زخمي شده بود بوسيله نيروهاي محلي در حفاظت از محيط زيست فراري داده شد . در طي اين امر سه تن از دختران ارتش ملي آزاديخواهان دستگير شدند كه آقاي يعقوب مومني نژاد[مامور رسمي وزارت اطلا عات] شهردار گچساران به بهانه باز جويي و گرفتن اعتراف از آنها ، آنها را به ويلاي شخصي خودش مي برد و به بهانه بازجويي نواميس ايران را حتك حرمت مي كند .در قبال اين حركت ارتش ملي آزاديخواهان در طي چند روز گذشته در يك حركت طرح از پيش طرح ريزي شده آقاي يعقوب مومني نژاد توسط ارتش ملي به هلاكت رسيد .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;تير ماه 1378 تعرض وحشيانه رژيم به سنگر فرهنگي ايران بود مردم ايران هنوز آنرا فراموش نكردند . و جنبش هايي به اسم 18 تير در حال شكل گيري است . ولي الان در حال حاضر با سياستي كه رژيم جمهوري اسلامي دارد دنبال مي كند ، ايران امروز نيازمند&amp;nbsp; تير در هر ماه است ما در هر ماه و يا حتي در هر روز بايد يك18 تير داشته باشيم . بايد بتوانيم چهره اصلي رژيم جمهوري اسلامي را به دنيا نشان دهيم .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;مامورين سازمان ملل به ايران مي آيند و از ديده بان حقوق بشر به ايران مي آيند بعضي ايران را در ليست كشور هاي امن قرار مي دهند و بعضي ها مي گويند بله در ايران دموكراسي حاكم است .اينطور نيست چيزي كه الان فكر مي كنم در ايران دارد شكل مي گيرد پايگاه بزرگي به نام اسلام سياسي است . موارد ديگر اسلام را در جاهاي ديگر نيز داريم مي بينيم مثل لبنان مثل افغانستان سراسر ترور و حشيگري . دين برابري نيست ، ما اين را رد مي كنيم . ما خواهان نظام كاملا لائيك و جامعه سكولار هستيم . در اين راه با نزديك شدن به 18 تير هر كاري از دستمان بر بيابد و هر نوع فعاليتي كه بنابر استراتژي شورا و صلاحيت افرادي كه با آن ارتباط دارند تصويب شود انجام خواهد شد .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; :حميده آرميده&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در حال حاضر و با شرايط كنوني كشور فكر مي كنيد اقدام نظامي شكل بگيرد يا نه ؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;شدت را شوراي ملي آزاديخواهان رد مي كند يعني در حال حاضر ما شدت را رد مي كنيم . اينكه مردم ايران از فردا اسلحه بردارند و توي خيابان ها بيايندما اين را در حال حاضر رد مي كنيم چون باعث همان بر خورد هاي سال هاي 57 و اعدام ها و كلا مشي مسلحانه الان فكر نمي كنم درست باشد . در صورتي كه اكثر احزابي كه خارج از ايران و داخل فعاليت مي كنند اين را در گوشه كار خود شان قرار دادند . براي روزي كه نياز باشد .ولي ازسوي ديگر موقعي كه ياران مان از بين مي روند اين وضع براي دختران ايراني پيش مي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;آيد دولت ايران تجارت دختران و زنان ايراني را به دوبي شروع مي كند ما هم طبق معيارهاي خودمان تا آنجا كه بتوانيم مقابله مي كنيم . بنده اين مطلب را خدمت تمام شنوندگان عرض كنم كه از ديگر اهداف شوراي ملي آزاديخواهان برگزاري اتحاد بزرگ ملي گرايان ايران است . كه در آن مي توانم به حزب رستاخيز تاجيكستان و حزب مساوات نوين آذربايجان ، جنبش ملي اسلامي افغانستان ( مرحوم احمد شاه مسعود و هم اكنون با پيروان او ) ، حزب ميهن بزرگ (اوستياي جنوبي)، حزب ملي گرجستان ( ابخازيا )، سازمان ملي تركمن ( فرزندان مخدوم قلي در تبعيد) اشاره كنم كه با ائتلاف بين اينان مي توانم بگويم اتحاد بزرگ ملي گرايان در منطقه شكل خواهد گرفت .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109052623602546133?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109052623602546133/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109052623602546133' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052623602546133'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052623602546133'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/blog-post_109052623602546133.html' title='مصاحبه بهزاد پيله ور سخنگوي شوراي آزادي با خانم حميده آرميده از صداي آمريكا'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109052532589850733</id><published>2004-07-22T12:37:00.000-07:00</published><updated>2004-07-22T12:45:07.126-07:00</updated><title type='text'>متحدان انقلاب ملي - مام</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;شماره:83 م133 &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تاريخ:24/2/1383 &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پيوست: ندارد &lt;br /&gt;اگر سر به سر تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيم &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;متحدان انقلاب ملي - مام &lt;br /&gt;:با درود و سپاس بسيار به واسطه اعلام حمايت شما &lt;br /&gt;شوراي ملي آزادي خواهان ايران مجموعه اي است از نيروهاي دموكراسي طلب كه همچون بسياري از هموطنان ديگر وطن پرستي را نه در حرف بلكه شرف خود مي دانند و در اين راه تماس ها و همچنين عهدنامه هاي بسياري با احزاب ملي در كشور هاي تاجيكستان (حزب رستاخيز تاجيكستان )و در افغانستان (جنبش ملي شمال افغانستان ابتدا با احمد شاه مسعود و بعد با ياران او ) &lt;br /&gt;&amp;nbsp;در آذربايجان (حزب مساوات نوين آذربايجان )و با نيروهاي ملي گرجستان ( ابخازيا )نيز مذاكراتي داشته ايم ياران و عزيزان (مام) سياست شوراي ملي آزاديخواهان ايران در طي ده ساله گذشته مبتني بر فعاليت زير زميني بوده است تا 27 بهمن ماه سال گذشته كه متاسفانه به واسطه سهل انگاري يكي از اعضا 107 نفر از نيروها يمان در سرتاسر كشور دستگير و همگي به پادگان نيروي انتظامي در عشرت آباد تهران منتقل وپس از چندي 15 نفر در دو مرحله اعدام و در قبرستان هاي روستاي علي آباد و همچنين گرمسار شبانه مدفون شدند &lt;br /&gt;&amp;nbsp;به جز دوازده نفر بقيه با قرار وثيقه هاي سنگين آزاد شدند البته با دستگيري داور فرهمند پدر قاصدك فرهمند (يكي از كشته شدگان مرحله اول 23/12/1382 ) تعداد زندانيان به 13 نفر رسيد . &lt;br /&gt;هر چند روز گذشته پنج نفر از دستگير شدگان كه آزاد شده بودند دوباره به دادگاه انقلاب فرا خوانده شدند كه در آنجا 3 نفر كه از يكي از سفارت خانه ها كشور هاي غربي در ايران درخواست مهاجرت كرده بودند خواسته شده است تا درخواست خود را پس بگيرند . يك نفر هم به واسطه وبلاگ نويسي در اينتر نت مورد باز خواست قرار گرفته و نفر پنجم را به واسطه ارتباط با گروه هاي دانشجويي و سياسي ديگر مورد سئوال قرار داده اند . &lt;br /&gt;&amp;nbsp;شوراي ملي آزاديخواهان در طي سه ماهه گذشته 15 بيانيه رسمي در مورد دستگير شدگان و همچنين اعداميان خود منتشر كرده است . كه متاسفانه به واسطه عدم اطلاع رساني درست و همچنين عدم همراهي ارباب رسانه جمعي... حكومت ملايان از فرصت استفاده و آن كرد كه شنيديد و خوانديد . شورا در طي سال هاي گذشته دهها جلد كتاب را با موضوعات ملي و آزاديخواهانه حمايت مالي براي چاپ نموده است و همچنين تجديد چاپ كتاب هاي كهن همچون شاهنامه در دستور كار خود داشته است نمايشگاه ها و همايش هاي بسياري با مضامين ملي بر پا نموده است و در عين حال هزاران جلد از آنها را به كشور هاي دوست و برادر و يا بهتر بگوييم هموطنان جدا شده مان در افغانستان . تاجيكستان . ازبكستان . آذربايجان و ارمنستان ارسال نموده است اين همه به همراه تامين حداقل نياز هاي مالي بسياري از خانواده هاي زندانيان سياسي با كمك و همراهي وطن پرستاني كه استطاعت مالي داشته اند همه در يكزمان انجام شده است .عزيزان و ياران سكوت به منزله نبودن نيست آنچه در طي سه ماهه گذشته بر ما رفته حداقل به اين مقدارقساوت از طرف حكومت با هيچ ارگان سياسي ديگري در طي چند ساله گذشته انجام نشده هر چند پاك باختگي ايرانيان براي بدست آوردن شرف و اعتبار از دست رفته شان در طي اين ربع قرن به هر نامي باشد قابل ستايش و ارج است... ايرانيان همچون ققنوس از دل خاكستر سر بلند نموده و خانه به يغما رفته شان را بازپس مي گيرند چه ننگ و و دلهره آور است وقتي مي شنويم كه ملايان در خواست عضويت در اتحاديه عرب مي كنند و تازه آن اتحاديه شرط عضويت ايران را اعطاي سه جزيره (تنب بزرگ و تنب كوچك و ابو موسي ) به امارات مي داند گويا خاكستر مرگ بر همه جا پراكنده اند نه ندايي ونه صدايي ... عزيزان چگونه ميتوان صحبت كرد و سخن گفت؟ يارانت را ميكشند كشورت را به حراج مي گذارند ناموست را صادر مي كنند و در آخر باز بايد شاهد تهمت و نسبت هاي ناروايي باشي كه نمي دانيم از حنجره يك ايراني خارج ميشود و يا اجنبي به هر شكل دست شما را به گرمي مي فشاريم و در اين راه از جان … كه شيرين ترين و با ارزش ترين هديه خداوندي است خواهيم گذشت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;...شوراي ملي آزاديخواهان ايرانرونوشت : رسانه هاي جمعي &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109052532589850733?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109052532589850733/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109052532589850733' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052532589850733'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052532589850733'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/blog-post_22.html' title='متحدان انقلاب ملي - مام'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7716210.post-109052464090952449</id><published>2004-07-22T12:21:00.000-07:00</published><updated>2004-07-22T12:31:12.640-07:00</updated><title type='text'>انوشيروان ياور</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;پيوست:ندارد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;اگر سر به سر تن به كشتن دهيم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;از آن به كه كشور به دشمن دهيم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;سالهاست منتظر چنين روزهايي &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;بوده ايم روزهايي كه حاكميت مطلقه كشورمان به چنان تلاطمي گرفتار آيد كه براي بقاي خود به هر طرفندي متوسل شود از بند وبست آزاديخواهان گرفته تا پيشنهادات پنهاني ونفوذ در بين اپوزسيون براي اختلاف&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;- باج هاي كلان به كشورهاي اجنبي براي بقا - بازي با مهره هاي سوخته داخل حكومت براي ايجاد هيجان كاذب اجتماعي - مانور كاذب بر روي يك فيلم سينماي تا آزاد گذاشتن مراكز فساد وقاچاق دختران - ايجاد شبكه هاي تلويزيوني خنثي ويا ضد ايراني و مصدق - همه وهمه براي بقاي نظام پليدي است كه تمام وجودش سراسر آغشته به خون عزيزان ماست اينها همه در كنار نمايان ساختن دندانهاي تيز خود در هر چهار راه وخياباني براي ترساندن آزاديخواهان مانند گازانبر زنگ زده اي شده كه در دست گرفته اند . بخاطر داريم حكومت پيشين نيز به چنين باتلاقي گرفتار آمده بود يقينا چنان سرنوشتي هر لحظه بدور سر آنها مي گردد .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;عزيزان من جوانان ايران!ما وپدرانمان بارها اشتباه كرده ايم ازآغاز مشروطيت تا امروز بار ها بر شخصيتهاي فاسد و مريضي همچون شيخ فضل الله - مدرس - كاشاني - محمد رضا پهلوي - خميني - خامنه اي- هاشمي - خاتمي و بسياري ديگر دل سپرديم وبه بسياري از آنان كشور را سپرديم و باز هربار خود براي آزادي به پيش آنها به گدايي افتاديم آري عزيزان من همه بواسطه آن بوده كه گردن بر حكومت مطلقه سپرده ايم حكومتي كه راس آن فارغ از نظارت مردمي شد و عملكرد او عين حقيقت ودرستي وخود را مبرا از نقد دانست مي شود ديو آدم خوار آنگونه كه اينان شدند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&amp;nbsp;عزيزان من يك حاكميت دمكراتيك با نظام گردشي ولاييك دواي درد ماست نظامي كه نخبگانش هميشه اين را در نظر بگيرند كه تا آراء عمومي همراهشان نباشد نمي توانند بر كشور سيطره داشته باشند واحزاب آزاد و مطبوعات چنان پشتوانه مستحكمي داشته باشند كه حتي بالاترين شخصيت كشور نتواند آنها را تحت فشار بگذارد چه برسد به محروم ساختن از حقوق اجتماعي - زندان و قتل ...اگر فكر مي كنيد حكومتي اجنبي ويا نيروي مستقل از شما آنها را به زير مي كشد سخت در اشتباهيد تا خود نخواهيد تغييري ايجاد نخواهد شد لذا همه ما بايد دست به قيام فراگير واعتراض گونه بزنيم چرا بايد ما ايرانيان هميشه در افراط وتفريط باشيم نمي گوييم بكشيد و آتش بزنيد ... حضور حتي آرام ما در كنار يكديگر در جمع معترضان خود به تنهايي خانه روحانيون حاكم بر ايران را آتش خواهد زد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&amp;nbsp;امسال بايد پس از مدتها چنان درسي به اين اجنبيان بدهيم كه در تاريخ ثبت شود 20 خرداد نزديك است خردادي كه هميشه براي ما وحاكميت سرنوشت ساز بوده است سال گذشته در چنين روزي زبانهاي خشم ما حاكميت را در نورديد امير آباد - خيابان كارگر - شهيد گمنام - خيابان دكتر حسين فاطمي وپل گيشا همه وهمه قلب تاريخ ما - هويت آزاده ما وستيز ما با استبداد خواهد بود امسال به استقبال چنين روزهاي زيبايي خواهيم رفت وهمه ايران را امير آباد خواهيم كرددراينجا لاز م ميدانم مجددا به خانواده شهيد نهاوندي و15 شهيد ديگر شوراي ملي آزاديخواهان ايران و6 شهيد حزب دمكرات كردستان را كه در زندان و زير شديدترين شكنجه هاي ضد بشري جان باختند تسليت عرض نمايم .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;انوشيروان ياورشوراي ملي آزاديخواهان ايران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;شماره:92 م131&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;تاريخ:30/2/1383&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7716210-109052464090952449?l=shorayemelli.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://shorayemelli.blogspot.com/feeds/109052464090952449/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7716210&amp;postID=109052464090952449' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052464090952449'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7716210/posts/default/109052464090952449'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://shorayemelli.blogspot.com/2004/07/blog-post.html' title='انوشيروان ياور'/><author><name>شورای آزادی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08345653837165448695</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
